نقد کتاب

خواب‌زدگی اروپا در برابر تهدید پوتین

به گزارش اطلس دیپلماسی، نقد و بررسی کتاب «چه‌کسی از اروپا دفاع خواهد کرد؟» نوشته کی‌یر جایلز (Keir Giles)، تحلیلگر ارشد در چتم‌هاوس، در نشریه فارن‌پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این کتاب با تمرکز بر ضعف اروپا در مواجهه با تهدید نظامی روسیه و کاهش اتکای آن به حمایت نظامی آمریکا، نسبت به تداوم سیاست‌های انفعالی هشدار می‌دهد. لوک مگی (Luke McGee) با تأیید هشدارهای نویسنده، اشاره می‌کند که مخاطبان اصلی کتاب بیش‌تر کسانی هستند که از پیش نسبت به تهدید روسیه نگران بوده‌اند. در ادامه، خلاصه این مطلب را می‌خوانید.


اروپا همچنان در برابر تهدید عینی و فزاینده ولادیمیر پوتین به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با خطری واقعی مواجه نیست. در حالی‌که ناتو پیش از دوره اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز نسبت به رویکرد پراکنده اروپا در حوزه دفاعی نگران بود، تمایل آمریکا برای عقب‌نشینی از نقش رهبری جهانی، از زمان دولت باراک اوباما آغاز شده بود؛ او در نشست ناتو در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد قصد دارد از افغانستان خارج شود. در همان دوران، روسیه تحت رهبری پوتین با حمله به گرجستان و الحاق غیرقانونی کریمه، نیت‌های خود را به‌روشنی آشکار کرد. با وجود هشدارهای مکرر درباره اهداف توسعه‌طلبانه روسیه، دولت‌های اروپایی به‌جای آمادگی، به سیاست مماشات ادامه دادند. نتیجه، تهاجم نظامی گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود که این کشور را به خط مقدم رویارویی غرب با مسکو تبدیل کرد.

این پرسش که در جهان پس از جنگ اوکراین، و شاید بدون حضور فعال آمریکا، امنیت اروپا چه وضعیتی خواهد داشت، محور اصلی کتاب جدید «چه کسی از اروپا دفاع خواهد کرد؟» نوشته کی‌یر جایلز، تحلیلگر ارشد در حوزه دفاع اروپا و روسیه در چتم‌هاوس لندن است. جایلز در این اثر، انزوای فزاینده آمریکا، ناکامی رهبری اروپا و ساده‌انگاری غرب در قبال تهدید امپریالیستی روسیه را به هم پیوند می‌زند. او می‌نویسد بسیاری از اروپاییان نسبت به خطر واقعی روسیه در توهم به‌سر بردند و تصور وقوع تهدیدی مشابه دوران ناپلئون یا هیتلر را در قرن بیست‌و‌یکم غیرممکن می‌دانستند. با این حال، روسیه در دهه گذشته به‌طور پیوسته ارتش خود را تقویت کرده و قصد پوتین برای بازپس‌گیری آنچه از نظر او و بسیاری از روس‌ها «حق مسلم» قلمداد می‌شود، کاملاً آشکار است.

جایلز تأکید می‌کند که حتی در صورت پایان جنگ در اوکراین، بازگشت به شرایط صلح‌آمیز پیش از سال ۲۰۲۲ ممکن نیست، چراکه قاره اروپا وارد عصری شده که در آن نیروی نظامی، سرنوشت میلیون‌ها نفر را رقم خواهد زد. ارزیابی تهدید واقعی روسیه برای اروپا با پیچیدگی‌هایی همراه است. اگرچه بخش بزرگی از اروپا تحت حمایت بند پنجم ناتو قرار دارد و روسیه نیز در اوکراین، که بسیار کوچک‌تر از این کشور است، با پیشرفت آهسته و پرهزینه مواجه بوده، اما تهدید روسیه همچنان جدی است.

به‌زعم جایلز، تصمیم پوتین برای حمله به یک کشور عضو ناتو به دو عامل بستگی دارد: آیا روسیه توانایی انجام چنین حمله‌ای را دارد و چه چیزی ممکن است مسکو را به چنین تصمیمی وادارد. او می‌نویسد که تردیدی در مورد نیت روسیه وجود ندارد و این خطر هست که روسیه خود را دارای توانمندی لازم نیز تصور کند. اهداف بلندمدت پوتین برای سلطه در حوزه نفوذ خود، به‌ویژه سرزمین‌های شوروی سابق، و دشمنی‌اش با گسترش ناتو، کاملاً شناخته‌شده‌اند.

چرا ممکن است روسیه به این نتیجه برسد که می‌تواند دامنه حملات خود را گسترش دهد؟ جایلز معتقد است که این باور، حاصل سوءبرداشت‌های غرب از قدرت نظامی روسیه است. پیش از آغاز جنگ، تصور غالب این بود که ارتش روسیه بسیار قدرتمند است و پیروزی‌اش در اوکراین قطعی خواهد بود. با مقاومت اوکراین و خسارات سنگین روسیه، این تصور به شکل افراطی تغییر کرد و سخن از فروپاشی قریب‌الوقوع ارتش روسیه به میان آمد. به باور جایلز، هر دو دیدگاه واقعیت را نادیده گرفتند.

