طرح احتمال نامزدی دوباره ترامپ در سال ۲۰۲۸، بیش از آنکه تلاشی واقعی برای بازگشت به قدرت باشد، ابزاری برای حفظ نفوذ و کنترل او بر حزب جمهوریخواه است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا ترامپ به نامزدی در انتخابات ۲۰۲۸ چشم دوخته است؟» نوشته الی میستال (Elie Mystal) در نیشن (Nation) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی انگیزههای سیاسی و شخصی دونالد ترامپ در القای احتمال نامزدی برای سومین دوره ریاستجمهوری میپردازد و نشان میدهد چگونه این تصور، بهرغم غیرقانونی بودن آن، به ابزاری برای حفظ نفوذ و کنترل او و اطرافیانش بر حزب جمهوریخواه تبدیل شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
ترامپ از نظر قانونی نمیتواند بار دیگر رئیسجمهور ایالات متحده شود. متمم بیستودوم قانون اساسی تصریح میکند که هیچ فردی بیش از دو بار نمیتواند به مقام ریاستجمهوری برگزیده شود و کسی که بیش از دو سال از دوره ریاستجمهوری فردی دیگر را انجام داده باشد، تنها یکبار حق انتخاب شدن دارد. بنابراین هیچ راه قانونی، نظریهپردازی یا تفسیر بدیلی وجود ندارد که به ترامپ امکان دهد برای سومین دوره در قدرت بماند؛ نه از راه معاونت، نه از مسیر ریاست مجلس نمایندگان و نه از طریق لغو یا تعویق انتخابات ۲۰۲۸. متمم دوازدهم نیز روشن میگوید فردی که از نظر قانون اساسی برای ریاستجمهوری واجد شرایط نیست، نمیتواند معاون رئیسجمهور شود. همچنین طبق قانون جانشینی ریاستجمهوری مصوب سال ۱۹۴۷، جایگزینی رئیسجمهور از مسیر قانونگذاری برای فردی فاقد صلاحیت، مغایر قانون اساسی است.
بااینحال، پرسش اصلی دیگر «قوانین چه میگویند» نیست، بلکه این است که آیا ترامپ حاضر است برای حفظ قدرت، دموکراسی را نابود کند یا خیر. در حالی که او در سفر اخیر آسیاییاش مدعی شد نمیخواهد معاون شود و گفت «این بد است که نمیتواند دوباره نامزد شود»، اظهاراتش پیوسته متناقض است؛ گاهی کلاههای «ترامپ ۲۰۲۸» را تبلیغ میکند و گاهی از ناتوانیاش برای شرکت در انتخابات میگوید. این چرخه بلاتکلیفی و تهدید به بازگشت، تا پایان دورهاش ادامه خواهد داشت.
ترامپ، که اکنون پیر و گرفتار خودشیفتگی است، به سختی میتواند با افول قدرت و بیاهمیت شدن کنار بیاید. او در آستانه پایان عمر سیاسیاش است و از نظر روانی و سیاسی نمیتواند از مرکز توجه بودن دست بکشد. در کنار انگیزههای شخصی، اطرافیان و همپیمانانش نیز در تلاشاند او را در صحنه نگه دارند، زیرا بقای سیاسی و منافعشان به حضور او وابسته است. افرادی چون استیو بنن و دیگر مشاوران و وابستگان، از کاهش قدرت ترامپ زیان میبینند و با زنده نگه داشتن تهدید «دوره سوم» میکوشند نفوذ خود را حفظ کنند.
در شرایطی که ترامپ رئیسجمهور رو به افول محسوب میشود، این وضعیت برای جمهوریخواهان زیردست او پیامدهایی دارد: کاهش ترس از ترامپ، آغاز رقابت برای جلب پایگاه رأی او و در نتیجه شکاف و تفرقه در حزب. برای جلوگیری از این فروپاشی، اطرافیانش تلاش میکنند تصور امکان تداوم قدرت او را زنده نگه دارند. تا زمانی که جمهوریخواهان این تهدید را باور کنند، حلقه قدرت ترامپ دوام مییابد.
با وجود این، تهدید سومین دوره ترامپ از نظر قانونی بیاساس است. اما باور جمعی میتواند به آن نیرو ببخشد؛ همانگونه که باور به جادوگران، در گذشته، به واقعیت اجتماعی زیانبار تبدیل میشد. تنها در صورتی این تهدید واقعی میشود که مردم چنان رفتار کنند که گویی ممکن است تحقق یابد. ترامپ نمیتواند دوباره رئیسجمهور شود؛ او جادوگر نیست، بلکه پیرمردی است که با نقاب ریاستجمهوری میکوشد جامعه را دوباره فریب دهد./ منبع



