گزارش گفتوگو در اندیشکده هادسون درباره وضعیت برنامه هستهای ایران و آینده غرب آسیا
بهگزارش اطلس دیپلماسی، متن گفتوگوی مایک دوران (Mike Doran)، مدیر مرکز غرب آسیا اندیشکده هادسون (Hudson) و دیوید آلبرایت (David Albright)، بنیانگذار و رئیس مؤسسه علوم و امنیت بینالملل و یکی از کارشناسان سرشناس برنامههای هستهای، که در وبسایت این اندیشکده منتشر شده است، به وضعیت برنامه هستهای ایران پس از جنگ ایران و اسرائیل و همچنین اقدامات بعدی آمریکا، اسرائیل و شرکای منطقهای آنها برای چیزی که تضمین صلح و ثبات در غرب آسیا مینامند میپردازد. در این گفتوگو، به بررسی میزان تخریب برنامه هستهای ایران، امکانات باقیمانده و گامهای بعدی برای جلوگیری از بازسازی این برنامه پرداخته شد. در ادامه، چکیده این گفتوگو را میخوانید.
مایک دوران
میخواهم از شما بپرسم که آیا تأسیسات غنیسازی اورانیوم در نطنز و فردو که بخشی از آنها زیرزمینی هستند، بهطور کامل تخریب شدهاند یا نه؟ و چرا آمریکا از موشکهای تاماهاوک برای حمله به تأسیسات اصفهان استفاده کرد، در حالی که اسرائیل توانایی مشابهی داشت؟ همچنین چرا تأسیسات «کوه کلنگ» هدف قرار نگرفته و آیا ممکن است ایران از آن برای ذخیره مواد یا استفاده از سانتریفیوژها بهره ببرد؟ سناریوهای خطرناک آینده مانند استفاده ایران از اورانیوم غنیشده باقیمانده و سانتریفیوژهای مخفی برای ساخت سلاح هستهای چیست؟
ایران در سال ۲۰۰۳ با فریب جامعه بینالمللی، بخشهایی از برنامه تسلیحاتی خود را مخفی کرد. آیا ممکن است دوباره چنین ترفندی را بهکار ببرد؟ نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این میان چه خواهد بود؟ اظهارات رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، را چگونه ارزیابی میکنید؟ بهویژه اظهاراتی که بهنظر میرسد با اهداف دونالد ترامپ در تضاد است. بهنظر میرسد اسرائیل با حملات خود، «کار سخت» جامعه بینالمللی را برای اجرای معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT) انجام داده و این فرصت برای تقویت رژیم عدم اشاعه باید مورد استفاده قرار گیرد.
دیوید آلبرایت
حملات به برنامه هستهای ایران بسیار مؤثر بوده و بخشهای اصلی برنامه سانتریفیوژ، مسیر پلوتونیوم، و بخش تسلیحاتی بهشدت تخریب شدهاند. تأسیسات تولید پلوتونیوم، شامل رآکتور اراک و کارخانه تولید آب سنگین، بهطور کامل تخریب شدهاند، اما این مسیر در برنامه تسلیحاتی ایران اهمیت کمتری نسبت به مسیر غنیسازی اورانیوم داشت. تأسیسات نطنز شامل سانتریفیوژها و زیرساختها، تخریب شده است و تأسیسات تبدیل اورانیوم در اصفهان که برای تولید گاز هگزافلوراید اورانیوم و فلز اورانیوم غنیشده استفاده میشد، نیز نابود شده است. با این حال، فردو بهدلیل قرار گرفتن در عمق کوه، چالش بزرگتری است و آمریکا با استفاده از بمبهای سنگرشکن (MOP) و موشکهای تاماهاوک، نقش کلیدی در تخریب آن ایفا کرد. اسرائیل احتمالاً آمریکا را برای استفاده از این تسلیحات تحت فشار قرار داد، زیرا تواناییهای اسرائیل برای تخریب تأسیسات عمیق محدود بود.
در مورد تأسیسات کوه کلنگ که هنوز تکمیل نشده است نیز، احتمالاً برای ذخیره سانتریفیوژها یا مواد غنیشده استفاده میشود؛ اما اطلاعات دقیقی درباره محتویات آن وجود ندارد. بنابراین باید آگاه بود که خطر اصلی در آینده، توانایی باقیمانده ایران برای استفاده از سانتریفیوژهای مخفی و اورانیوم غنیشده (بهویژه ۲۰ تا 60 درصد) برای ساخت سلاح هستهای است؛ هرچند این تهدید قریبالوقوع نیست و ممکن است یک تا دو سال طول بکشد. آمریکا باید مانند قضیه عراق در سال ۱۹۹۱، رژیم بازرسی سختگیرانهای را بر ایران تحمیل کند تا غنیسازی را کاملاً متوقف کرده و مواد و تجهیزات را رصد کند. ایران نمیتواند مانند عراق برنامه خود را بهراحتی مخفی کند، زیرا اطلاعات زیادی درباره برنامه تسلیحاتی آن، از جمله اسناد سرقتشده توسط اسرائیل در سال ۲۰۱۸، در دسترس است.
در مورد اظهارات گروسی، باید گفت که ناشی از تلاش برای جلب توجه به نقش آژانس است. اما باید آگاه بود که این اظهارات ممکن است خطر ازسرگیری جنگ را افزایش دهد. در پایان تأکید میکنم که اسرائیل با حملات خود عملاً رژیم عدم اشاعه را تقویت کرده است و آمریکا باید از این فرصت برای پایاندادن به غنیسازی ایران استفاده کند؛ بدون اینکه هدف تغییر حکومت در ایران را دنبال کند، زیرا حفظ حکومت موجود برای مذاکره ضروری است./ منبع



