کاربران ویژهمطالب ویژه

درس‌های نیاموخته تاریخ؟ چرا حملات هوایی به‌تنهایی نمی‌توانند ایران هسته‌ای را متوقف کنند

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «درس‌های نیاموخته تاریخ؟ چرا حملات هوایی به‌تنهایی نمی‌توانند ایران هسته‌ای را متوقف کنند» که به قلم آلبرت ولف (Albert Wolf)، در پایگاه تحلیلی ناینتین فورتی‌ فایو (19FortyFive)، منتشر شده است، به بررسی تأثیر حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن 2025 پرداخته و استدلال می‌کند که این حملات، اگرچه برنامه هسته‌ای ایران را مختل کرده‌اند، نمی‌توانند به‌طور کامل آن را متوقف کنند. نویسنده بر محدودیت‌های حملات هوایی، احتمال تسریع برنامه هسته‌ای ایران، و لزوم فشار مداوم دیپلماتیک و اقتصادی آمریکا برای جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی منطقه‌ای تأکید دارد. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


حملات هوایی اسرائیل و آمریکا در ژوئن 2025 به تأسیسات هسته‌ای ایران، اگرچه اختلالاتی ایجاد کرده، اما نمی‌توانند برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور کامل متوقف کنند. ایران در پاسخ به این حملات تهدید کرد که از معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای خارج خواهد شد و به‌سمت ساخت سلاح هسته‌ای حرکت خواهد کرد. تاریخ نشان می‌دهد که حملات هوایی به برنامه‌های هسته‌ای پیشرفته یا پراکنده، مانند برنامه عراق در ۱۹۸۱ (اوسیراک) یا آلمان نازی، معمولاً تأخیر موقت ایجاد می‌کنند، اما عزم کشورها را برای ادامه برنامه تقویت می‌کنند. در مقابل، حمله اسرائیل به رآکتور الکبار سوریه در سال ۲۰۰۷ (عملیات باغ میوه) موفق بود، زیرا برنامه در مراحل اولیه بود و زیرساخت‌های غنی‌سازی یا بازفرآوری وجود نداشت.

حملات اخیر به سایت‌های کلیدی ایران، از جمله نطنز، فردو، اراک و اصفهان، خسارات قابل‌توجهی وارد کرد. در نطنز، ساختمان‌های سطحی و سیستم‌های الکتریکی تخریب شدند و عملیات زیرزمینی تحت تأثیر قرار گرفت، اما تأسیسات مدفون در حال تعمیرند. در فردو، بمب‌های سنگرشکن آمریکا به سانتریفیوژها آسیب زد، اما سایت کاملاً تخریب نشد. در اصفهان، آسیب‌ها به سطح محدود بود و بخش‌های زیرزمینی سالم ماندند. در اراک، گنبد رآکتور و سازه‌های اطراف آسیب دیدند، اما کارخانه آب سنگین دست‌نخورده ماند و رآکتور غیرفعال بود. رآکتورهای غیرنظامی بوشهر و رآکتور تحقیقاتی تهران نیز هدف قرار نگرفتند؛ اگرچه خروج دانشمندان روس از بوشهر نگرانی‌هایی ایجاد کرده است.

این حملات ممکن است برنامه ایران را از چند ماه تا چند سال به تأخیر بیندازد، اما خودکفایی ایران در تخصص بومی و ذخایر سانتریفیوژ، بازسازی را ممکن می‌سازد. ایران ممکن است به روش‌های مخفی غنی‌سازی، مانند جداسازی ایزوتوپی الکترومغناطیسی روی آورد که شناسایی آن دشوار است. قطع همکاری ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پس از رأی مجلس ایران، نظارت را کاهش داده و خطر خروج از معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای را افزایش داده است. وابستگی کم ایران به کمک خارجی، برخلاف لیبی، اثر از دست‌دادن حمایت خارجی را ناچیز می‌کند.

این حملات ممکن است ایران را به تسریع برنامه هسته‌ای‌اش سوق دهد؛ مشابه واکنش عراق پس از حمله اوسیراک یا آلمان نازی پس از حملات متفقین. با این حال، خطر مسابقه تسلیحاتی منطقه‌ای می‌تواند با تضمین‌های امنیتی معتبر آمریکا و مشوق‌های اقتصادی برای کشورهای منطقه مانند عربستان، امارات و قطر کاهش یابد. این کشورها به‌دلیل اولویت سرمایه‌گذاری خارجی و تجارت، از برنامه‌های هسته‌ای پرهزینه که تحریم‌ها را به‌دنبال دارد، اجتناب می‌کنند. موفقیت راهبردی، به فشار مداوم دیپلماتیک و اقتصادی آمریکا بستگی دارد. بدون این فشار، تأخیرهای ناشی از حملات موقتی خواهد بود و ایران ممکن است به‌سمت سلاح هسته‌ای حرکت کند، اما با تعامل فعال آمریکا، می‌توان از گسترش تسلیحات هسته‌ای در منطقه جلوگیری کرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا