شکلگیری محور تازه انرژی برای عبور از هژمونی غرب

به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «شکلگیری محور تازه انرژی برای عبور از هژمونی غرب» نوشته سلیمان کاران (Suleyman Karan) در کریدل (Cradle) منتشر شده است. این مطلب به بررسی توافق اخیر روسیه و چین برای ساخت خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» میپردازد و آن را نه صرفاً یک پروژه انرژی بلکه نقطه عطفی در نظم انرژی جهانی و گذار به آیندهای چندقطبی توصیف میکند که نقش دلار و تسلط غرب را به چالش میکشد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در جریان سفر ولادیمیر پوتین به چین در ماه سپتامبر، مسکو و پکن توافق کردند ساخت خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» را پیش ببرند. الکسی میلر، مدیرعامل گازپروم، این توافق را یک «یادداشت تفاهم الزامآور حقوقی» میان غول گازی روسیه و شرکت ملی نفت چین اعلام کرد. این خط لوله ۲۶۰۰ کیلومتری سالانه پنجاه میلیارد متر مکعب گاز از منطقه یامال سیبری غربی به شمال چین از طریق مغولستان منتقل خواهد کرد. این پروژه صرفاً اقتصادی نیست بلکه ظرفیت آن برای بازآرایی مسیرهای تجاری اوراسیا، فراهمکردن جایگزین مطمئن برای چین در برابر صادرکنندگان الانجی همسو با آمریکا و تقویت محور اقتصادی مستقل از غرب، اهمیت راهبردی دارد.
مراسم امضا پس از نشست سازمان همکاری شانگهای در تیانجین و همزمان با هشتادمین سالگرد آزادی چین از اشغال ژاپن برگزار شد. پیام خط لوله این است که دوران یکقطبی و سلطه آتلانتیکی پایان یافته و با رشد سازمانهایی چون بریکس و پیمانهای اوراسیایی، چندقطبیگرایی از شعار فراتر رفته است. این پروژه سالها با چالشهایی چون اختلاف قیمت، مسیر و هزینهها مواجه بود، همانند خط «قدرت سیبری ۱» که اکنون سالانه ۳۸ میلیارد متر مکعب گاز به چین میرساند و قرار است به ۴۴ میلیارد افزایش یابد. سرمایهگذاریهای مشترک چین در پروژه یامال الانجی به ارزش ۲۷ میلیارد دلار نیز بستر این همکاریها را فراهم کرد.
ابتدا مسیر خط لوله به سمت منطقه آلتی در نظر گرفته شده بود اما در سال ۲۰۱۹ چین مسیر عبوری از مغولستان به پکن را ترجیح داد. نگرانیهای زیستمحیطی مقامات آلتی هم این تصمیم را تقویت کرد. مغولستان اعلام کرده مطالعات امکانسنجی تکمیل شده و ساخت از سال ۲۰۲۴ آغاز میشود.
چین بزرگترین واردکننده گاز جهان است. در سال ۲۰۲۴، ۱۰۷ میلیارد متر مکعب الانجی و ۷۱ میلیارد متر مکعب از طریق خطوط لوله وارد کرد. واردات از ترکمنستان (۳۵)، میانمار (۱۲) و روسیه از طریق «قدرت سیبری ۱» (۳۸) ستون اصلی تأمین هستند. همزمان چین ظرفیت تولید داخلی را از ۱۹۰ میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۲۰ به ۲۳۰ در سال ۲۰۲۴ رسانده است. این سیاست ترکیبی جایگاه صادرکنندگانی چون آمریکا، کانادا، استرالیا و قطر را در بازار به چالش میکشد.
قطر با وجود قراردادهای بلندمدت ۲۷ساله با شرکتهای چینی همچنان در موقعیت متزلزلتری نسبت به روسیه قرار دارد. نزدیکی دوحه به پایگاههای آمریکا و تهدید تنگه هرمز نگرانیهایی برای چینیها ایجاد کرده است. در نتیجه ممکن است قطر برای رقابت ناچار به تخفیف شدید قیمتها شود.
«قدرت سیبری ۲» میتواند تجارت جهانی الانجی و حملونقل دریایی را دگرگون کند و حتی برخی پروژهها را متوقف سازد. مهمتر اینکه پرداختها احتمالاً به صورت مشترک با یوان و روبل انجام خواهد شد و سلطه دلار در تجارت انرژی را به چالش میکشد. در حالی که عراقِ صدام حسین برای قیمتگذاری نفت به یورو با واکنش آمریکا روبهرو شد، روسیه و چین در شرایط متفاوتی قرار دارند.
هرچند برخی از وابستگی چین به انرژی روسیه سخن میگویند، اما این وابستگی متقابل است و در شرایط فشار آمریکا جنبهای راهبردی دارد. روسیه پس از ازدستدادن تقریباً کامل بازار اروپایی، با این خط میتواند درآمدهای ازدسترفته را جبران کند. هرچند سودآوری پروژه کمتر از نمونه قبلی است، اما برای گازپروم حیاتی بهشمار میرود؛ شرکتی که در سالهای اخیر با زیانهای چندمیلیاردی مواجه بوده است.
گرچه چین تا میانه دهه ۲۰۳۰ نیاز فوری به گاز اضافی ندارد، اما این خط زمینه را برای رشد واردات و نقشآفرینی گستردهتر پکن در بازار جهانی الانجی فراهم میکند. در دهه ۲۰۳۰ چین میتواند به تثبیتکننده جهانی این بازار بدل شود. در نهایت، «قدرت سیبری ۲» الگویی برای جنوب جهانی ارائه میدهد، بریکس را تقویت میکند و بیش از هر چیز هژمونی دلار را در تجارت انرژی متزلزل میسازد؛ عاملی که شاید مهمترین پیامد پایدار این خط لوله و بزرگترین زیان غرب باشد./ منبع



