آسیاآمریکاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

چرا واشنگتن و بریکس داستان یکسانی درباره دلارزدایی روایت می‌کنند؟

همگرایی عجیب تمرکز بر ریسک تحریم‌ها در مقابل پایه اقتصادی فرسوده هژمونی دلار، به‌نفع هر دو طرف شکاف ژئوپلیتیکی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا واشنگتن و بریکس داستان یکسانی درباره دلارزدایی روایت می‌کنند؟» به قلم هنری جانستون (Henry Johnston) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این مقاله یک تناقض عجیب را در روند دلارزدایی تحلیل می‌کند: در ظاهر، هم کشورهای بریکس که به‌دنبال جایگزین‌هایی برای دلار هستند و هم آمریکا که سعی در جلوگیری از این روند دارد، روایت تقریباً یکسانی را ترویج می‌کنند مبنی بر اینکه دلارزدایی عمدتاً ناشی از «سلاح‌سازی» ارز توسط واشنگتن است. اما نویسنده استدلال می‌کند که این روایت ناقص است و محرک اصلی دلارزدایی، نه اقدامات تنبیهی آمریکا، بلکه یک عامل اقتصادی ساختاری است: بدهی بالا و فزاینده آمریکا که مستلزم حفظ نرخ‌های بهره واقعی منفی است. این امر، ارزش واقعی ذخایر دلاری را به‌طور سیستماتیک فرسایش می‌دهد و دلارزدایی را به یک تصمیم سرمایه‌گذاری منطقی تبدیل می‌کند. با این حال، هر دو طرف به دلایل متفاوتی بر روی جنبه ژئوپلیتیک تأکید می‌کنند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

اگرچه تحریم‌های سال ۲۰۲۲ علیه روسیه نقطه عطفی ژئوپلیتیکی بود و آمریکا را از جایگاه «متولی خیرخواه» نظام دلاری خارج کرد، اما این تنها دلیل دلارزدایی نیست. تمرکز بر «سلاحی‌سازی» دلار توسط بریکس (با هشدار اینکه «اول برای روسیه آمدند، دفعه بعد نوبت ماست») در واقع یک روایت ثانویه است. محرک زیربنایی واقعی اقتصادی است: ایالات متحده به‌دلیل بار بدهی بالا و رو به رشد خود، به ناچار باید نرخ‌های بهره واقعی منفی را اعمال کند. این سیاست، به‌ویژه در دوره‌ای مانند ۲۰۲۰-۲۰۲۲ که بدهی دولت فدرال به بیش از ۳۰ تریلیون دلار رسید و بازده واقعی عمیقاً منفی بود، منجر به کاهش قدرت خرید دلار و مصادره تدریجی ثروت کشورهای دارنده ذخایر می‌شود. از سال ۲۰۱۴، بانک‌های مرکزی خارجی خرید خالص اوراق قرضه آمریکا را متوقف کرده‌اند؛ این نشان می‌دهد که دلارزدایی قبل از تحریم‌های روسیه شروع شده و بیشتر یک تصمیم سرمایه‌گذاری منطقی در برابر مسیر غیرقابل اعتماد پایداری مالی آمریکا است.

به‌طرز عجیبی، واشنگتن و بریکس هر دو بر ژئوپلیتیک و ریسک تحریم‌ها تأکید می‌کنند و از صحبت درباره ریشه‌های مالی این روند اجتناب می‌کنند؛ اما دلایل آن‌ها متفاوت است: ۱) منافع آمریکا: ایالات متحده تلاش می‌کند تا هژمونی لرزان دلار را حفظ کند. پذیرش این موضوع که کل بنیان اقتصادی سیستم دلاری در حال فرسایش است، برای واشنگتن یک فاجعه محسوب می‌شود. بنابراین، مقامات آمریکایی ترجیح می‌دهند اعتراف کنند که «سلاح‌سازی دلار»، عوارض جانبی اندکی دارد تا اینکه اعتراف کنند «امیدواریم کسی متوجه نشود که نگهداری دلار به‌معنای ورشکستگی تدریجی است». این روایت، تصویر آمریکا را به‌عنوان یک قدرت منطقی حفظ می‌کند. ۲) منافع بریکس: کشورهای عضو بریکس، به‌ویژه چین، همچنان ذخایر دلاری قابل توجهی دارند. اگر آن‌ها علناً در مورد عدم توانایی مالی آمریکا برای بازپرداخت بدهی‌هایش تردید ایجاد کنند، ارزش همان اوراق قرضه‌ای که هنوز در اختیار دارند، به‌شدت کاهش می‌یابد و یک وحشت مالی ناخواسته ایجاد می‌شود. بنابراین، آن‌ها در سطح رسمی از سیاست‌های محتاطانه‌ مانند افزایش پنهانی ذخایر طلا (که اکنون سریع‌ترین رشد را دارد)، ترویج تسویه دوجانبه غیردلاری و توسعه زیرساخت‌های مالی جدید حمایت می‌کنند. اما در سخنرانی‌های عمومی، ترجیح می‌دهند بر جنبه ژئوپلیتیک (سوءاستفاده آمریکا از موقعیت خود) تمرکز کنند.

این همگرایی عجیب در روایت‌ها، جایی که هر دو بلوک بر ژئوپلیتیک تأکید می‌کنند، یک واقعیت تلخ را پنهان می‌کند. مؤسسات غربی مانند کارنگی، این روایت تحریم‌محور را می‌پذیرند، زیرا به تحلیل‌گران اجازه می‌دهد تا نارضایتی جنوب جهانی را بپذیرند بدون اینکه نیاز باشد پایداری ساختاری بدهی آمریکا را زیر سؤال ببرند. با این حال، در نهایت تفاوت وجود دارد: به‌نظر می‌رسد تشکیلات واشنگتن واقعاً پروپاگاندای خود را باور دارد، در حالی که کشورهای بریکس دقیقاً می‌دانند که ماجرا چیست و با احتیاط برای جایگزینی آهسته سیستم تلاش می‌کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا