اروپانظام بین‌الملل و نهادها

آیا توافق گرینلند یک پیروزی است؟

توافق جدید گرینلند حاکمیت این جزیره را حفظ کرد، اما اعتماد اروپا به ایالات متحده را به طور جبران‌ناپذیری تخریب نمود.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا توافق گرینلند یک پیروزی است؟» نوشته لوک نیکاسترو (Luke Nicastro) در آمریکن کانسروتیو (American Conservative) منتشر شده است. این یادداشت بررسی می‌کند که توافق جدید امنیتی میان ایالات متحده و دانمارک بر سر گرینلند، برخلاف ادعای دولت ترامپ، الحاق این جزیره را محقق نکرده و عمدتاً بازتفسیر توافق‌نامه‌های پیشین است، اما با متزلزل ساختن اعتماد راهبردی اروپا به واشنگتن، روند گسست امنیتی دو سوی اطلس را شتاب می‌بخشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

دونالد ترامپ پس از توافق جدید میان آمریکا و دانمارک درباره گرینلند، آن را یک موفقیت بزرگ برای واشنگتن معرفی کرد؛ اما بررسی جزئیات نشان می‌دهد این توافق به معنای تحقق هدف اولیه کاخ سفید برای الحاق گرینلند به ایالات متحده نیست. بر اساس مفاد اعلام‌شده، حاکمیت دانمارک و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند همچنان حفظ می‌شود و پرچم دانمارک همچنان بر این سرزمین باقی خواهد ماند.

گرینلند از مدت‌ها پیش برای آمریکا اهمیت راهبردی داشته است. موقعیت جغرافیایی این جزیره در قطب شمال، نزدیکی آن به مسیرهای جدید دریایی، منابع معدنی احتمالی و نقش آن در سامانه‌های دفاعی آمریکا باعث شده واشنگتن حضور نظامی خود در این منطقه را حفظ کند. توافق دفاعی سال ۱۹۵۱ میان آمریکا و دانمارک پیش‌تر نیز دسترسی گسترده نظامی آمریکا به گرینلند را تضمین کرده بود و بسیاری از امتیازاتی که دولت ترامپ به عنوان دستاورد جدید معرفی کرده، در چارچوب همان توافق قدیمی وجود داشته است.

با این حال، توافق جدید برخی تغییرات محدود ایجاد می‌کند. از جمله این تغییرات می‌توان به تلاش برای جلوگیری از حضور نظامی کشورهای غیرعضو ناتو در گرینلند، محدود کردن سرمایه‌گذاری‌های احتمالی رقبای آمریکا و افزایش آزادی عمل ارتش آمریکا برای توسعه زیرساخت‌های نظامی اشاره کرد. جزئیات دقیق این موارد هنوز به طور کامل منتشر نشده است.

اهمیت اصلی این توافق، نه در امتیازات فنی، بلکه در روندی است که به شکل‌گیری آن منجر شد. دولت ترامپ طی حدود یک سال و نیم با استفاده از فشار سیاسی، تهدیدهای اقتصادی و مطرح کردن گزینه خرید یا حتی تصرف گرینلند، موضوعی را پیش برد که برای کشورهای اروپایی غیرقابل قبول تلقی می‌شد. این رویکرد باعث شد بسیاری از دولت‌های اروپایی نسبت به تغییر ماهیت روابط امنیتی خود با آمریکا بازنگری کنند.

یکی از پیامدهای مهم این بحران، افزایش بحث‌ها در اروپا درباره ضرورت تقویت توان دفاعی مستقل‌تر است. برخی دیدگاه‌ها معتقدند اگر اروپا مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده بگیرد، وابستگی آن به تضمین‌های آمریکا کاهش خواهد یافت. در این چارچوب، فشارهای واشنگتن می‌تواند به عنوان عاملی برای تغییر محاسبات دفاعی اروپا عمل کند.

در مقابل، این روند هزینه‌هایی نیز به همراه داشته است. تهدید یک متحد ناتو با اقدامات اقتصادی یا نظامی برای دستیابی به یک هدف سرزمینی، باعث ایجاد نگرانی‌هایی درباره ثبات روابط فراآتلانتیک شده است. حتی اگر بحران گرینلند در نهایت با توافق پایان یابد، برداشت ایجادشده در برخی پایتخت‌های اروپایی درباره تغییر رویکرد آمریکا ممکن است برای سال‌ها باقی بماند.

در مجموع، توافق گرینلند از منظر دستیابی به هدف اعلام‌شده اولیه یعنی الحاق این منطقه، نتیجه‌ای متفاوت از ادعاهای اولیه دارد؛ اما از نگاه برخی جریان‌های سیاسی آمریکا، اهمیت آن در ایجاد فشار برای بازتعریف رابطه امنیتی میان واشنگتن و اروپا و افزایش نقش مستقل‌تر اروپا در دفاع از خود است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا