امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

جنگ ایران و اسرائیل: نبردی بی‌همتا

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ ایران و اسرائیل: نبردی بی‌همتا» به قلم طارق الحمیّد (Tariq Al-Homayed) در نشریه الشرق الاوسط (Asharq Al-Awsat) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی ویژگی‌های متمایز درگیری اخیر میان ایران و اسرائیل، بر تأثیرات عمیق آن بر جایگاه راهبردی ایران و پویایی‌های منطقه‌ای غرب آسیا تأکید دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


جنگ میان ایران و اسرائیل که از سپیده‌دم آدینه گذشته با حملات سنگین اسرائیل به ایران آغاز شد، جنگی متفاوت از تمام درگیری‌های مدرن منطقه است. این جنگ نه شبیه جنگ‌های غزه است، نه جبهه لبنان، و نه به تهاجم آمریکا به عراق یا جنگ فرسایشی ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ شباهتی دارد. از منظر راهبردی و نظامی، این درگیری ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که جایگاه ایران را دگرگون کرده و پیامدهایی گسترده در غرب آسیا به دنبال خواهد داشت. خطاها و خسارات در این جنگ اجتناب‌ناپذیرند، اما تبعات آن فراتر از زیان‌های فوری است.

هدف اصلی حملات اسرائیل، ضربه‌ای قاطع به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به‌دنبال فلج‌کردن توان ایران است، در حالی که واشنگتن امیدوار است این فشارها تهران را به بازگشت به میز مذاکره وادارد. نتانیاهو شاید در میدان نظامی به موفقیت‌هایی دست یابد، اما این اقدامات ممکن است ایران را به‌سوی سرسختی بیش‌تر سوق دهد و به‌جای مذاکره، به حالتی از تقابل شدیدتر بکشاند. بازگشت ایران به مذاکرات در چنین شرایطی بیش از توافق، به تسلیم شبیه خواهد بود. این وضعیت گزینه‌های راهبردی ایران را روزبه‌روز محدودتر می‌کند.

این جنگ پرسش‌هایی اساسی برای اسرائیل و ایالات متحده مطرح می‌کند: هدف نهایی چیست؟ آیا برنامه‌ای مشخص وجود دارد؟ این درگیری تا چه زمانی ادامه می‌یابد؟ این‌ها پرسش‌هایی جدی‌اند، زیرا جنگی بدون اهداف روشن به تلاشی بی‌ثمر بدل می‌شود. برای ایران، این چالش ماهیتی وجودی دارد. برخلاف اسرائیل، ایران با دشمن خود مرز مشترکی ندارد و از نظر نظامی نیز توان برابری با اسرائیل را دارا نیست. حمله اولیه‌ اسرائیل که گزارش‌ها از جان‌باختن بیست نفر از مقامات نظامی، دیپلماتیک و علمی ایران در دقایق نخست خبر می‌دهند، ضربه‌ای سنگین به هسته تصمیم‌گیری ایران وارد کرد.

فضای هوایی ایران نیز آسیب‌پذیرتر شده است. هواپیماهای اسرائیلی اکنون از طریق مناطق نفوذ پیشین و کنونی ایران به اهدافی در عمق خاک این کشور دسترسی دارند و این امر دستاوردهای منطقه‌ای چنددهه‌ای ایران را به پاشنه آشیل بدل کرده است. در صورت تشدید درگیری، ایران ممکن است به منافع آمریکا در خلیج فارس حمله کند، اقدامی که احتمالاً واشنگتن را به رویارویی مستقیم می‌کشاند. این سناریو، کشورهای عربی خلیج را در برابر دوراهی دشواری قرار می‌دهد: آیا بی‌طرف می‌مانند یا جانب یکی از طرفین را می‌گیرند؟

در تاریخ غرب آسیا، جنگ‌های بزرگ اغلب به تجدید علاقه به تلاش‌های صلح منجر شده‌اند. آیا این الگو تکرار خواهد شد؟ کشورهایی که مدت‌هاست تحت نفوذ ایران قرار دارند، از جمله عراق، لبنان، غزه، یمن و سوریه، با دقت تحولات را دنبال می‌کنند و خود را برای آینده آماده می‌کنند. در داخل ایران، تأثیر این جنگ عمیق است. این درگیری به‌طور نظام‌مند، رهبری نظامی و سیاسی ایران را هدف قرار داده و توان راهبردی این کشور را تضعیف کرده است. دقت و مقیاس حملات اسرائیل که با نفوذ عمیق اطلاعاتی پشتیبانی می‌شود، حکومت ایران را به شکلی بی‌سابقه آسیب‌پذیر کرده‌ است.

این جنگ، جنگی متعارف نیست. پرسش‌های بی‌پاسخ آن بیش از پاسخ‌هاست و نیازمند بازنگری خونسردانه در پویایی‌های منطقه‌ای است. غرب آسیایی که از این جنگ سر برمی‌آورد، ممکن است به‌کلی متفاوت باشد. هرچند آغاز این درگیری برای بسیاری شوکه‌کننده بود، اما دور از انتظار نبود. تحلیل‌گران بیش از دو دهه درباره احتمال وقوع چنین رویارویی‌ای هشدار داده‌ بودند. اکنون این تقابل که زمانی یک تصور به نظر می‌رسید، به واقعیتی‌ای ملموس بدل شده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا