آسیاآفریقاآمریکااروپاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

سازمان ملل در دوراهی سقوط یا نوسازی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سازمان ملل در دوراهی سقوط یا نوسازی» به قلم غلام سهروردی در ساوت ایشیا ژورنال (South Asia Journal) منتشر شده است که به بررسی چالش‌های کنونی سازمان ملل متحد از جمله کاهش حمایت مالی، بحران مشروعیت و نقش‌آفرینی فزاینده سیاست‌های یکجانبه آمریکا پرداخته و بر ضرورت اصلاح ساختار، تنوع‌بخشی به منابع مالی و احیای بی‌طرفی بشردوستانه برای حفظ کارکرد این نهاد تأکید دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


سازمان ملل متحد که پس از جنگ جهانی دوم برای حل اختلافات بین‌المللی و ترویج اصول بشردوستانه بنیان نهاده شد، اینک با بحران مشروعیت، کاهش منابع مالی و افت توان عملیاتی در میدان‌های درگیری روبه‌رو است. جمع این عوامل عملکرد نهاد را تضعیف کرده و سوالی درباره تداوم اراده سیاسی اعضا برای احیای کارکرد جمعی سازمان مطرح ساخته است. تغییر جهت سیاست خارجی آمریکا و بازگشت به رویکردهای یکجانبه نقش تعیین‌کننده داشته زیرا واشنگتن به‌عنوان‌ بزرگترین تأمین‌کننده مالی رفتار می‌کند و کاهش یا توقف کمک‌ها برنامه‌های بشردوستانه را دچار اختلال کرده است.

 آسیب‌پذیری مالی به‌خصوص آژانس‌های امدادی را به‌شدت تحت‌فشار قرار داده و این ریزش منابع در عمل به محدود شدن عملیات نجات، توزیع غذا و دارو و تشدید رنج پناهجویان و آواره‌ها انجامیده است. در میدان‌های درگیری مانند غزه دسترسی سازمان ملل به جمعیت‌های نیازمند با مانع مواجه شده و گزارش‌هایی از انسداد کاروان‌های امدادی، محدودیت‌های ارسال کالا و آزار کارکنان بین‌المللی منتشر شده است. ایالات متحده در غزه برنامه‌های توزیع خود را جایگزین نهادهای سازمان ملل کرده که این امر علاوه بر افزونگی هزینه‌ها، بی‌طرفی امداد را تضعیف می‌کند.

 در سودان موانع امنیتی و محدودیت‌های رفت‌وآمد از رسیدن کمک‌ها جلوگیری می‌کند و در جمهوری دموکراتیک کنگو و جنوب سودان حمله به نیروهای حافظ صلح اعتبار عملیات صلح را کاهش داده است. بحران‌های دیگری مانند هاییتی، سومالی و میانمار نیز بن‌بست‌های شورای امنیت را نشان می‌دهد که ناشی از رقابت و اختلاف میان اعضای دائم و کاهش تمایل برخی قدرت‌ها به همکاری است.

 مجموع این مسائل تصویر سازمانی را ترسیم می‌کند که هم از جانب دولت‌های قدرتمند مورد دورزدن قرار می‌گیرد و هم از سوی بازیگران غیردولتی به‌عنوان تهدید تلقی می‌شود، امری که فعالیت‌های بشردوستانه و دیپلماسی را دشوار ساخته است. سخنرانی اخیر رئیس‌جمهور آمریکا در مجمع عمومی نیز مؤید گرایشی است که سازمان ملل را بیش از ناظر مستقل، ابزاری برای پیشبرد اهداف ملی می‌بیند و این نگاه می‌تواند انگیزه حمایت سایر کشورها را کاهش دهد.

عرصه عدالت بین‌المللی نیز تضعیف شده و خروج برخی قوای بزرگ از حوزه‌های قضایی یا مصون ماندن بازیگران متعلق به قدرت‌ها از پیگرد، پیامدهای منفی در احترام به حقوق بین‌الملل دارد. در کنار فشارهای سیاسی، ساختارهای سازمانی مانند هزینه‌های ثابت بالا در نیویورک وابستگی به کمک‌های بزرگ را تشدید می‌کند و ایده‌هایی نظیر نقل مکان مقر به کشورهایی چون آفریقای جنوبی یا برزیل برای کاهش هزینه و افزایش نمایندگی جنوب جهانی مطرح شده اما موانع سیاسی و منافع میزبان فعلی کار را دشوار ساخته است.

برای احیای نقش سازمان ضروری است منابع مالی متنوع‌سازی شود، سهم اقتصادهای نوظهور افزایش یابد و صندوق‌های منطقه‌ای برای پایداری تأمین مالی ایجاد شود. اصلاح شورای امنیت از جمله افزایش نمایندگی دائمی کشورهای جنوب جهانی و مکانیزم‌های رأی‌گیری انعطاف‌پذیر برای بحران‌های انسانی می‌تواند بن‌بست‌ها را کاهش دهد. بازگرداندن بی‌طرفی بشردوستانه، تقویت همکاری با سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای منطقه‌ای، تقویت مکانیزم‌های پاسخگویی حقوقی و حمایت از نهادهای قضایی بین‌المللی از دیگر گام‌های پیشنهادی است. همچنین ادغام برابری جنسیتی و حمایت از حقوق بشر در فرایندهای صلح و امداد و پیش‌بینی بحران‌ها از طریق مکانیسم‌های هشدار زودهنگام و دیپلماسی پیشگیرانه می‌تواند کارایی را افزایش دهد. هرچند سازمان ملل امروز آسیب‌دیده است اما همچنان عرصه‌ای است که همه کشورها در آن به‌طور برابر حضور دارند و توان بسیج مشروعیت بین‌المللی را حفظ کرده و بازسازی آن مستلزم اراده سیاسی اعضاست./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا