ترامپ و رؤیای نفوذ بر آمریکای جنوبی
پیروزی بولسونارو جونیور میتواند نفوذ ترامپ و سیاستهای امنیتمحور راستگرا را در آمریکای لاتین تقویت کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «ترامپ و رؤیای نفوذ بر آمریکای جنوبی» به قلم استیو بلومفیلد (Steve Bloomfield) در روزنامه گاردین (The Guardian) منتشر شده است که به بررسی نقش سیاست خارجی دونالد ترامپ در چرخش سیاسی آمریکای لاتین، رقابت انتخاباتی برزیل و تأثیر فزاینده مسئله امنیت و جرایم سازمانیافته بر گرایش رأیدهندگان میپردازد و استدلال میکند که عوامل داخلی، بیش از مداخله آمریکا، محرک اصلی قدرتگیری جریانهای راستگرا بودهاند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا، واشنگتن تلاش کرده است نفوذ خود را در نیمکره غربی افزایش دهد و روابط سیاسی کشورهای آمریکای لاتین را بر اساس میزان همسویی با راهبردهای خود شکل دهد. حمایت مالی از دولت آرژانتین، فشار بر دولت کلمبیا و اقدامات شدید علیه دولت ونزوئلا بخشی از این رویکرد بوده است. در همین دوره، چندین نامزد راستگرا یا راست افراطی در انتخابات ریاستجمهوری کشورهای منطقه پیروز شدهاند و ترامپ نیز بخشی از این موفقیتها را به حمایت خود نسبت داده است.
در چنین شرایطی، انتخابات برزیل اهمیت ویژهای پیدا کرده است؛ زیرا این کشور بزرگترین اقتصاد آمریکای جنوبی و یکی از مهمترین بازیگران سیاسی منطقه است. رقابت میان لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا و فلاویو بولسونارو، پسر ژائیر بولسونارو، علاوه بر ابعاد داخلی، به عرصهای برای سنجش میزان نفوذ سیاسی واشنگتن تبدیل شده است. دولت ترامپ در دوره اخیر، از فشار اقتصادی و سیاسی برای حمایت از خانواده بولسونارو و تضعیف دولت لولا استفاده کرده است.
یکی از مهمترین محورهای این فشار، پرونده ژائیر بولسونارو بوده است. تحقیقات قضایی در برزیل از طرحی گسترده برای حفظ قدرت پس از شکست انتخاباتی او در سال ۲۰۲۲ پرده برداشت؛ طرحی که بنا بر یافتههای قضایی، شامل تلاش برای لغو نتیجه انتخابات و حتی برنامهریزی برای ترور برخی مقامهای ارشد بود. اعمال فشار اقتصادی آمریکا در واکنش به روند قضایی، از جمله تهدید به وضع تعرفههای سنگین بر کالاهای برزیلی، نهتنها روند رسیدگی قضایی را متوقف نکرد، بلکه به لولا امکان داد مخالفت با فشار خارجی را به بخشی از گفتمان انتخاباتی خود تبدیل کند.
با این حال، نسبت دادن چرخش سیاسی آمریکای لاتین به مداخله آمریکا بهتنهایی، تصویر کاملی ارائه نمیدهد. در کشورهایی مانند پرو و شیلی، برخی نامزدهای نزدیک به ترامپ حتی از دریافت حمایت آشکار او پرهیز کردند. در بولیوی نیز سقوط جریان چپ بیشتر حاصل مشکلات و ناکارآمدیهای داخلی بود. بنابراین، اگرچه واشنگتن میتواند بر فضای سیاسی منطقه اثر بگذارد، اما عوامل داخلی نقش تعیینکنندهای در تغییر رفتار انتخاباتی جوامع داشتهاند.
مهمترین عامل مشترک در این تغییرات، تشدید ناامنی و گسترش جرایم سازمانیافته، قاچاق مواد مخدر و نفوذ گروههای مسلح در جوامع و ساختارهای دولتی است. ناتوانی دولتهای چپگرا در مهار این روند، زمینه را برای رشد جریانهایی فراهم کرده که امنیت را در مرکز برنامه سیاسی خود قرار دادهاند. در این میان، مدل حکمرانی نایب بوکله در السالوادور به الگویی برای بخشی از سیاستمداران راستگرا تبدیل شده است؛ مدلی که بر برخورد گسترده و سختگیرانه با باندهای جنایتکار استوار است، اما همزمان با انتقادهای جدی درباره تضعیف حقوق بشر و حاکمیت قانون روبهروست.
در برزیل نیز فلاویو بولسونارو مبارزه با کارتلهای مواد مخدر و جرایم سازمانیافته را محور اصلی کارزار خود قرار داده است. سیاست آمریکا در قبال گروههای جنایتکار برزیلی و تلاش برای قرار دادن آنها در چارچوب مبارزه با تروریسم، این مسئله را به موضوعی مهم در رقابت انتخاباتی تبدیل کرده است. در صورت پیروزی بولسونارو جونیور، احتمال همگرایی بیشتر برزیل با ابتکارات امنیتی دولت ترامپ در منطقه وجود خواهد داشت.
در سطحی گستردهتر، تجربه ترامپ از سال ۲۰۱۶ به بعد نشان داده است که گفتمان ضدساختار، زبان سیاسی تند و تأکید بر اقتدارگرایی میتواند در بخشهایی از آمریکای لاتین بازتاب پیدا کند. با این حال، ماندگاری این گرایشها الزاماً به حضور ترامپ در کاخ سفید وابسته نیست. تا زمانی که ناامنی، قدرتگیری گروههای جنایتکار و نگرانی عمومی از خشونت ادامه داشته باشد، سیاستمدارانی که وعده برخورد سختگیرانه با این تهدیدها را میدهند، همچنان فضای سیاسی قابلتوجهی در منطقه خواهند داشت./ منبع