ترامپ چرا مادورو را دستگیر کرد؟
سیاست تهاجمی دولت دوم ترامپ در ونزوئلا بخشی از راهبرد بازآرایی قدرت آمریکا در حوزه انرژی و نظم ژئوپلیتیک جهانی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ چرا مادورو را دستگیر کرد؟» نوشته فردی گری (Freddy Gray) در اسپکتیتور (Spectator) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی عملیات نظامی دولت دوم دونالد ترامپ علیه حکومت نیکلاس مادورو و پیوند آن با راهبرد کلان آمریکا در حوزه تغییر رژیم، انرژی و معادلات ژئوپلیتیک میپردازد و نشان میدهد چگونه سیاست فشار حداکثری ترامپ در ونزوئلا میتواند مقدمه بازآرایی قدرت در برابر ایران و روسیه باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دونالد ترامپ سال نو میلادی را اغلب با اقداماتی پرصدا و شوکآور آغاز میکند. در سوم ژانویه ۲۰۲۰، دولت نخست او دستور حمله پهپادی را صادر کرد که به کشتهشدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، انجامید. ۶ سال بعد، در آغاز سال ۲۰۲۶، دولت دوم ترامپ عملیاتی گسترده برای تغییر رژیم در ونزوئلا اجرا کرد؛ عملیاتی که با حملات نظامی به چندین هدف، ویرانی زیرساختها و بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش همراه بود و آنها از کشور خارج شدند. این اقدام پس از هفتهها و ماهها حملات نظامی علیه اهداف دولتی و مرتبط با کارتلهای مواد مخدر صورت گرفت. پیشتر در واشنگتن شایعاتی جدی درباره اجرای چنین عملیاتی در آستانه کریسمس وجود داشت، اما تصمیم نهایی به ابتدای سال جدید موکول شد.
خروج مادورو برای بسیاری مایه تأسف نیست. حکومت او بهعنوان نظامی چپگرا، بهمرور زمان فاسدتر و سرکوبگرتر شده و ساختاری شبهجنایی به خود گرفته است. شهروندان برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود با دشواری روبهرو هستند، فرهنگ خبرچینی از طریق شبکههای اجتماعی رواج یافته و کارتلهای مواد مخدر بدون مانع فعالیت میکنند. با این حال، مسئله اصلی آینده ونزوئلا پس از این تحول است. ایالات متحده در سالهای اخیر در سرنگونی رهبران سیاسی موفقیتهایی داشته، اما مرحله پس از آن، یعنی ایجاد ثبات و نظم جدید، همواره چالشبرانگیز بوده است.
ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل، که پیشتر با احتیاط از ترامپ تمجید کرده بود، سه هفته پیش اظهار داشت که ونزوئلا پیشتر مورد تهاجم قرار گرفته است؛ تهاجمی نه از سوی آمریکا، بلکه از جانب روسیه و ایران. او به حضور عوامل روس، ایرانی و گروههایی مانند حزبالله و حماس اشاره کرد که به گفته او آزادانه و هماهنگ با حکومت فعالیت میکنند. همچنین از حضور گسترده گروههای شبهنظامی کلمبیایی و کارتلهای مواد مخدر سخن گفت که بخش بزرگی از جمعیت کشور را درگیر کرده و علاوه بر قاچاق مواد مخدر، در قاچاق انسان و شبکههای فساد فعالاند. بهطور کلی، ونزوئلا به کانونی برای فعالیتهای مجرمانه در قاره آمریکا بدل شده است.
ماچادو از سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه مادورو حمایت میکند و احتمالاً در برنامههای آینده دولت آمریکا برای ونزوئلا نقشی برجسته خواهد داشت. گزارشها درباره فعالیتهای ایران و حزبالله در منطقه نیز جایگاه مهمی در این تحولات دارند. پرسشی که مطرح میشود این است که آیا حملات به کاراکاس مقدمهای برای اقدامی مشابه علیه تهران خواهد بود یا خیر؛ پرسشی که با توجه به حضور اخیر بنیامین نتانیاهو در مراسم سال نو ترامپ در مارالاگو اهمیت بیشتری یافته است.
تمرکز ترامپ بر قیمت انرژی و منابع نفتی در این میان برجسته است. کشورهایی که هدف تهدید یا حمله قرار میگیرند، اغلب دارای ذخایر عظیم نفت هستند. حملات روز کریسمس به نیجریه که ظاهراً برای حمایت از مسیحیان انجام شد، نیز از دید برخی ناظران انگیزههای پنهان اقتصادی داشته است. با تغییر حکومت در ونزوئلا، یکی از آخرین دولتهای بزرگ صادرکننده نفت مخالف منافع آمریکا از میان برداشته شد؛ در کنار ایران و روسیه. همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره توافقی احتمالی بر سر جنگ اوکراین و فرصتهای اقتصادی ناشی از نزدیکی واشنگتن و مسکو، چشمانداز سیاست خارجی آمریکا در سال ۲۰۲۶ ترسیم میشود؛ جنگ با ونزوئلا و ایران و صلح مبتنی بر سوختهای فسیلی با روسیه، راهبردی که هرچند از نظر انرژی منطقی بهنظر میرسد، اما کنترل پیامدهای پس از سرنگونی دولتها همواره دشوار باقی میماند./ منبع



