آمادهسازی برای یک جنگ طولانی
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آمادهسازی برای یک جنگ طولانی» که به قلم مایک واتسون (Mike Watson) در اندیشکده هادسون (Hudson)، به بررسی درسهای تاریخی از جنگهای طولانی و ضرورت آمادگی آمریکا برای درگیریهای احتمالی آینده، بهویژه با چین، میپردازد. نویسنده هشدار میدهد که تمرکز بر پیروزیهای سریع، همانطور که در جنگ جهانی دوم ناکام ماند، در برابر تهدیدات کنونی ناکافی است و آمریکا باید برای جنگهای فرسایشی آماده شود. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
وضعیت جهانی امروز به شرایط بحرانی سالهای ۱۹۳۹ یا ۱۹۷۹ شباهت دارد. در سال ۱۹۳۹، اروپا درگیر جنگ جهانی دوم بود و فجایع بزرگی در پیش بود. در سال ۱۹۷۹، جهان آزاد در برابر نیروهای استبداد تحت فشار بود، اما با ظهور رهبرانی مانند ریگان، ورق برگشت. امروز، جنگ اوکراین، درگیریهای غربآسیا و تسلیح بیوقفه چین، جهان را بهسمت فاجعه سوق میدهد. رهبران دهه ۱۹۳۰ ناکام ماندند و میلیونها نفر جان باختند، اما در دهه ۱۹۷۰، واکنش بهموقع از بدترین سناریوها جلوگیری کرد. رهبران کنونی باید برای جلوگیری از بدترین سناریوها آماده شوند.
صنعت تسلیحاتی آمریکا برای تهدیدات متفاوتی طراحی شده است. پنتاگون نیروهای خود را برای نبرد با حداقل تلفات انسانی بهینه کرده و موفقیتهایی مانند عملکرد جنگندههای اف-35 اسرائیل در برابر پدافند هوایی ایران و بمباران تأسیسات هستهای ایران توسط بمبافکنهای بی-2 نشاندهنده قدرت تجهیزات آمریکایی است. اما در صورت وقوع جنگ با چین، مثلا بر سر تایوان، ذخایر موشکهای دوربرد آمریکا ممکن است در چند روز یا چند هفته تمام شود. دریادار ساموئل پاپارو، فرمانده ستاد فرماندهی آمریکا در منطقه هند-آرام، در می ۲۰۲۵ هشدار داد که هرچند آمریکا با نیروی کنونی میتواند پیروز شود، اما همه عناصر کلیدی نیرو در مسیر نامناسبی هستند.
تمرکز بر دفع حمله اولیه چین مهم اما ناکافی است. تاریخ جنگ جهانی دوم نشان میدهد که کشورهای بزرگ بهندرت با ضربه اول تسلیم میشوند. ژاپن و آلمان نازی به اشتباه باور داشتند که با ضربات سریع به اهدافشان میرسند. ژاپن در سال ۱۹۳۱، منچوری را تصرف کرد، اما در سال ۱۹۳۷، با حمله به پکن، انتظار داشت چیانگ کایشک در سه ماه تسلیم شود. در عوض، جنگ فرسایشی طولانی با هزینههای کلان (افزایش بودجه از ۲.۷۷ به ۸.۳۶ میلیارد ین) بهراه افتاد. ژاپن، ساحل چین و نانجینگ را گرفت، اما چین تسلیم نشد. وابستگی ژاپن به منابع آمریکا و بریتانیا، بهویژه نفت و تحریم آمریکا پس از تصرف مستعمرات اروپایی در آسیای جنوب شرقی، ماشین جنگی ژاپن را فلج کرد. حمله پرل هاربر در سال ۱۹۴۱ و تلاش برای پیروزی قاطع دریایی نیز ناکام ماند.
هیتلر نیز با تهاجم به لهستان در سال ۱۹۳۹ و سپس فرانسه در سال ۱۹۴۰، بهدنبال پیروزی سریع بود، اما شکست در برابر انگلیس تحت رهبری چرچیل و حمایت گسترده آمریکا از طریق قانون وام و اجاره (پنج هزار و دوازده فروند هواپیما برای انگلیس در سال ۱۹۴۱ در مقابل ۷۸ فروند هواپیما از فرانسه و هلند برای آلمان) موقعیت او را تضعیف کرد. تهاجم به شوروی در سال ۱۹۴۱، با وجود خسارات سنگین به ارتش شوروی، به دلیل ناتوانی در نابودی کامل آن، به جنگی فرسایشی و دوجبههای منجر شد که آلمان از آن میترسید.
در مقابل، آمریکا با برنامهریزی برای جنگ طولانی موفقتر بود. از سال ۱۹۳۸، صنعت تسلیحاتی آمریکا برای فروش به انگلیس و فرانسه فعال شد و از سال ۱۹۴۰ شدت گرفت. تا سال ۱۹۴۲، آمریکا از کل نیروهای محور پیشی گرفت. برخلاف آلمان و ژاپن، آمریکا برای جنگ فرسایشی آماده بود. سرکوب زیردریاییهای آلمانی در نبرد آتلانتیک تا سال۱۹۴۳ زمان برد، و عملیات در آفریقای شمالی و ایتالیا تجربه لازم را برای تهاجم سال ۱۹۴۴ به اروپا فراهم کرد. در اقیانوس آرام، طرح جنگ نارنجی از دههها پیش، پیشبینی جنگی طولانی و خونین را کرده بود. پس از پرل هاربر، ضدحمله آمریکا تا سال ۱۹۴۳ آغاز نشد، و کارزار جزیرهبهجزیره با مقاومت شدید ژاپنیها، از جمله حملات کامیکازه، مواجه شد. در سال ۱۹۴۵، تولید عظیم آمریکا (۹۵ هزار فروند هواپیما در سال) و بمبافکنهای بی-29، همراه با بمبهای اتمی، ژاپن را تسلیم کرد.
ظهور سلاحهای هستهای، جنگهای صنعتی را منسوخ کرد اما با برابری هستهای شوروی و آمریکا در اواخر دهه ۱۹۷۰، بازدارندگی به نیروهای متعارف وابسته شد. ریگان این نیروها را تقویت کرد، اما فروپاشی شوروی مانع از آزمایش راهحلها شد. امروز، جنگهای اوکراین (با ۲۵۰ هزار کشته و هفتصد هزار زخمی روس) و غرب آسیا (ادامه درگیری ایران بههمراه نیروهای متحد خود از اکتبر ۲۰۲۳)، نشان میدهند که امید به پیروزی سریع، همانطور که دولتهای محور را نابود کرد، گمراهکننده است. سلاحهای هستهای برخی حملات را باز داشتهاند، اما دفاع متعارف همچنان حیاتی است. چرچیل در سال ۱۹۳۶ گفت تولید تسلیحات در سال اول کم، سال دوم مقداری، سال سوم کافی و سال چهارم بیش از نیاز است. بیش از سه سال از جنگ اوکراین و دو سال از درگیری غرب آسیا گذشته، و عدم آمادگی آمریکا متحدانش را به خونریزی کشانده است. اگر چین باز داشته نشود، نوبت آمریکا خواهد بود./ منبع



