آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

ترامپ با مسکو از درِ دوستی وارد می‌شود، سیا مسیر دیگری را دنبال می‌کند

تناقض میان دیپلماسی ترامپ و عملیات مخفی سیا، تلاش آمریکا برای پایان جنگ اوکراین را زیر سؤال برده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «درحالی‌که ترامپ با مسکو از درِ دوستی وارد می‌شود، سیا مسیر دیگری را دنبال می‌کند» به قلم آلیستر کروک (Alastair Crooke) در نشریه امریکن کانسروتیو (The American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی تعارض میان رویکرد دیپلماتیک دولت ترامپ در قبال روسیه و فعالیت‌های اطلاعاتی و نظامی سیا در اوکراین، از شکاف ساختاری در سیاست خارجی آمریکا و محدودیت کنترل کاخ سفید بر نهادهای امنیتی سخن می‌گوید. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

سیاست آمریکا در قبال جنگ اوکراین با تناقضی اساسی روبه‌روست: دونالد ترامپ از یک‌سو تلاش می‌کند با ولادیمیر پوتین وارد تعامل شود و از طریق توافق‌های اقتصادی و دیپلماتیک، زمینه پایان جنگ را فراهم کند؛ اما از سوی دیگر، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) همچنان در حمایت اطلاعاتی و عملیاتی از اوکراین و تضعیف توان نظامی روسیه نقش فعالی ایفا می‌کند. این دوگانگی پرسش‌هایی جدی درباره میزان هماهنگی دستگاه سیاست خارجی آمریکا و توانایی رئیس‌جمهور برای اعمال کنترل بر نهادهای امنیتی ایجاد کرده است.

انتشار گزارشی درباره جان رتکلیف، رئیس سیا، در نشریه آتلانتیک، ابعاد این شکاف را برجسته کرده است. در این گزارش، سیا نهادی معرفی می‌شود که عملاً درگیر جنگ با روسیه است، درحالی‌که رئیس‌جمهور آمریکا در تلاش برای بهبود روابط با مسکو قرار دارد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، سیا با ارائه داده‌های اطلاعاتی به ارتش اوکراین، در حملات به عمق خاک روسیه نقش پشتیبانی دارد. همچنین ماهواره‌های جاسوسی آمریکا هشدارهای اولیه درباره حملات موشکی و پهپادی روسیه را در اختیار کی‌یف قرار می‌دهند. بخش عملیات مخفی و شبه‌نظامی این سازمان نیز از گسترش فعالیت‌های خود در اوکراین استقبال می‌کند.

این وضعیت صرفاً اختلافی اجرایی میان نهادهای دولتی نیست، بلکه می‌تواند ریشه در فرهنگ سازمانی دستگاه اطلاعاتی آمریکا داشته باشد. اطلاعات امنیتی هیچ‌گاه کاملاً مستقل از پیش‌فرض‌ها و جهت‌گیری‌های سازمانی تولید نمی‌شوند. نمونه مشابه آن در اسرائیل مشاهده شد؛ جایی که شکست اطلاعات نظامی در پیش‌بینی حمله هفتم اکتبر حماس، نه ناشی از فقدان اطلاعات، بلکه نتیجه ناتوانی ساختار اطلاعاتی در بازنگری باورهای تثبیت‌شده و پذیرش احتمال اشتباه ارزیابی شد. همین خطر درباره سیا نیز مطرح است: ممکن است این سازمان به دلیل اعتقاد راسخ به ضعف روسیه و ماهیت تهدیدآمیز آن، نشانه‌های تغییر موازنه جنگ را نادیده بگیرد.

تناقض میان سیاست کاخ سفید و عملکرد سیا در ماجرای استارلینک نیز آشکار شد. ترامپ برای وادارکردن ولودیمیر زلنسکی به توقف حملات علیه پالایشگاه‌های سوخت روسیه، به‌طور موقت ارتباطات استارلینک و تبادل اطلاعات با اوکراین را محدود کرد. با موافقت کی‌یف، این محدودیت‌ها ظرف چند روز برطرف شد. این اتفاق نشان داد که ترامپ می‌تواند در مقاطع مشخص از ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی برای اعمال فشار استفاده کند، اما ظاهراً قادر یا مایل نیست ساختار کلی فعالیت‌های عملیاتی سیا علیه روسیه را تغییر دهد. در واقع، تلاش برای دستیابی به توافق صلح با مسکو در کنار ادامه عملیات مخفی علیه این کشور، اعتبار دیپلماسی آمریکا را با چالش مواجه می‌کند.

از نگاه مسکو، این رفتار متناقض احتمالاً نشانه آن است که تلاش‌های ترامپ برای نزدیک‌شدن به روسیه، الزاماً به معنای تغییر راهبرد کلی واشنگتن نیست. در همین شرایط، روسیه رویکرد نظامی خود را تشدید کرده و به‌جای محدودکردن حملات، زیرساخت‌های دارای کاربرد نظامی اوکراین را هدف قرار داده است. هدف این راهبرد، کاهش توان عملیاتی کی‌یف و از بین بردن ظرفیت تبدیل‌شدن اوکراین به سکوی تهدید نظامی علیه روسیه در آینده است. برتری نسبی روسیه در منابع مادی و ظرفیت تحمل جنگ نیز می‌تواند در تعیین نتیجه نهایی مؤثر باشد.

در اروپا نیز نشانه‌های بحران سیاسی و اقتصادی، حمایت از اوکراین را دشوارتر کرده است. افزایش بدهی عمومی، کاهش رشد اقتصادی، بالا رفتن بیکاری و افت اعتماد مصرف‌کنندگان، توان مالی کشورهای اروپایی برای ادامه تأمین هزینه‌های جنگ را محدود کرده است. بدهی منطقه یورو به حدود ۸۹ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده و این رقم در فرانسه حدود ۱۱۹ درصد و در ایتالیا نزدیک به ۱۴۰ درصد گزارش شده است. در چنین شرایطی، تأمین درخواست ۱۵۵ میلیارد یورویی زلنسکی برای کمک بیشتر به اوکراین، در کنار تعهدات مالی قبلی اتحادیه اروپا، با دشواری جدی روبه‌رو خواهد شد.

این بحران اقتصادی با وابستگی راهبردی اروپا به آمریکا نیز پیوند خورده است. بخشی از ساختار سیاسی اروپا هنوز آمادگی پذیرش ضرورت استقلال بیشتر در سیاست خارجی و بازنگری در مناسبات با واشنگتن را ندارد. بااین‌حال، ادامه جنگ بدون چشم‌انداز روشن و بدون منابع مالی کافی، این وابستگی و ناتوانی را بیش از گذشته آشکار خواهد کرد.

در مجموع، شکاف میان دولت ترامپ، سیا و متحدان اروپایی، مانع شکل‌گیری راهبردی منسجم برای پایان جنگ اوکراین شده است. مسئله اصلی این است که آیا دستگاه اطلاعاتی آمریکا واقعیت‌های متغیر میدان جنگ و محدودیت‌های اقتصادی و سیاسی غرب را به‌درستی درک می‌کند یا همچنان بر ارزیابی‌های تثبیت‌شده خود اصرار دارد. نادیده‌گرفتن این واقعیت‌ها می‌تواند فاصله میان اهداف اعلام‌شده واشنگتن و تحولات واقعی جنگ را عمیق‌تر کند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا