تحریمهای مکانیسم ماشه علیه ایران: آیا ترامپ برگ برنده خود را بازی خواهد کرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «تحریمهای مکانیسم ماشه علیه ایران: آیا ترامپ برگ برنده خود را بازی خواهد کرد؟» به قلم سعید قاسمینژاد و نوید محبی در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. نویسندگان با بررسی شرایط کنونی برنامه هستهای ایران، تحریمهای بازگشتی سازمان ملل و موضع ایالات متحده، معتقدند ترامپ در برابر یک لحظه تعیینکننده قرار دارد: آیا چرخه بیپایان مماشات و تهدید ادامه خواهد یافت یا او با بستن آخرین شریان حیاتی برای جمهوری اسلامی ایران، یعنی درآمدهای نفتی، سرنوشت این پرونده را تغییر خواهد داد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
با نزدیکشدن زمان بازگشت تحریمهای ماشه سازمان ملل در روز ۲۷ سپتامبر 2025، ایران بار دیگر به تهدید متوسل شده و حتی احتمال خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای را مطرح کرده است. این در حالی است که برنامه هستهای کشور بهشدت آسیب دیده، نیروهای نیابتیاش در منطقه تضعیف شده و اقتصاد آن در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. با وجود این شکستها، حکومت همچنان بر توهم بیتغییر ماندن شرایط پای میفشارد. به همین دلیل، دونالد ترامپ با لحظهای سرنوشتساز روبهروست: ادامه این چرخه بیپایان یا استفاده از برگ برنده خود یعنی قطع کامل درآمدهای نفتی ایران.
ریشه این رویارویی به سال 2002 بازمیگردد؛ زمانی که وجود تأسیسات مخفی نطنز و اراک فاش شد. از آن زمان تاکنون، چهار رئیسجمهور آمریکا، مذاکرات متعدد و کارزارهای تحریمی پیاپی نتوانستهاند این مسئله را حل کنند و موضوع هستهای ایران به یکی از چالشهای امنیتی پایدار جهان بدل شده است.
ترامپ در دوره ریاستجمهوری خود بارها در را برای گفتوگو گشود و حتی استیو ویتکاف، دوست نزدیکش و فردی شناختهشده با رویکرد مصالحهجویانه، را بهعنوان نماینده مذاکرات منصوب کرد. با این حال، جمهوری اسلامی همه این تلاشها را رد کرد و پس از تحمل سختترین ضربات، بر مواضع سختگیرانه خود باقی ماند. سه ماه پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، مقامات ایرانی آشکارا بر ادامه غنیسازی تأکید کردند. عباس عراقچی دیپلماسی را گاه پرهزینهتر از جنگ دانست، امیرسعید ایروانی غنیسازی را «حق مسلم» اعلام کرد و آیتالله خامنهای نیز تأکید نمود که ایران «هرگز دین و علم خود را رها نخواهد کرد».
با وجود این مواضع، ابزارهای باجخواهی تهران تضعیف شده است. منتقدان ترامپ او را ماجراجو مینامیدند، اما برخلاف بسیاری در واشنگتن، او حسن نیت واقعی نشان داد و در عین حال بر خطوط قرمز آمریکا سازشناپذیر باقی ماند. محاسبات تهران اشتباه بود؛ این تصور که ترامپ بهدنبال توافقی فوری است، غلط از آب درآمد. عملیات آمریکا و اسرائیل توانمندی غنیسازی ایران در تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان را بهطور جدی محدود کرد.
در برابر این شکستها، حکومت به تاکتیک آشنای تعلل روی آورده است. به مصداق ضربالمثل فارسی «از این ستون به آن ستون فرج است»، رهبران ایران امیدوارند که تعلل کنگره و نگرانی ترامپ از افکار عمومی، مانع تشدید فشار شود. تهران بر این باور است که ترامپ اسرائیل را مهار خواهد کرد تا همچنان تصویر یک میانجی صلحطلب را حفظ کند.
با این حال، آمریکا اهرم قدرتمندتری نسبت به حملات نظامی در اختیار دارد: رساندن صادرات نفت ایران به صفر مطلق. با فعالشدن مکانیسم ماشه توسط اروپا، واشنگتن فرصتی کمنظیر یافته تا اقتصاد ایران را در نقطه حیاتی هدف قرار دهد. این ایده تاکنون بهطور کامل اجرا نشده است. حتی در اوج کارزار فشار حداکثری در سالهای 2019 و 2020، ایران روزانه حدود پانصد هزار بشکه نفت صادر میکرد.
اما شرایط سال 2025 متفاوت است. اروپا اکنون از تحریمها حمایت میکند و ابزارهای فشار ایران نیز از دست رفته است. تنها تهدید باقیمانده، خروج از معاهده انپیتی است که نشانه ضعف تلقی میشود، نه قدرت. مردم ایران نیز پس از سالها تحمل سختی، امید خود را از دست دادهاند. تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش ریال و قطعیهای مکرر برق زندگی روزمره را فلج کرده است. بسیاری میدانند تا زمانی که رژیم منابع مالی دارد، سرکوب ادامه خواهد یافت. قطع جریان پول میتواند شرایطی فراهم آورد که جامعه فرصت مقابله بیابد.
حتی درون حکومت نیز زمزمه تغییر شنیده میشود. صادرات نفت ایران که در دوره نخست ترامپ به حدود یکسوم کاهش یافته بود، اکنون به حدود یکمیلیون و ششصد هزار بشکه رسیده و تقریباً به سطح پیش از تحریم بازگشته است. اما توهمات پیشین فرو ریخته و جمهوری اسلامی نشان داده که حتی پس از ضربات سنگین اسرائیل نیز حاضر به مصالحه نیست. اکنون زمان آن رسیده که ترامپ برگ نهایی خود را بازی کند: تشدید فشار، بستن شریان نفتی و واداشتن تهران به عقبنشینی./ منبع



