ایالات متحدهداخلیسیاسی

جمهوری‌خواهان سزاوار شکست سنگین هستند

سیاست‌های اقتدارگرایانه ترامپ، جمهوری‌خواهان را به سوی شکست انتخاباتی و تضعیف جایگاه سیاسی آمریکا سوق داده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «جمهوری‌خواهان سزاوار شکست سنگین هستند» به قلم کتی یانگ (Cathy Young)، روزنامه‌نگار و تحلیلگر، در نشریه بولورک (The Bulwark) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی عملکرد دولت دوم ترامپ، پیامدهای سیاست‌های اقتدارگرایانه، نژادگرایانه و مداخله‌جویانه آن و انفعال جمهوری‌خواهان در برابر رئیس‌جمهور، استدلال می‌کند که شکست انتخاباتی این حزب برای احیای موازنه دموکراتیک در آمریکا و مقابله با گسترش پوپولیسم اقتدارگرا ضروری است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶، عملکرد دولت دونالد ترامپ مجموعه‌ای از دلایل را برای مخالفت با ادامه تسلط جمهوری‌خواهان بر کنگره فراهم کرده است. نزدیکی آشکارتر دولت ترامپ به ولادیمیر پوتین و هم‌زمان تضعیف حمایت از اوکراین، اظهارات تحقیرآمیز رئیس‌جمهور درباره مشکلات اقتصادی شهروندان و افتخار او به افزایش سود صنعت نفت، از جمله مواردی هستند که نارضایتی عمومی را تشدید کرده‌اند. در حوزه مهاجرت نیز تصمیم دولت برای اخراج بیش از ۱۵۰ مهاجر قانونی و پناهجوی افغان به پاکستان، از جمله اعضای خانواده افرادی که به نیروهای آمریکایی کمک کرده بودند، با انتقادهای جدی انسانی و اخلاقی روبه‌رو شده است؛ اقدامی که می‌تواند آنان را در معرض بازگردانده‌شدن به دست طالبان قرار دهد.

هم‌زمان، اتهامات مربوط به تلاش ترامپ برای کسب سهم مالی از یک توافق عفو در ازای پرداخت ۵۰ میلیون دلار، رفتارهای جنجالی او در برخورد با خبرنگاران و پیگیری قضایی مکرر پرونده جیمز کومی، رئیس پیشین اف‌بی‌آی، نگرانی‌ها درباره سوءاستفاده از قدرت اجرایی و قضایی را افزایش داده است. تلاش وزارت دادگستری برای طرح سومین پرونده علیه کومی، در شرایطی که یک پرونده همچنان در جریان و پرونده دیگری رد شده است، یادآور استفاده سیاسی از دستگاه قضایی برای تسویه‌حساب با مخالفان است. انتشار پیام‌های نژادپرستانه از سوی برخی مقام‌های کاخ سفید و اعضای کابینه در مناسبت هالووین نیز به این مجموعه انتقادها افزوده است.

ابعاد عملکرد دولت ترامپ به همین موارد محدود نمی‌شود. تهدیدهای مکرر علیه دانمارک و طرح احتمال تصرف این کشور، آغاز جنگ با ایران و اعلام پیروزی‌های پیاپی در شرایطی که نتایج عملیات با مشکلات جدی مواجه شده، تیراندازی مرگبار مأموران فدرال مهاجرت به دو شهروند آمریکایی و تخریب بال شرقی کاخ سفید برای ساخت تالاری بزرگ‌تر از خود ساختمان، نمونه‌هایی از تصمیمات بحث‌برانگیز دولت هستند. همچنین عفو گسترده محکومان حمله ششم ژانویه به کنگره، با پیامدهای حقوقی تازه همراه شده است؛ ده‌ها نفر از عفو‌شدگان بعداً با اتهامات دیگری، از جمله جرائم جنسی علیه کودکان، مواجه شده‌اند. محدودکردن پذیرش پناهندگان عمدتاً به سفیدپوستان آفریقای جنوبی، حملات لفظی ترامپ به نروژ به دلیل دریافت‌نکردن جایزه صلح نوبل و ترویج ادعاهای بی‌اساس درباره ارتباط واکسن‌ها و اوتیسم از سوی وزیر بهداشت نیز بر دامنه نگرانی‌ها افزوده‌اند.

یکی از محورهای اصلی انتقاد، استدلال برخی رأی‌دهندگان و محافظه‌کاران منتقد چپ است که به دلیل مخالفت با جریان‌های موسوم به بیداری‌گرایی، سیاست‌های تنوع، برابری و شمول (DEI) یا سوسیالیسم، همچنان از رأی‌دادن علیه جمهوری‌خواهان خودداری می‌کنند. وجود افراط‌گرایی و محدودیت‌های ناموجه در برخی جریان‌های ترقی‌خواه قابل انکار نیست؛ از اخراج افراد به دلیل اظهارنظرهای مغایر با هنجارهای سیاسی تا فشار گروه‌های اجتماعی بر کسب‌وکارها. بااین‌حال، این رفتارها با استفاده دولت از قدرت قانونی و اجرایی برای سرکوب منتقدان، تهدید رسانه‌ها، اعمال فشار بر دانشگاه‌ها و پیگرد قضایی مخالفان قابل مقایسه نیستند. به‌ویژه آنکه ترامپ و کمیسیون ارتباطات فدرال از ابزارهای نظارتی و شکایت‌های حقوقی برای تحت فشار قرار دادن شبکه‌های تلویزیونی استفاده کرده‌اند.

در عرصه فرهنگی نیز حزب جمهوری‌خواهِ تحت سلطه جریان ماگا به‌تدریج به حامی نوعی سیاست هویت‌محور سفیدپوستان تبدیل شده است. طرح مفاهیمی مانند «آمریکاییان اصیل» و «آمریکاییان دارای میراث تاریخی» عملاً مهاجران و حتی شهروندان متولد آمریکا را بر اساس سابقه خانوادگی در جایگاهی پایین‌تر قرار می‌دهد. انتشار مطالب ضدسیاه‌پوستان و ضدآسیایی‌ها از سوی برخی چهره‌های جمهوری‌خواه، از جمله بو فرنچ، نامزد انتخابات کمیسیون راه‌آهن تگزاس، نمونه‌ای از عادی‌سازی نژادپرستی در این جریان است. واکنش‌های محدود برخی مقام‌ها و حمایت‌های ضمنی دیگران نشان می‌دهد که مقابله با این رویکرد در حزب انسجام کافی ندارد.

این تناقض‌ها همچنین مواضع اصولی مخالفان چپ‌گرایی را تضعیف می‌کند. کسانی که با سیاست‌های نژادی و قطبی‌کننده مخالف‌اند، نمی‌توانند به‌سادگی از دولتی حمایت کنند که خود به ترویج تبعیض نژادی متهم است. مخالفان افراط‌گرایی در جنبش‌های فمینیستی نیز با حمایت از رئیس‌جمهوری که سابقه اظهارات و محکومیت مدنی مرتبط با سوءرفتار جنسی دارد، با تناقض روبه‌رو می‌شوند. همین مسئله درباره منتقدان سوسیالیسم، محدودیت آزادی بیان و سیاست‌های ترقی‌خواهانه در دانشگاه‌ها صدق می‌کند؛ زیرا دولت ترامپ با حمایت از سرمایه‌داری رفاقتی، مداخله در شرکت‌های خصوصی و فشار بر دانشگاه‌ها و رسانه‌ها، عملاً همان اصولی را نقض می‌کند که مدعی دفاع از آنهاست.

در نهایت، انفعال جمهوری‌خواهان کنگره در مهار ترامپ، زمینه انتصاب چهره‌هایی مانند پیت هگست، رابرت اف. کندی جونیور و کریستی نوم را به سمت‌های کلیدی فراهم کرده است. حتی اگر برخی سناتورهای جمهوری‌خواه پس از شکست احتمالی حزب در مجلس نمایندگان جسارت بیشتری برای مقابله با رئیس‌جمهور پیدا کنند، اتکا به چنین احتمالی برای جلوگیری از تداوم سوءاستفاده از قدرت کافی نیست. شکست قاطع جمهوری‌خواهان می‌تواند پیام روشنی درباره ضرورت پاسخ‌گویی سیاسی ارسال کند. اهمیت این تحول فراتر از مرزهای آمریکا است؛ زیرا انتخابات مجارستان، صربستان و اسرائیل نیز نشانه‌هایی از تضعیف پوپولیسم اقتدارگرا در سطح جهانی ارائه کرده‌اند. از این منظر، پیروزی موج آبی در آمریکا می‌تواند به تقویت روند جهانی مقابله با اقتدارگرایی و احیای ارزش‌های دموکراتیک کمک کند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا