جبهه جدید واشنگتن برای مهار چین و ترکیه

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جبهه جدید واشنگتن برای مهار چین و ترکیه» در کریدل (Cradle) منتشر شده است. این مقاله شکلگیری ائتلاف سهگانه یونان–قبرس–اسرائیل را بهعنوان محور تازهای از راهبرد آمریکا برای محاصره ژئوپلیتیکی ترکیه و مهار نفوذ چین در حوزه اوراسیا را بررسی میکند و آن را بخشی از سازوکار بزرگتری موسوم به «قوس هندو–مدیترانهای» میداند که بهطور مستقیم در بازتعریف نظم جهانی نقش دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
اظهارات اخیر هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره محاصره آشکار و پنهان کشورش، بازتابی از تشدید رقابت ژئوپلیتیکی در شرق مدیترانه است. این منطقه که زمانی نسبتاً آرام بود، اکنون به خط مقدم تقابل گستردهتر میان آمریکا و چین بدل شده است. تهدید ترکیه مبنی بر حمله پیشدستانه نهتنها متوجه یونان، قبرس یا اسرائیل، بلکه معطوف به ساختار امنیتی نوظهوری است که واشنگتن آن را در قالب «قوس مدیترانهای» سامان داده است. محور این ساختار، مثلث یونان–قبرس–اسرائیل است که اکنون به یک پایگاه راهبردی برای رقابت قدرتهای بزرگ در اوراسیا تبدیل شده است.
تحولات اخیر ریشه در کشف میادین عظیم گاز در شرق مدیترانه دارد. ذخایر تمار، لویاتان، آفرودیت و زُهر موجب تغییر توازن انرژی و ایجاد ائتلافهای جدید شد. همزمان با بحران انرژی اروپا پس از جنگ اوکراین، این منابع به فرصتی برای وابستگی متقابل اسرائیل و اروپا بدل گردید. در همین راستا، مجمع گاز شرق مدیترانه (EMGF) در سال ۲۰۱۹ در قاهره تأسیس شد تا همکاریها را نهادینه کند، اما در عمل ترکیه را بهطور ساختاری حذف نمود. از دل این چارچوب دو پروژه اصلی برآمد: خط لوله «ایستمد» برای انتقال گاز به اروپا و پروژه «اتصال بزرگ دریایی» بهمنظور پیوند شبکه برق اسرائیل با اروپا؛ طرحهایی پرهزینه و فنی که بیش از آنکه اقتصادی باشند، ابزاری برای تثبیت سیاسی و امنیتی محور غربی محسوب میشوند.
در برابر سیاست دریایی «وطن آبی» ترکیه که خواهان گسترش حاکمیت دریایی آنکارا در مدیترانه و اژه است، قوس مدیترانهای به سازوکار نظامی هماهنگتری تبدیل شد. رزمایشهای مشترک نِمسیس و نوبل دینا بهطور منظم برگزار میشوند و نصب سامانه پدافندی باراک امایکس در قبرس توان دفاعی این محور را در برابر پهپادها و جنگندههای ترکیه تقویت کرده است. استقرار این سامانه با حمایت تلآویو، قبرس را از موضع ضعف دهه ۱۹۹۰ به موقعیت یک پایگاه نظامی پیشرفته ارتقا داد.
همزمان اسرائیل با عبور از دکترین «پیرامون» بنگوریون، اکنون در حال تحکیم کمربند امنیتی خود در غرب است. در جریان عملیات «شیر خیزان» اسرائیل علیه ایران در ماه ژوئن ۲۰۲۵، هواپیماهای غیرنظامی تلآویو بهطور مخفیانه به فرودگاههای یونان و قبرس منتقل شدند و پایگاه آمریکایی سودا بی در کرت برای سوخترسانی به پروازهای نظامی استفاده شد؛ اقدامی که پیوند امنیتی سهجانبه را رسمیتر کرد.
این ائتلاف منطقهای بخشی از طرح کلان واشنگتن در قالب «قوس هندو–مدیترانهای» است؛ مسیر دریاییای که هدف آن دور زدن نفوذ چین از اقیانوس هند تا مدیترانه است و با سازوکارهایی مانند I2U2 و کریدور هند–امارات–عربستان–اردن–اسرائیل همپوشانی دارد. هند، که از نزدیکی ترکیه و پاکستان نگران است، این قوس را وزنه تعادلی راهبردی میبیند. سفر ناندرا مودی به قبرس همزمان با عملیات اسرائیل علیه ایران پیام روشنی به آنکارا بود. همکاریهای اقتصادی و نظامی در قالب شوراهای مشترک هند با یونان و قبرس در حال گسترش است.
چین، که بندر پیرئوس یونان را به یکی از گرههای اصلی طرح کمربند و جاده بدل کرده، قوس مدیترانهای را تهدیدی بالقوه میداند. یونان در عین حفظ روابط اقتصادی با پکن، بهعنوان عضو ناتو میزبان رزمایشهای مشترک با اسرائیل و حضور دائمی نیروی دریایی آمریکا است؛ وضعیتی که آن را در میانه رقابت آتلانتیسم و چندقطبیگرایی قرار میدهد.
با وجود این، پروژههای قوس مدیترانهای با شکافهایی روبهروست. تعلیق پروژه کابل دریایی در ماه مارس ۲۰۲۵، اختلافات مالی، تحقیقات فساد در اتحادیه اروپا و هشدارهای اقتصادی قبرس، انسجام این محور را تضعیف کرده است. بااینحال، بزرگترین چالش از سوی ترکیه است که هر ابتکار انرژی بدون مشارکت خود را غیرقابل قبول میداند و با اعزام ناوها و اعمال فشار نظامی در پی تثبیت منافعش است. قوس مدیترانهای اکنون به یکی از حساسترین نقاط اصطکاک در نظم جهانی نو بدل شده؛ جایی که خطوط گسست قرن بیستویکم نه بر میز مذاکره، بلکه در آبهای مدیترانه ترسیم میشوند./ منبع



