آفریقااقتصاد و تجارتخارجی

چالش خودکفایی کشورهای جنوب جهانی در توسعه اقتصادی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چالش خودکفایی کشورهای جنوب جهانی در توسعه اقتصادی» توسط دیوید سی. انگِرمن (David C. Engerman) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تلاش کشورهای جنوب جهانی برای کاهش وابستگی به جهان صنعتی و ترویج همکاری‌های خودکفا در مواجهه با محدودیت‌ها و بحران‌های توسعه بین‌المللی می‌پردازد و مسیرها و محدودیت‌های این رویکرد را تحلیل می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


در بسیاری از نشست‌های سازمان ملل در ماه سپتامبر، روز همکاری جنوب-جنوب در روز ۱۲ سپتامبر، به‌طور نسبتاً کم‌اهمیت و دیرهنگام برگزار می‌شود. این رویداد چهلمین سالگرد تصویب برنامه بوئنوس آیرس برای ترویج و اجرای همکاری فنی میان کشورهای در حال توسعه را جشن می‌گیرد که به اختصار BAPA نامیده می‌شود. این جشن نمونه‌ای از فراخوان‌های روزافزون برای احیای همکاری جنوب-جنوب است، سنتی که کشورهای در حال توسعه بر خوداتکایی بیشتر نسبت به جهان صنعتی تأکید دارند تا مسیر پیشرفت مادی خود را تعیین کنند. با این حال، پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا این تلاش‌های تازه توان عبور از بحران‌های کنونی توسعه بین‌المللی را دارند یا خیر.

وضعیت کمک‌های سنتی توسعه‌ای نگران‌کننده است. کاهش بودجه سازمان‌های دولتی همچون آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا، بزرگ‌ترین نهاد کمک دوجانبه، و محدودیت‌های مشابه در کشورهای اروپایی نشان‌دهنده تغییرات ساختاری در عرصه کمک‌های بین‌المللی است. تخمین‌ها حاکی از آن است که کمک‌ها ممکن است تا ۲۲ درصد کاهش یابند و این کاهش فراتر از اقدامات عمدی و محدودکننده دولت‌های گذشته است. در چنین شرایطی، تشویق کشورهای فقیر به همکاری و خودکفایی جمعی یکی از معدود مسیرهای موجود به نظر می‌رسد.

تاریخچه همکاری جنوب-جنوب نشان می‌دهد که این رویکرد در شرایط بحرانی شکوفا شده است. این همکاری، به‌عنوان جنبشی ایده‌آلیستی و متولد از واقعیت‌های سخت، با هدف ایجاد همبستگی و خوداتکایی شکل گرفت تا کشورهای جنوب جهانی را از بی‌تفاوتی یا حتی مخالفت کشورهای شمال جهانی و نوسانات اقتصادی جهانی محافظت کند. این همکاری‌ها نمادی از فاصله میان آرزوهای اقتصادی و گزینه‌های عملی کشورهای جنوب به‌شمار می‌رود و در تلاش‌های امروز نیز همچنان نقش مشابهی ایفا می‌کند.

فراخوان‌های همکاری کشورهای کم‌برخوردار به دوران پیش از استفاده رایج اصطلاح «جنوب جهانی» بازمی‌گردد. فعالان ضد استعماری و جنبش‌های ملی‌گرای دوره میان‌جنگ، به همراه اتحادیه‌های بین‌المللی و وکلای جنوب آسیا، بر حقوق مستعمرات و استقلال اقتصادی تأکید داشتند. کنفرانس آسیایی-آفریقایی بندونگ در سال ۱۹۵۵ برنامه‌ای دوازده‌بندی برای گسترش همکاری اقتصادی میان کشورهای شرکت‌کننده ارائه کرد و زمینه بحث‌های توسعه بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم را فراهم ساخت.

با وجود خوش‌بینی اولیه، دشواری‌های دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و محدودیت‌های مالی سازمان ملل موجب شد این امیدها کاهش یابد. ایجاد کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۴ و تشکیل گروه ۷۷ از کشورهای در حال توسعه نشان‌دهنده تلاش برای تقویت همکاری اقتصادی جنوب-جنوب بود، در حالی که جنبش عدم تعهد بر مسائل ژئوپولیتیک تمرکز داشت. با این حال، این سازمان‌ها نتوانستند در برابر کاهش کمک‌های غربی و مشکلات اقتصادی جهانی مقاومت کافی ایجاد کنند. بحران‌هایی همچون افزایش چهار برابری قیمت نفت در دوران تحریم نفتی عربی ۱۹۷۳ نمونه‌ای از فشارهای اقتصادی بر کشورهای جنوب بود.

برخی کشورهای جنوب، از جمله تولیدکنندگان نفت، توانستند با تحریم‌ها اثرات قابل توجهی بر بازارهای جهانی ایجاد کنند، اما تلاش‌های دیگر مانند توافق‌های کالاهای کشاورزی با شکست مواجه شد و نتوانست بازارها یا اقتصاد جهانی را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. این وضعیت نشان‌دهنده محدودیت‌های عملی همکاری جنوب-جنوب در غلبه بر موانع ساختاری و اقتصادی جهانی است و ضرورت جستجوی راهکارهای تازه و کارآمد برای توسعه پایدار را برجسته می‌سازد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا