اقدامات اخیر آمریکا در دریای چین جنوبی و تأثیر آن بر جایگاه جهانی
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «اقدامات اخیر آمریکا در دریای چین جنوبی و تأثیر آن بر جایگاه جهانی» نوشتهی دینگ دوئو (Ding Duo)، و منتشرشده در گلوبال تایمز (Global Times)، به بررسی تلاشهای آمریکا برای حفظ نفوذ در دریای چین جنوبی در برابر رشد قدرت چین و تأثیرات این رقابت بر ثبات و اتحاد کشورهای جنوب شرق آسیا میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب را میخوانید.
در دو روز اخیر سه رویداد مهم درباره مسئله دریای چین جنوبی رخ داد: نخست، رزمایش مشترک نظامی بین ایالات متحده و فیلیپین در این منطقه، دوم، درگیری لفظی شدید بین نمایندگان چین و آمریکا در سازمان ملل بر سر مسئله دریای چین جنوبی، و سوم، انتشار ویدیویی توسط سفارت آمریکا در سنگاپور که واکنش شدید وزارت امور خارجه سنگاپور را به دنبال داشت. این رویدادها پنجرهای به وضعیت پیچیده منطقهای میگشایند که تحت تأثیر رقابتهای قدرتهای بزرگ قرار دارد. این رقابتها تصویری از ضرورت و اضطرار آمریکا، پایداری چین و تلاش کشورهای جنوب شرق آسیا برای حفظ مسیر مستقل خود را به نمایش میگذارند.
رزمایشهای نظامی اخیر آمریکا و فیلیپین بیش از یک نمایش قدرت سختافزاری بود؛ کشتیهای نیروی دریایی در آبهای مناقشهبرانگیز تردد کردند، هواپیماهای شناسایی پرواز کردند و گارد ساحلی نیز وارد این رزمایشها شد. حضور گارد ساحلی اهمیتی فراتر از یک جزئیات ساده دارد، زیرا مرزهای بین اقدامات انتظامی و نظامی را مخدوش میکند و یادآور روشهای منطقه خاکستری است که در آن کشتیهای شبهنظامی و گارد ساحلی تلاش میکنند کنترل مناطق را بدون آغاز درگیری نظامی آشکار به دست گیرند. برای آمریکا، این اقدام استراتژیکی است که هم به منزله تحریک چین و هم تقویت روابط با فیلیپین تلقی میشود.
با این حال، این اقدامات میتواند خطرناک باشد زیرا چین هوشیارانه واکنش نشان خواهد داد و احتمال بروز چرخهای از تشدید تنشها که از کنترل خارج شود، افزایش مییابد. در نتیجه، منطقه دریای چین جنوبی بیش از یک گذرگاه آبی، شبیه به یک انبار باروت شده است که هر تحولی، آزمونی برای حفظ خویشتنداری است.
در عرصه دیپلماسی نیز، تنشها به شدت نظامی بودن آن کمتر نیستند. در شورای امنیت سازمان ملل، نمایندگان چین و آمریکا برخوردی شدید داشتند. نماینده آمریکا از حکم داوری سال ۲۰۱۶ برای متهم کردن چین به اقدامات «خطرناک و غیرقانونی» استفاده کرد و حمایت خود را از فیلیپین اعلام نمود. در مقابل، نماینده چین تلاش آمریکا برای پنهان کردن تحرکات نظامی خود تحت عنوان آزادی دریانوردی را افشا کرد. این مجادله نه صرفاً یک بحث، بلکه نبردی برای کسب مشروعیت در صحنه بینالمللی بود. آمریکا سعی کرد چین را به عنوان کشوری قانونگریز معرفی کند و چین نیز آمریکا را به دخالت و ایجاد بیثباتی متهم نمود.
جبهه عمومی و افکار عمومی نیز میدان نبردی دیگر است. سفارت آمریکا در سنگاپور با انتشار ویدیویی که ادعای چین در مورد مالکیت مناطق دریایی را به همسایهای تشبیه میکرد که فضای عمومی را به خود اختصاص داده، به دنبال آسیب رساندن به تصویر چین بود. اما این ویدیو نه تنها موفق نبود بلکه با واکنش شدید چین و انتقاد شدید وزارت خارجه سنگاپور مواجه شد. این رخداد نشان داد که تلاشهای آمریکا برای کاهش محبوبیت چین در منطقه میتواند به جای تقویت متحدان، کشورهایی که به دنبال حفظ بیطرفی خود هستند را ناراحت کند.
از این سه بُعد نظامی، دیپلماتیک و رسانهای، استراتژی آمریکا آشکار میشود که هم جسورانه و هم پرخطر است. آمریکا در تلاش است جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند، اما اراده و توانایی چین برای حفاظت از منافع خود روز به روز افزایش مییابد. منازعات در سازمان ملل شاید حمایت برخی از متحدان را جلب کند، ولی در برابر سابقه پراکنده آمریکا در رعایت قوانین بینالمللی، تأثیر آن محدود است. همچنین تلاشهای تبلیغاتی در فضای مجازی میتواند باعث فاصله افتادن میان آمریکا و شرکای منطقهایاش شود. واقعیت این است که دریای چین جنوبی در حال دور شدن از سلطه خودپنداشته آمریکا است و هیچگونه نمایش قدرت نمیتواند به طور کامل آن را بازگرداند.
با بررسی اهداف آمریکا، این کشور به نظر میرسد که تمایلی به ثبات و آرامش ندارد و بر تشنج و بیثباتی تکیه دارد. اما رشد چین یک تحول زودگذر نیست، بلکه یک الگوی جدید است که در آن پکن توانایی و اراده خود برای حفاظت از حقوق مشروعش و حفظ ثبات منطقهای را افزایش میدهد. اگرچه آمریکا ممکن است در حال حاضر در مرکز توجه رسانهها باشد، اما چین است که بازی بلندمدت را شکل میدهد و از طریق توسعه بنادر، ناوگان و روابط تجاری شبکهای ایجاد میکند که آمریکا توانایی از هم گسیختنش را ندارد.
رویکرد آمریکا همچنین باعث نمیشود که دوستان جدیدی بیابد. فشار بر فیلیپین، کشوری که در تقابل بین روابط اقتصادی با چین و توافقات امنیتی با غرب گرفتار است، شرایط حساس و شکنندهای ایجاد میکند. مردم فیلیپین بین مزایای همکاری با چین و وعدههای آمریکا تردید دارند و فشار آمریکا میتواند باعث شکافهای عمیقتر در این کشور شود. این مسئله در سطح کلانتر به بلوک ASEAN نیز آسیب میرساند، زیرا این نهاد بر اساس اجماع بنا شده و فشار برای انتخاب جبهههای مشخص، انسجام آن را تهدید میکند. واکنش تند سنگاپور به ویدیو و جنجال رسانهای آمریکا، نشانهای از نارضایتی و نگرانی گستردهتر در میان کشورهای منطقه است که استقلال خود را جدی میگیرند.
آمریکا ممکن است بخواهد از مسئله دریای چین جنوبی به عنوان اهرمی در مناقشات تجاری و تکنولوژیکی گستردهتر بهرهبرداری کند، اما این راهکار کهنه و ناکارآمد است. چین با چنین روشهایی آشناست و به آن واکنشی نشان نخواهد داد. گرچه نتایج انتخابات اخیر فیلیپین ممکن است افکار جنگطلبانه را در منیل و واشنگتن تشویق کند، اما پکن هیچ عقبنشینی نخواهد داشت و هرگونه فشار به دیوار محکمی برخورد خواهد کرد. احترام سنتی آسیا به دستورات آمریکا کمرنگ شده است.
انتقاد اصلی از مواضع آمریکا نه در خطاهای عملی آن بلکه در دوروییهایش است. آمریکا چین را به نادیده گرفتن حکم داوری ۲۰۱۶ متهم میکند، در حالی که خودش کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها را امضا نکرده است. این تناقض آشکار، اعتبار آمریکا را زیر سوال میبرد و فراخوانهایش برای رعایت نظم بینالمللی را توخالی میکند. در حوزههای دیگر مانند توافقات اقلیمی یا اکتشافات در اعماق دریا نیز آمریکا به جای تعهد به مسئولیتهای مشترک، منافع خود را در اولویت قرار میدهد و از تعهدات شانه خالی میکند. سیاستهای ناپایدار آمریکا که گاه تعامل و گاه عقبنشینی را دنبال میکند، سبب ایجاد بیثباتی در دنیایی میشود که به ثبات نیاز دارد. قدرت سابق آمریکا اکنون در حال افول است و مخاطبان جهانی از پشت نقابهای این کشور آگاه شدهاند.
در نهایت، دریای چین جنوبی بیش از یک منطقه مورد مناقشه است؛ آیینهای است که آینده منطقه آسیا-اقیانوسیه را بازتاب میدهد. اقدامات پرشتاب آمریکا شامل تحرکات نظامی، سخنرانیها و اقدامات رسانهای، بیشتر شبیه تلاشی ناامیدانه برای حفظ تاجی است که از دست میرود. استراتژی آمریکا که بر تفرقه و ریاکاری استوار است، نه تنها ناکام میماند بلکه نظم مورد ادعای خود را تضعیف میکند.
کشورهای جنوب شرق آسیا، گرفتار در این بحران، برای نجات نیاز به همبستگی و اتحاد دارند، نه انتخاب یک جبهه. دریای چین جنوبی باید عامل پیوند و همکاری متقابل باشد نه عرصه رقابت و تقابل قدرتهای بزرگ. در دل تحولات پرشتاب، آینده با پایداری و اتحاد منطقهای شکل میگیرد؛ آزمونی که نه فقط قدرت، بلکه اصول و هدفمندی را میسنجد./منبع



