کاربران ویژهمطالب ویژه

راهبردهای ایرانیان برای فریب غربی‌ها و پیشبرد خواسته‌های خود

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «راهبردهای ایرانیان برای فریب غربی‌ها و پیشبرد خواسته‌های خود» نوشته هارولد رود (Harold Rhode) در مرکز امنیت و امور خارجه اورشلیم (Jerusalem Center for Security and Foreign Affairs)  منتشر شده است. این یادداشت با بررسی تفاوت‌های فرهنگی و ذهنی میان ایران و غرب، بیان می‌کند که رهبران جمهوری اسلامی مذاکره را ابزاری تاکتیکی برای تحمیل خواست خود می‌دانند، نه فرایندی برای مصالحه برابر. تنها زبان قابل‌فهم برای ایران، قدرت و اراده قاطع در استفاده از آن است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


حکومت ایران به‌رغم ضعف‌هایش، همچنان تهدیدی پابرجا برای غرب، اسرائیل و متحدان عرب میانه‌رو محسوب می‌شود. رهبران جمهوری اسلامی در هنر صبر، تعلل و فرصت‌طلبی مهارت یافته‌اند و همواره منتظر زمان مناسب برای ضربه‌زدن هستند. آنان با باور به برتری صبر و مداومت، پیوسته دشمنان خود را می‌آزمایند و یقین دارند که گذر زمان در نهایت به سودشان عمل خواهد کرد. تفاوت بنیادین نگاه ایرانیان و غربی‌ها به مذاکره از همین‌جا ناشی می‌شود. در نگاه غربی، مذاکره تلاشی برای رسیدن به توافقی برد-برد است که هر دو طرف در آن چیزی به دست می‌آورند. اما در فرهنگ سیاسی ایران، مذاکره زمانی آغاز می‌شود که یکی از طرفین پیروز شده باشد؛ پیروز شروط خود را دیکته می‌کند و بازنده باید تسلیم شود. از این منظر، تمایل زودهنگام غربی‌ها به مذاکره نشانه ضعف و ناتوانی در تحمیل شرایط تلقی می‌شود، چراکه در منطق ایرانی، مفهوم «برد-برد» وجود ندارد و تنها معادله ممکن «من می‌برم، تو می‌بازی» است. این ذهنیت در تفسیر رخدادهایی چون جنگ دوازده‌روزه ایران، اسرائیل و آمریکا نیز بازتاب دارد؛ در حالی‌که غرب این نبرد را نوعی بازدارندگی می‌داند، ایرانیان آن را نشانه پیروزی خود می‌خوانند، زیرا دشمنانشان نتوانستند حکومت را نابود کنند.

در فرهنگ سیاسی ایران، توافق‌ها ابزار موقتی‌اند، نه تعهدات الزام‌آور. رهبران ایران ممکن است صرفاً برای «دلجویی» از دیگران اسنادی را امضا کنند، اما نیت واقعی آن‌ها وفای به تعهد نیست. در قاموس ایرانی، مصالحه نوعی تحقیر است که واژه «تنزل» آن را بهتر از هر چیز نشان می‌دهد؛ مفهومی که به معنای «خوار کردن خود» است. ایرانیان برخلاف عرب‌ها که دشمن را مستقیماً متهم می‌کنند، ترجیح می‌دهند با ظرافت و زیرکی، طرف مقابل را به تسلیم وادارند، در حالی‌که او گمان می‌کند همچنان کنترل اوضاع را در دست دارد.

ایرانیان با نمایش رفتار مؤدبانه و همدلانه، چنان چهره‌ای از صداقت به‌نمایش می‌گذارند که غربی‌ها را از گارد دفاعی خارج می‌کند. این مهارت در فریب و اقناع، به آنان امکان می‌دهد تا امتیاز بگیرند بی‌آن‌که ظاهراً چیزی داده باشند. چنین رویکردی در تبلیغات و رسانه نیز منعکس می‌شود. در بحران گروگان‌گیری ۱۹۷۹، کاریکاتوری در ایران نمایش داده شد که گروگان آمریکایی با لبخند از قرار گرفتن در صندوق عقب خودرو ابراز خوشحالی می‌کند؛ تصویری که تحقیر آمریکا را در قالب طنز بازمی‌نمایاند. نمونه دیگر، مذاکرات هسته‌ای ۲۰۱۵ بود که رسانه‌های ایرانی جان کری و باراک اوباما را در قالب‌های کاریکاتوری از ضعف و تسلیم تصویر کردند تا پیام برتری ایران را منتقل کنند.

رهبران ایران تنها در برابر قدرت واقعی و اراده قاطع برای استفاده از آن عقب‌نشینی می‌کنند. هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ دوازده‌روزه عملکردی چشمگیر داشتند، ایران همچنان زمان را به نفع خود می‌بیند و بر این باور است که غرب در نهایت خسته و بی‌انگیزه خواهد شد. اگر چنین شود، جمهوری اسلامی می‌تواند دوباره با سلاح هسته‌ای و منابع مالی تقویت‌شده بازگردد و تهدیدی جدی برای آمریکا، اسرائیل و اعراب سنی شود. نتیجه‌گیری یادداشت آن است که غرب باید این شکاف فرهنگی و راهبردی را درک کرده و تنها از طریق حمایت از مردم ایران برای رهایی از حکومت خود می‌تواند به راه‌حلی پایدار برسد؛ در غیر این صورت، بازی درازمدت ایران ممکن است به فروپاشی دشمنان اصلی‌اش بینجامد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا