تحریمهای اروپایی علیه اسرائیل: فشارهای فزاینده و سناریوهای محتمل
اروپا از جنایات اسرائیل حمایت نمیکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تحریمهای اروپایی علیه اسرائیل: فشارهای فزاینده و سناریوهای محتمل» منتشرشده در مرکز سیاست امارات (Emirates Policy Center)، به بررسی روند افزایش فشارهای سیاسی و حقوقی اتحادیه اروپا بر اسرائیل و احتمال تغییر در چارچوب همکاریهای دوجانبه میپردازد. روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل در حال ورود به مرحلهای حساس و مشروطتر است که تحت تأثیر اختلافات ژئوپلیتیکی، ملاحظات حقوق بینالملل و تغییر توازنهای داخلی اروپا شکل گرفته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
فشارهای دیپلماتیک در داخل اتحادیه اروپا بر اسرائیل در حال افزایش است و بازنگری در وضعیت این کشور در سیاست خارجی اروپا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این روند ناشی از تضعیف تصور سنتی از حمایت پایدار اروپا از اسرائیل و شکلگیری اختلافات جدید درون اتحادیه است. دو روند همزمان شامل بازبینی یا تعلیق «توافقنامه مشارکت اتحادیه اروپا و اسرائیل» و اعمال تحریمهای هدفمند در چارچوب منازعات بینالمللی، موتور اصلی این تغییر محسوب میشود.
این توافقنامه که از سال ۲۰۰۰ مبنای روابط سیاسی و اقتصادی دو طرف بوده، همکاری گستردهای را در حوزه تجارت، پژوهش، حملونقل هوایی و برنامههای فرهنگی ایجاد کرده است. با وجود اینکه این توافق مشروط به رعایت حقوق بشر و قوانین بینالمللی است، این بند در عمل بهطور محدود اجرا شده است. اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است و حجم تجارت دو طرف به دهها میلیارد یورو در سال میرسد، بنابراین هرگونه اختلال در این چارچوب پیامدهای اقتصادی و نهادی قابل توجهی خواهد داشت.
در سطح سیاسی، برخی کشورهای اروپایی خواستار بازنگری یا تعلیق این توافق شدهاند. اسپانیا نقش پیشرو دارد و اقدامات اسرائیل در غزه، کرانه باختری و لبنان را ناقض حقوق بینالملل میداند. ایرلند، بلژیک، اسلوونی، فنلاند، سوئد و فرانسه نیز در سطوح مختلف از این رویکرد حمایت کردهاند. برخی از این کشورها محدودیتهایی در واردات از شهرکهای اسرائیلی اعمال کردهاند که بر مبنای آرای حقوقی بینالمللی توجیه میشود.
با این حال، ساختار تصمیمگیری اتحادیه اروپا مانع مهمی برای اقدام گسترده است. تعلیق کامل توافق نیازمند اجماع همه اعضاست، اما تعلیق جزئی با اکثریت کیفی قابل انجام است و از این رو گزینهای عملیتر محسوب میشود. در این میان، آلمان و ایتالیا نقش تعیینکننده دارند؛ آلمان عمدتاً رویکردی محتاطانه و مخالف تعلیق اتخاذ کرده، در حالی که موضع ایتالیا نوسان بیشتری داشته است.
در کنار این روند، فشار دیگری نیز از مسیر ادعاهای مرتبط با انتقال غلات و ارتباط احتمالی برخی بنادر اسرائیل با تجارت مرتبط با جنگ اوکراین شکل گرفته است. این موضوع زمینهای برای اعمال تحریمهای هدفمند علیه افراد یا نهادها فراهم کرده، بدون آنکه نیاز به اجماع کامل میان اعضا باشد. چنین سازوکاری به اتحادیه اروپا امکان میدهد با انعطاف بیشتری سیاستگذاری کند.
همزمان، تغییر در مواضع برخی کشورهای کلیدی مانند مجارستان که پیشتر حامی اسرائیل بود، قدرت وتوی غیررسمی این کشور در اتحادیه را کاهش داده است. ایتالیا نیز در برخی حوزهها رویکرد محتاطانهتری در پیش گرفته، از جمله در روابط دفاعی. این تحولات نشاندهنده بازتنظیم کلی سیاست خارجی اروپا تحت تأثیر فشارهای داخلی و افکار عمومی است.
از نظر اقتصادی و امنیتی، هرگونه محدودیت بر همکاریهای تجاری، دفاعی یا علمی میتواند پیامدهای قابل توجهی برای اسرائیل داشته باشد، بهویژه در حوزههای فناوری پیشرفته و صنایع دفاعی. برخی احکام حقوقی در دادگاههای اروپایی نیز محدودیتهایی را در صادرات تسلیحات و تجهیزات نظامی ایجاد کردهاند.
در مجموع، سه سناریوی اصلی برای آینده روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل مطرح است: نخست، تعلیق کامل توافقنامه که در حال حاضر بعید اما در صورت تشدید تنشها محتملتر میشود؛ دوم، تعلیق جزئی بخشهای تجاری که میتواند دسترسی ترجیحی اسرائیل به بازار اروپا را محدود کند؛ و سوم، گسترش تدریجی تحریمهای هدفمند علیه شهرکسازیها و همکاریهای نظامی.
در کنار این عوامل، تحولات داخلی اسرائیل و نتایج انتخابات آینده نیز میتواند بر شدت یا کاهش فشارهای اروپایی اثرگذار باشد. در نهایت، روابط اتحادیه اروپا و اسرائیل بهسمت چارچوبی پیچیدهتر، مشروطتر و ناپایدارتر در حرکت است که بیش از گذشته تحت تأثیر ملاحظات حقوقی، سیاسی و ژئوپلیتیکی قرار دارد./ منبع



