برهمزدن اتحاد حوثی–الشباب
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «برهمزدن اتحاد حوثی–الشباب» نوشته پل بکر (Paul Becker) و جونا برودی (Jonah Brody) و منتشر شده در بنیاد یهودی امور امنیت ملی آمریکا (Jewish Institute for National Security of America) به بررسی همکاری فزاینده دو گروه شورشی، حوثی و الشباب و پیامدهای آن برای منافع آمریکا در دریای سرخ میپردازد. در این یادداشت با تأکید بر خطر این اتحاد، ضرورت ایجاد فرماندهی مشترک میان سنتکام و آفریکام را برای مقابله مؤثر با تهدید مشترک مطرح میکنند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در خلیج عدن، دو گروه شورشی خطرناک جهان، یعنی حوثیهای یمن و الشباب سومالی، همکاری عملیاتی خود را آغاز کردهاند؛ اتحادی که همزمان نیروهای آمریکا را در دو جبهه درگیر کرده و از شکاف میان فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) و فرماندهی آفریقای ایالات متحده (AFRICOM) بهره میبرد. اگر اقدامی صورت نگیرد، ایالات متحده با رفتار بیثباتکنندهی بیشتری در یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان مواجه خواهد شد. راهحل پیشنهادی ایجاد یک نیروی مشترک میان سنتکام و آفریکام (فرماندهی آفریقای ایالات متحده) است که اختیار عملیات دریایی و زمینی در دریای سرخ را بر عهده داشته باشد.
این تهدید، دیگر فرضی نیست. سال گذشته، اطلاعات آمریکا مکالمات حوثیها درباره تجهیز الشباب را رهگیری کرد. اندکی بعد نیروهای سومالی پهپادهای مسلحی را کشف کردند که به زنجیرههای تأمین حوثیها مرتبط بود. گزارشی از سازمان ملل در ماه فوریه نیز این همکاری را تأیید کرد: ارسال سلاح، مهمات و مواد منفجره برای الشباب در برابر اجرای عملیات دزدی دریایی با هدف منحرفکردن ناوهای جنگی از مسیرهای قاچاق حوثیها.
تقسیم وظایف میان این دو گروه روشن است. حوثیها با پشتیبانی ایران سلاحهای پیشرفته در اختیار میگذارند و الشباب دزدی دریایی و فشار میدانی در سومالی را تشدید میکند. این همکاری قدرت دو طرف را چند برابر کرده، در حالی که آمریکا همچنان آنها را بهعنوان تهدیدهایی جداگانه تلقی میکند. این رویکرد باید پایان یابد و تهدید مشترک به رسمیت شناخته شود. قاعدهای نظامی میگوید هرجا دو فرماندهی به هم میرسند و مرز میانشان شکل میگیرد، دشمنان از آن بهره خواهند برد. مرز میان سنتکام و آفریکام در خلیج عدن مصداق چنین شکافی است. سنتکام یمن را پوشش میدهد، اما در سومالی نفوذی ندارد. آفریکام مسئول شرق آفریقاست، اما برای امنیت دریای سرخ قدرت دریایی کافی ندارد. ساختارهای موجود مانند نیروی مشترک شاخ آفریقا تنها در محدوده مأموریت آفریکام عمل میکنند و جبهه حوثیها را در بر نمیگیرند. نتیجه، شکاف اطلاعاتی، نظارت ناپیوسته و فقدان نقطه پاسخگویی واحد است. این خلأ هماکنون توسط دشمنان مورد استفاده قرار میگیرد. قاچاقچیان وابسته به سپاه پاسداران ایران دستکم سه مسیر جداگانه را برای انتقال سلاح از طریق سومالی و جیبوتی به دست حوثیها تأیید کردهاند. درست همین نقطه آسیبپذیر است که نیازمند فرماندهی واحد از سوی آمریکا است. بنابراین ایجاد یک نیروی مشترک سنتکام–آفریکام و تأمین بودجه ویژه برای عملیات دریای سرخ ضرورت دارد.
موضوع فراتر از مقابله با تروریسم است. کانال سوئز که از طریق تنگه بابالمندب به هم متصل میشود، ۱۲ درصد تجارت دریایی جهان را در بر دارد. بیثباتی در این منطقه هزینه حملونقل، حق بیمه و قیمت انرژی جهانی را افزایش میدهد. از ماه اکتبر ۲۰۲۳ حملات حوثیها باعث کاهش ۵۰ درصدی ترافیک کانال سوئز شده است. در همین حال، بازخیز الشباب در سومالی ثبات یکی از معدود شرکای ضدتروریسم آمریکا در شرق آفریقا را تهدید میکند.
برای حفاظت از این گلوگاه حیاتی، اقدامات موقتی کافی نیست. عملیات «پروسپریتی گاردین» تحت فرمان سنتکام و مأموریتهای ضدتروریسم زمینی تحت آفریکام در حال اجراست، اما دو فرماندهی علیه یک دشمن در دو حوزه جداگانه عمل میکنند. واشنگتن باید پیش از آنکه حوثیها و الشباب دریای سرخ را به منطقه بیثباتی دائمی بدل کنند، اختیار واحدی ایجاد کند. واشنگتن همچنین باید پوشش راداری و پهپادی خود را در بابالمندب و سواحل سومالی را گسترش دهد. متحدان ناتو شاید توان یا اراده اعزام ناوگانهای بزرگ را نداشته باشند، اما استفاده از سامانههای پهپادی راهی مقیاسپذیر و کمهزینه برای مشارکت آنان در آگاهی دریایی جامع است. همزمان ایالات متحده باید بنیادهای مالی اتحاد حوثی–الشباب را هدف قرار دهد. وزارت خزانهداری و دفاع باید جریانهای مالی ایران و درآمدهای قاچاق را مختل کنند و همکاریهای منطقهای، بهویژه در جیبوتی و شاخ آفریقا، برای قطع مسیرهای دریایی کوچک مورد استفاده قرار گیرد.
حملات هوایی اخیر آمریکا در سومالی که بیش از ۷۰ مورد در سال جاری بوده و از کل دوره دولت قبلی فراتر رفته، جدیت تهدید را نشان میدهد. حملات اسرائیل علیه رهبران حوثی در صنعا نیز آسیبپذیری کنونی آنان را آشکار ساخته است. با این حال، هیچیک از این اقدامات موفق نخواهد بود اگر واشنگتن همچنان این دو گروه را جدا از هم در نظر بگیرد. کنگره و پنتاگون باید بیدرنگ اقدام کنند. ایجاد نیروی مشترک سنتکام–آفریکام، گسترش نظارت پهپادی با همراهی ناتو و ضربه به بنیادهای مالی این اتحاد گامهای لازم برای بازگرداندن کنترل دریای سرخ است. تأخیر، خطر تثبیت ائتلافی ترکیبی از شورش، دزدی دریایی و تروریسم پهپادی را افزایش میدهد. عزم آمریکا در گرو، سازگاری ساختار فرماندهی با تهدیدهای در حال تحول است. هنگامی که دشمنان مرزها را نادیده میگیرند، ارتش آمریکا نیز نباید آنها را محترم بشمارد./ منبع



