ایران؛ بازنده توافق صلح ارمنستان و آذربایجان
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران؛ بازنده توافق صلح ارمنستان و آذربایجان» نوشته ریچارد گیراگوسیان (Richard Giragosian) و منتشرشده در نشنال (National)، نشان میدهد که توافق اخیر میان ایروان و باکو، با حمایت آمریکا و اروپا، ایران را از معادلات ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی کنار گذاشته و مسیرهای ارتباطی جدید، نفوذ تهران را بهشدت محدود کرده است. این تحول در عین حال ایران را در موقعیت دشوار وابستگی بیشتر به روسیه قرار میدهد. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
ماه گذشته، کاخ سفید میزبان اجلاس سرنوشتساز میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان بود که در آن غیبت روسیه توجه بسیاری را جلب کرد، اما پیامدهای آن برای ایران اهمیت بیشتری دارد. امضای توافقی بلندپروازانه میان ایروان و باکو برای ایجاد شبکهای جدید از راه و راهآهن که از جنوب ارمنستان گذشته و آذربایجان را به نخجوان متصل میکند، نشانهای از بهحاشیهرفتن تهران است. این پروژه که با حمایت آمریکا و پشتیبانی اتحادیه اروپا پیش میرود، عملاً روسیه را کنار میگذارد و ایران را دور میزند. برخی منتقدان آن را بیشتر ترفندی ژئوپلیتیک از سوی دولت دونالد ترامپ دانسته و حتی نامگذاری پرزرقوبرق آن بهعنوان «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» را شاهدی بر این نگاه میدانند، هرچند این توافق بهعنوان دستاوردی مهم در روابط دو کشور ارزیابی میشود.
پس از جنگ سال ۲۰۲۰ و پیروزی نظامی آذربایجان که نقشه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را دگرگون کرد، مذاکرات دشوار میان دو کشور آغاز شد. در چنین بستری، توافق اخیر یک پیشرفت امنیتی محسوب میشود. برای ارمنستان، این توافق بازگشت به دیپلماسی در برابر تهدید نیروی نظامی و برای آذربایجان، گامی در مسیر تحقق چشمانداز تبدیلشدن به دروازه منطقهای بهسوی آسیای میانه و فراتر از آن است. در واقع، پیشرفت واقعی در مذاکرات ابوظبی در ماه جولای رقم خورد که زمینهساز نشست واشنگتن شد و همچنین نقش فعال امارات را در روند صلح برجسته ساخت.
از نگاه ایران، تغییر جهت از شمال-جنوب به شرق-غرب تهدیدی مستقیم برای مسیرهای راهبردی این کشور از طریق ارمنستان و گرجستان به روسیه است. این تغییر جغرافیایی، توان بالقوه ایران برای ایفای نقش قدرت منطقهای در قفقاز جنوبی را کاهش میدهد. دومین پیامد منفی، تقویت روند محاصره ایران است. با تضعیف نفوذ متحدان تهران در غرب آسیا و ضعف حزبالله و حماس، آسیبپذیری «جبهه شمالی» ایران با حضور احتمالی آمریکا در جنوب ارمنستان افزایش مییابد. سومین عامل، کاهش ظرفیت نفوذ ایران در آینده است، زیرا ساخت زیرساختهای شرق-غرب در جنوب ارمنستان ماهیتی بلندمدت دارد و از فشار یا اقناع تهران تأثیر نمیپذیرد.
با وجود این چالشها، ایران واکنش مثبتتری نشان داد. سفر رسمی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به ارمنستان تنها 10 روز پس از نشست کاخ سفید، فرصتی برای بیان نگرانیها درباره حضور نیروهای خارجی در مرزها بود. او در تماس تلفنی با رئیسجمهور روسیه نیز مخالفت خود را با «واگذاری مسائل منطقهای به بیگانگان» ابراز کرد. سپس دبیر شورای امنیت ملی ارمنستان به تهران رفت و اطمینان داد که روابط دوستانه دو کشور تحت تأثیر قدرتهای خارجی قرار نخواهد گرفت. پزشکیان بعدها موضعی مصالحهآمیزتر اتخاذ کرد، گرچه بهنظر میرسد تهران به اجتنابناپذیری توافق واقف شده است.
در چنین شرایطی، ایران بهدنبال راهی برای بازسازی نفوذ خود است و تنها سناریوی باقیمانده را در اتکا به روسیه میبیند، هرچند این گزینه، پرخطر و نشانهای از ضعف است. گرایش دوباره به مسکو ناشی از فشار جناحهای تندرو در تهران، از جمله آیتالله خامنهای، سپاه پاسداران و عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح است. اما محدودیت این راهبرد روشن است؛ بیعملی روسیه در برابر حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه ژوئن و همچنین درگیری مداوم مسکو در جنگ اوکراین، امید به حمایت واقعی را کاهش میدهد. با این حال، وسوسه اتکا به روسیه همچنان وجود دارد، زیرا مسکو میتواند بهعنوان مؤثرترین عامل اخلالگر، توافق جدید میان ارمنستان و آذربایجان را تضعیف کند./ منبع