روسیه هم‌زمان دو راهبرد نظامی دارد. یکی، جنگ بی‌واسطه و ابتدایی در اوکراین است که در آن سربازان بی‌تجربه به‌شیوه‌ای انبوه به خط مقدم فرستاده می‌شوند و از ذخایر تسلیحاتی دوران شوروی استفاده می‌شود. این روش شاید برای ناتو تهدیدی به اندازه اوکراین نباشد، اما در صورت وقوع جنگ تمام‌عیار، تلفات انسانی سنگینی در پی خواهد داشت. راهبرد دوم، بازسازی ساختاری ارتش روسیه برای آمادگی جنگ با ناتو است. در ماه آوریل سال ۲۰۲۴، کنگره آمریکا اعلام کرد ارتش روسیه اکنون پانزده درصد بزرگ‌تر از زمان آغاز تهاجم است و ماهانه حدود ۳۰ هزار نیروی جدید جذب می‌کند. طبق ارزیابی انگلیس در سال ۲۰۲۳، بازسازی واحدهای نظامی حرفه‌ای روسیه پنج تا ۱۰ سال زمان بُرد.

حتی اگر ناتو در جنگی احتمالی پیروز شود، این پیروزی بهای گزافی در قالب جان انسان‌ها، منابع و اقتصاد اروپا خواهد داشت. جایلز می‌پرسد: پس چرا اروپا تا این اندازه ناآماده است؟ امنیت اروپا در دو دهه گذشته وابسته به حمایت آمریکا بوده است. ماده پنج ناتو که حمله به یک عضو را حمله به همه می‌داند، به کشورهای اروپایی امکان داده با خیال آسوده، کم‌تر از دو درصد تولید ناخالص داخلی خود را به دفاع اختصاص دهند. با این حال، جایلز هشدار می‌دهد که اجرای ماده پنج در عمل منوط به اراده سیاسی است و ممکن است کارایی واقعی نداشته باشد. به عقیده او، پوتین می‌داند که شکست ناتو از نظر نظامی ممکن نیست، اما شاید بتواند آن را از درون، به‌ویژه با توجه به تردیدهای ترامپ نسبت به تعهد آمریکا به ناتو، متلاشی کند.

جایلز یکی از دلایل نبود اراده دفاعی در اروپا را تفاوت تجربه تاریخی می‌داند: کشورهایی که زیر سلطه شوروی سابق بودند، تهدید روسیه را بهتر درک می‌کنند، در حالی‌ که کشورهای غربی این تجربه را ندارند. کشورهای مرزی مانند لهستان، فنلاند و جمهوری‌های بالتیک بارها هشدار داده‌اند، اما کشورهای ثروتمند غرب اروپا منفعل باقی مانده‌اند. این انفعال در انتصاب‌های مهم ناتو و اتحادیه اروپا نیز به وضوح دیده می‌شود؛ مثلاً مخالفت با انتصاب نخست‌وزیر پیشین استونی به خاطر هم‌مرزی کشورش با روسیه، یا تلاش‌های آلمان برای جلوگیری از تمدید دوره ریاست فون‌درلاین به دلیل انتقادهای او از مسکو.

دلیل اصلی این محافظه‌کاری، وابستگی اقتصادی به گاز روسیه و عدم تمایل به بازگشت به فضای جنگ سرد است. علاوه بر این، چرخش سیاست اروپا به سمت راست، موجب اولویت‌یافتن مسائل داخلی شده است. جایلز می‌گوید با اعلام مکرر اینکه کشورهای اروپایی چه کارهایی برای دفاع از متحدانشان انجام نمی‌دهند، عملاً بازدارندگی ناتو را تضعیف می‌کنند. این وضعیت ممکن است تبعات فاجعه‌باری داشته باشد. اگر پوتین باور کند که می‌تواند با تهدید به جنگ هسته‌ای ناتو را به زانو درآورد، ممکن است به‌راحتی بخشی از خاک اروپا را اشغال کند.

نقش آمریکا در ناتو، در عین حال حیاتی و ساده است. توانمندی‌های نظامی آمریکا از اطلاعات فضایی گرفته تا حمل‌ونقل استراتژیک، برای اروپا قابل جایگزینی نیست. حتی اگر اروپا بخواهد این توانمندی‌ها را توسعه دهد، زمان کافی ندارد. حمایت تاریخی آمریکا از اروپا نه از سر نیکوکاری، بلکه در راستای منافع استراتژیک‌اش بوده است. جایلز معتقد است جلوگیری از تجاوز روسیه، بهترین راه برای بازداشتن چین از رفتار مشابه در آینده است. چالش اروپا اکنون، قانع‌کردن رییس‌جمهوری احتمالی آینده آمریکا به اهمیت حفظ تعهدات در قبال ناتو است.

در پایان، جایلز تأکید می‌کند که هنوز برای اروپا دیر نشده، اما سیاستمداران باید به مردم خود واقعیت را بگویند: دفاع از آزادی هزینه دارد. او می‌نویسد: در اروپای غربی امروز، صداقت درباره بهای واقعی دفاع از کشور رأی نمی‌آورد. کتاب «چه کسی از اروپا دفاع خواهد کرد؟» تصویری صریح از واقعیت امنیتی اروپا ترسیم می‌کند، اما ممکن است بیش‌تر خوانندگانی را جذب کند که از پیش نگران تهدید روسیه بوده‌اند. با این حال، تجربه واکنش مثبت افکار عمومی اروپا به بحران اوکراین نشان می‌دهد که اگر مردم درک روشنی از خطر داشته باشند، حاضرند برای مقابله با آن فداکاری کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا