دیدار ترامپ و نتانیاهو در بحبوحه چالشهای پیش روی غرب آسیا
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «دیدار ترامپ و نتانیاهو در بحبوحه چالشهای پیش روی غرب آسیا» که به قلم مایکل آر. گوردون (Michael R. Gordon) و داو لیبر (Dov Lieber)، در نشریه وال استریت ژورنال (Wall Street Journal)، منتشر شده است، استدلال میکند که دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید در ۷ جولای ۲۰۲۵ فرصتی برای بهرهبرداری از تغییرات اخیر غرب آسیا، از جمله آتشبس احتمالی در غزه، مذاکرات هستهای با ایران و بهبود روابط با سوریه است. نویسندگان معتقدند که با این حال، اختلافات با نتانیاهو، مسئله دولت فلسطینی و رویکرد بداههگونه ترامپ موانع جدی برای ثبات پایدار ایجاد میکند. در ادامه بهره سخن این مقاله را میخوانید.
دیدار دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در ۷ جولای ۲۰۲۵ در کاخ سفید در شرایطی برگزار میشود که غرب آسیا پس از ماهها درگیری، آماده دیپلماسی به نظر میرسد. اسرائیل و حماس مذاکرات غیرمستقیم برای آتشبس در غزه را از سر گرفتهاند، ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهایاش نشانههایی از آمادگی برای مذاکره هستهای نشان داده و کاخ سفید بهدنبال بهبود روابط دمشق و اسرائیل با دولت جدید سوریه است. این دیدار هم برای ادعای موفقیت این تحولات و هم برای برنامهریزی گامهای بعدی است، اما دوام دیپلماسی با چالشهایی مواجه است.
ترامپ که به گفته مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، بهدنبال عنوان «رئیسجمهور صلح» است، با اختلافات با نتانیاهو، مسئله دولت فلسطینی، ایران تضعیفشده و سبک بداههگونه خود روبهروست. آتشبس ۶۰ روزه در غزه، که برای پیشبرد عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان حیاتی است، محتملترین دستاورد است. ژنرال ایال زمیر، فرمانده ارشد اسرائیل، معتقد است که ادامه عملیات نظامی ممکن است جان گروگانها را بهخطر بیندازد؛ آن هم بدون تضعیف بیشتر حماس. نتانیاهو که به دنبال حذف حماس از قدرت و خلع سلاح آن است، همزمان از گسترش روابط با کشورهای مسلمان و آزادی گروگانها سخن گفته است. ثبات دولت ائتلافی او تا پایان جولای تضمین شده، و با تعطیلی پارلمان تا ۱۹ اکتبر، حداقل ۶ ماه دیگر فرصت دارد.
عادیسازی روابط با عربستان، بهعنوان هدف بزرگتر ترامپ، به توقف دائمی جنگ غزه و پیشرفت به سوی دولت فلسطینی وابسته است، اما اغلب اسرائیلیها پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس با دولت فلسطینی مخالفند و آن را پاداشی برای حماس و تهدیدی برای امنیت میدانند. عربستان نیز به دلیل خشم عمومی در جهان عرب از جنگ غزه، بر لزوم راهحل فلسطینی تأکید دارد. در مورد ایران، مذاکرات هستهای با میانجیگری استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، در جریان است، اما ایران نشانهای از کنارگذاشتن غنیسازی اورانیوم نشان نداده است؛ در حالی که پنتاگون تخمین میزند حملات آمریکا برنامه هستهای ایران را یک تا دو سال عقب انداخته است.
ترامپ در سفر ماه می به عربستان اعلام کرد که از مداخله نظامی و بازسازی اجتناب خواهد کرد و به دنبال پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم است. حمله محدود آمریکا به تأسیسات هستهای ایران، بدون هدف تغییر حکومت، با این رویکرد همخوانی دارد، اما تصمیم او برای استفاده از بمبافکنهای بی-۲ و موشکهای کروز زیردریایی به او نفوذ بیشتری بر نتانیاهو داده است. با این حال، نتانیاهو معتقد است میتواند جنگ غزه را ادامه دهد و همزمان عادیسازی با عربستان را پیش ببرد؛ دیدگاهی که با تحلیلهای آمریکایی در تضاد است.
برخی ایدههای اولیه ترامپ، مانند پیشنهاد خروج ساکنان غزه در ماه فوریه، با مخالفت اعراب و فلسطینیها مواجه شد. فقدان راهبرد مشخص برای اداره فلسطین بدون حماس، نیروی امنیتی عربی، و بازسازی غزه، دیپلماسی او را تضعیف میکند. دنیس راس، دیپلمات سابق، میگوید ترامپ بهدنبال شهرت بهعنوان صلحساز است و از اقدامات نظامی اسرائیل برای پیشبرد معاملات استفاده میکند، اما نبود راهبرد یکپارچه مانع تحقق این آرزوست. دانیل شاپیرو، سفیر سابق آمریکا، هشدار میدهد که اگر جنگ غزه پس از آتشبس ۶۰ روزه ادامه یابد، ایران غنیسازیاش را مخفی کند، یا نتانیاهو به دلایل سیاسی تصمیمات کلیدی را متوقف کند، این فرصت از دست خواهد رفت./ منبع