چگونه نظم منطقهای عربی جدید در حال شکلگیری است
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چگونه نظم منطقهای عربی جدید در حال شکلگیری است» به قلم ست جی. فرانتزمن (Seth J. Frantzman) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به چیزی که تحولات اخیر غرب آسیا پس از تضعیف نفوذ ایران و سقوط حکومت اسد میداند، میپردازد و بر روند ادغام منطقهای و گسترش روابط دفاعی-اقتصادی کشورهای عربی با قدرتهای همسایه تأکید دارد، که معتقد است میتواند به حل بحران غزه و ثبات منطقهای کمک کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در روز ۲۳ سپتامبر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با رهبران چندین کشور عربی کلیدی در مجمع عمومی سازمان ملل دیدار کرد. در این نشست، دولت ترامپ طرح صلح ۲۱ مادهای برای پایان دادن به جنگ غزه ارائه داد. این موضوع از زمان آغاز به کار دولت در ماه ژانویه، اولویت اصلی کاخ سفید بوده است، اما ابتکارات پیشین در پایان دادن به جنگ 23ماهه ناکام ماندهاند. این وضعیت ممکن است با گام برداشتن کشورهای غرب آسیا و بازنگری در سیاستهای خارجیشان تغییر کند.
غرب آسیا همچنان منطقهای محوری است، همانند دوران جنگ سرد و جنگ جهانی علیه تروریسم. با این حال، راهبرد منطقهای آمریکا از مبارزه با تروریسم و شورشها به رقابت با رقبای همتراز مانند روسیه و چین تغییر جهت داده است. با تغییر اولویتهای آمریکا، شرکا و متحدانش در غرب آسیا برای پر کردن خلاءهای امنیتی احتمالی پیشقدم شدهاند. با این حال، جنگ غزه نشان میدهد که قدرتهای منطقهای مانند عربستان همچنان با موانعی در میانجیگری مستقل برای حل درگیریها روبرو هستند. این مسئله به عدم بهرسمیتشناختن اسرائیل توسط عربستان مربوط است، زیرا امارات متحده عربی و بحرین، که روابط خود را عادیسازی کردهاند، نیز نتوانستند جنگ را پایان دهند. مصر، که همراه قطر در تلاشهای میانجیگری شرکت کرد، نیز موفقیت چندانی کسب نکرد.
حمله حماس به اسرائیل در روز ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جنگی مخرب و تحولآفرین منطقهای را آغاز کرد. نیروهای نیابتی مورد حمایت ایران در لبنان، عراق و یمن با موشک و پهپاد به اسرائیل حمله کردند. ایران و اسرائیل نیز دو بار در سال ۲۰۲۴ و سپس در جنگ دوازدهروزه ژوئن ۲۰۲۵ مستقیماً با یکدیگر درگیر شدند. ایران در تمام این درگیریها شکست خورده و متحدانش، مانند حزبالله، که رهبری ارشد خود را از دست داد، بهشدت تضعیف شدهاند. حکومت اسد در سوریه، متحد کلیدی ایران و روسیه، نیز در روز ۸ دسامبر ۲۰۲۴ سقوط کرد.
تغییر وضعیت در دمشق، نماد تحولات منطقهای است. احمد الشرع، رئیسجمهور موقت سوریه، برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک سفر کرد و با رهبران کلیدی، از جمله رؤسایجمهور ترکیه و اوکراین، و همچنین ترامپ دیدار کرد. این نخستین دیدار الشرع با ترامپ نبود؛ آنها پیشتر در ماه می، هنگام سفر ترامپ به عربستان سعودی، ملاقات کرده بودند. الشرع، با وجود چالشهای داخلی، توانسته است وضعیت منزوی سوریه را تغییر دهد و کشور را از انزوا خارج کند، که نشاندهنده اشتیاق کشورها به تغییر در غرب آسیا است. سوریه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ درگیر جنگ داخلی بود و حکومت اسد بیش از پنجاه سال چشمانداز منطقهای را شکل میداد. اکنون، مانند صدام حسین و معمر قذافی، این حکومت برای همیشه سقوط کرده است.
این بادهای تغییر نهتنها سوریه را تقویت کرده، بلکه رهبری جدید لبنان را نیز توانمند ساخته است. مصر نیز تلاشهای جدیدی برای گسترش روابط انجام داده است؛ از جمله تکمیل مانور دریایی با ترکیه، که گامی مهم در ترمیم روابط دو دههای پرتنش است، و فشار برای صلح در غزه. عربستان نیز پیمان دفاعی جدیدی با پاکستان امضا کرده است.
روندی مشابه در شورای همکاری خلیج فارس مشاهده میشود. پس از حمله هوایی اسرائیل به نشستی از حماس در قطر در ماه سپتامبر، کشورهای حاشیه خلیج فارس تمایل به افزایش همکاری دفاعی ابراز کردند. آنها نگرانند که با وجود سرمایهگذاریهای کلان در سامانههای دفاعی آمریکا، بیش از حد بدون حفاظت کافی به چتر امنیتی آمریکایی وابسته بودهاند.
این روندها به یک جهت روشن اشاره دارند. جنگ جهانی علیه تروریسم برخی کشورهای عربی را تضعیف کرد. عراق با شورش و ظهور داعش درهم شکسته شد. پس از شکست داعش در ۲۰۱۸، شبهنظامیان مورد حمایت ایران خلاء را پر کردند و عراق از یک بحران به بحران دیگر افتاد. با وجود پیشرفتهای اخیر، مانند آزادی الیزابت تسورکوف، پژوهشگر دانشگاه پرینستون، توسط کتائب حزبالله و ازسرگیری صادرات نفت منطقه کردستان، عراق همچنان در حال تثبیت است. سوریه و لبنان با موانع مشابهی روبرو هستند و یمن و لیبی همچنان درگیر جنگهای داخلیاند.
روند منطقهای بهسمت گسترش روابط نشان میدهد که رهبران عرب بهدنبال تقویت پیوندهای دفاعی و گسترش روابط نظامی-اقتصادی با کشورهای دورتر هستند. این شامل ترکیه، که سرمایهگذاری سنگینی در سوریه انجام میدهد، و پاکستان، با ارتش قدرتمند و زرادخانه هستهای، میشود. همچنین ممکن است شامل کشورهای بلوکهای اقتصادی غیرغربی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای به رهبری چین باشد. سرمایهگذاری در کریدور اقتصادی هند-غرب آسیا-اروپا، که از هند تا اروپا امتداد دارد، و احیای احتمالی راهآهن حجاز از عربستان تا ترکیه، که کریدور اقتصادی شمال-جنوب ایجاد میکند، نیز در دستور کار است. همه نشانهها به عصر جدیدی از یکپارچگی پس از دههها هرجومرج، جنگ داخلی و تروریسم اشاره دارند./ منبع