برای ترامپ و شی، تنها یک راه پیش روست
آمریکا و چین باید رقابت اقتصادی خود را به سمت همزیستی و تنشزدایی پایدار هدایت کنند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «برای ترامپ و شی، تنها یک راه پیش روست» به قلم جسیکا چن وایس (Jessica Chen Weiss)، استاد دانشگاه و مدیر مؤسسه آمریکا، چین و آینده امور جهانی (Institute for America, China, and the Future of Global Affairs) در دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز، در بخش دیدگاههای نیویورک تایمز (The New York Times) منتشر شده است. این یادداشت با مرور تنشهای تجاری و فناورانه اخیر، استدلال میکند که وابستگی متقابل آمریکا و چین، هزینه تشدید رقابت را افزایش داده و حفظ ثبات از طریق تنشزدایی و ارتباط مستمر را به یک ضرورت راهبردی تبدیل کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تنش اقتصادی میان آمریکا و چین طی سال گذشته نشان داد که هر دو کشور توان وارد کردن هزینههای قابلتوجه به یکدیگر را دارند، اما هیچیک نتوانست طرف مقابل را به عقبنشینی وادار کند. دولت ترامپ با اعمال تعرفه و محدودیتهای فناوری، فشار بر چین را افزایش داد و پکن نیز با محدود کردن صادرات عناصر نادر و مواد حیاتی برای صنایع آمریکا پاسخ داد. پیامد این تقابل به کارخانهها و مصرفکنندگان در هر دو کشور منتقل شد و در نهایت، متقابل، ماهیت رقابت دو کشور را با نمونه جنگ سرد آمریکا و شوروی متفاوت میکند. در دوران جنگ سرد، تجارت میان دو رقیب محدود بود، اما اقتصادهای آمریکا و چین همچنان به یکدیگر پیوند خوردهاند. حتی پس از کاهش ۲۵ درصدی تجارت دوجانبه در نتیجه رویارویی تجاری سال گذشته، چین همچنان یکی از بزرگترین شرکای تجاری دو طرف در اکتبر گذشته به یک آتشبس تجاری یکساله دست یافتند.
با نزدیک شدن به پایان این دوره، دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ در کاخ سفید میتواند مرحله تازهای در روابط دو قدرت ایجاد کند. مسئله محوری، نه دستیابی فوری به یک توافق بزرگ، بلکه پذیرش این واقعیت است که هیچیک از طرفین ابزار کافی برای وارد کردن «ضربه نهایی» به دیگری ندارد. آمریکا از برتری مالی، توان طراحی تراشه و تجهیزات پیشرفته تولید نیمهرسانا و مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی برخوردار است؛ در مقابل، چین بزرگترین صادرکننده جهان است و در تولید عناصر نادر، مواد معدنی حیاتی، آهنرباهای قدرتمند و برخی مواد مورد استفاده در صنایع دارویی و فناوری جایگاه مهمی دارد. چین همچنین در توسعه مدلهای ارزان و متنباز هوش مصنوعی پیشرفت کرده است.
این وابستگی متقابل، ماهیت رقابت دو کشور را با نمونه جنگ سرد آمریکا و شوروی متفاوت میکند. در دوران جنگ سرد، تجارت میان دو رقیب محدود بود، اما اقتصادهای آمریکا و چین همچنان به یکدیگر پیوند خوردهاند. حتی پس از کاهش ۲۵ درصدی تجارت دوجانبه در نتیجه رویارویی تجاری سال گذشته، چین همچنان یکی از بزرگترین شرکای تجاری آمریکا باقی ماند. از این منظر، تلاش برای جداسازی کامل دو اقتصاد نهتنها دشوار، بلکه دارای هزینههای متقابل خواهد بود. استفاده هر طرف از یک نقطه آسیبپذیر اقتصادی نیز میتواند طرف مقابل را به یافتن مسیرهای جایگزین و اعمال فشار متقابل سوق دهد.
در این چارچوب، مفهوم «بازدارندگی از طریق اختلال متقابل اقتصادی» مطرح میشود؛ وضعیتی که در آن، همانطور که تهدید نابودی متقابل در جنگ سرد مانع تشدید رویارویی هستهای شد، هزینه بالای اختلال اقتصادی نیز میتواند انگیزه ادامه تشدید تنش را کاهش دهد. هدف، حذف رقابت نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکیرسی سامانههای هوش مصنوعی به شبکههای حساس، رفتارهای پیشبینیناپذیر و سوء به رویارویی فراگیر است.
هوش مصنوعی یکی از حوزههایی است که ضرورت چنین رویکردی را برجسته میکند. نگرانی درباره دسترسی سامانههای هوش مصنوعی به شبکههای حساس، رفتارهای پیشبینیناپذیر و سوءاستفاده از آسیبپذیریهای دیجیتال در هر دو کشور افزایش یافته است. همکاری اولیه در حوزههایی مانند مقابله با گروههای باجافزاری و سوءاستفاده مجرمانه از هوش مصنوعی میتواند بدون حذف رقابت فناورانه، کانالهای ارتباطی را حفظ کند.
با این حال، دیدار ترامپ و شی لزوماً به توافقی بزرگ منجر نخواهد شد. اختلافات تجاری، فناوری، امنیتی و ژئوپلیتیکی همچنان پابرجاست و هر دو کشور به دنبال افزایش نفوذ جهانی خود هستند. مسئله اصلی، ایجاد چارچوبی برای مدیریت این رقابت است؛ چارچوبی که از تبدیل فشارهای اقتصادی به چرخهای از اقدامات و واکنشهای متقابل جلوگیری کند.
در نهایت، ثبات بیشتر در روابط آمریکا و چین میتواند امکان گفتوگوی منظمتر، مدیریت بحران و همکاری محدود در مسائلی مانند هوش مصنوعی، تغییرات اقلیمی و سلامت جهانی را فراهم کند؛ حوزههایی که حل آنها بدون مشارکت هر دو قدرت دشوار است. چنین مسیری به اعتماد کامل میان واشنگتن و پکن نیاز ندارد، بلکه مستلزم پذیرش محدودیتهای قدرت، حفظ ارتباطات و جلوگیری از آن است که رقابت دوجانبه بر سایر عرصههای روابط دو کشور غلبه کند./ منبع



