آمریکاایالات متحدهداخلیسیاسی

چرا ترامپ از وزارت امور خارجه متنفر است؟

مقاومت ساختاری وزارت خارجه در برابر سیاست‌های ترامپ، این نهاد را به حاشیه رانده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان « چرا ترامپ از وزارت امور خارجه متنفر است؟» نوشته پیتر ون بورن (Peter Van Buren) در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت، ریشه‌های بی‌اعتمادی عمیق دولت دونالد ترامپ به بدنه بوروکراتیک وزارت امور خارجه ایالات متحده را بررسی کرده و استدلال می‌کند که اقدامات جناحی، افشاگری‌های مداوم و مقاومت ساختاری دیپلمات‌های ارشد در برابر سیاست‌های کاخ سفید، عامل اصلی انزوا و کاهش بی‌سابقه نقش این نهاد در تصمیم‌گیری‌های کلان دیپلماتیک واشنگتن بوده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

سیاست خارجی دولت دوم دونالد ترامپ نشان‌دهنده یک تغییر ساختاری عمده در نحوه مدیریت دیپلماسی ایالات متحده است؛ جایی که وزارت امور خارجه به طور بی‌سابقه‌ای منزوی شده و عملاً در حاشیه تصمیم‌گیری‌های راهبردی قرار گرفته است. کاخ سفید با ایجاد یک ساختار موازی از مشاوران برگزیده و فرستادگان ویژه، هسته اصلی بوروکراسی وزارت خارجه را دور زده است. نمونه بارز این رویکرد، واگذاری پرونده‌های حیاتی مانند مذاکرات مرتبط با ایران و بحران اوکراین به فرستادگان ویژه، به جای دفاتر رسمی این وزارتخانه است. علاوه بر این، کاهش سازمان‌یافته نیروی انسانی، بلاتکلیف گذاشتن پست‌های سفارت در کشورهای مختلف و واگذاری مدیریت دفاتری مانند صدور ویزا در آفریقا به بخش‌های دیگر، از نشانه‌های ملموس کاهش اهمیت این نهاد سنتی در نگاه دولت کنونی است. حتی در ساختار مدیریتی نیز، وزیر امور خارجه به عنوان مهره‌ای چندوظیفه‌ای در دولت عمل می‌کند که وزارت خارجه تنها بخشی از دغدغه‌های روزانه او را تشکیل می‌دهد.

ریشه‌های این بی‌اعتمادی عمیق و تقابل میان قوه مجریه و بدنه دیپلماتیک به رفتار و عملکرد کارکنان رسمی این وزارتخانه در جریان دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ بازمی‌گردد. بدنه سنتی وزارت خارجه در آن مقطع عملاً در نقش یک «جبهه مقاومت ساختاری» ظاهر شد؛ اقداماتی نظیر نافرمانی‌های اداری در برابر وزرای وقت، نگارش یادداشت‌های مخالفت‌آمیز داخلی و نشت گسترده محتوای جلسات محرمانه به رسانه‌های منتقد، فضا را به شدت دوقطبی کرد. اوج این تقابل در جریان پرونده استیضاح اول ترامپ نمایان شد، جایی که مقامات ارشد و دیپلمات‌های حرفه‌ای این وزارتخانه با حضور در کنگره و ارائه شهادت‌های تند علیه انتصابات سیاسی کاخ سفید، عملاً به ابزار دست مخالفان سیاسی دولت تبدیل شدند. از سوی دیگر، اصرار این نهاد بر تداوم برنامه‌های تنوع‌گرایی و برابری (DEI) به ارث رسیده از دولت‌های گذشته و تاخیر در انتشار ایمیل‌های جنجالی مقامات سابق، تصویری کاملاً جناحی و سیاسی‌شده از این وزارتخانه نزد محافظه‌کاران ترسیم کرد.

در نهایت، بقای هر نهاد بوروکراتیک در نظام سیاسی ایالات متحده منوط به اجرای وفادارانه سیاست‌های دولت منتخب مردم است، نه مقاومت در برابر آن. بدنه دیپلماتیک آمریکا با ورود به بازی‌های جناحی و اتخاذ موضع تقابلی علنی با رئیس‌جمهور، مشروعیت حرفه‌ای خود را مخدوش کرد. در نتیجه، اصلاح وضعیت فعلی و بازگشت وزارت خارجه به مدار اصلی قدرت، نیازمند بازسازی نیروی انسانی نیست، بلکه منوط به احیای اعتماد از دست رفته دولت به این نهاد است؛ چرا که در ساختار فعلی، کاخ سفید ترجیح می‌دهد وظایف کلان را به مهره‌های وفادار واگذار کرده و وزارت خارجه را تنها به امور کنسولی و تشریفات لجستیکی محدود سازد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا