هدف بعدی پوتین شاید خود ناتو باشد
از تشدید فعالیتهای روسیه در مرزهای شمالی تا عملیات خرابکارانه در اروپا، نشانههایی وجود دارد که به گفته نویسنده میتواند زمینهساز آزمونی مستقیم برای انسجام ناتو در جناح شرقی آن باشد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «هدف بعدی پوتین شاید خود ناتو باشد» به قلم دکتر اندرو ای. میختا (Andrew A. Michta) در ناینتین فورتی فایو (19FortyFive) منتشر شده است. مقاله استدلال میکند که افزایش فعالیتهای پنهانی روسیه، تقویت زیرساختهای نظامی در نزدیکی مرز فنلاند و اختلاف در برداشت کشورهای اروپایی از تهدید روسیه، میتواند مسکو را به آزمودن انسجام ناتو از طریق ایجاد بحرانی محدود در جناح شرقی این ائتلاف ترغیب کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
جنگ اوکراین وارد پنجمین سال خود شده و روسیه تاکنون نتوانسته مقاومت کییف را درهم بشکند، اما پاییز و زمستان پیشرو ممکن است مرحلهای تعیینکننده باشد. مسکو علاوه بر افزایش فشار نظامی بر اوکراین، ممکن است ناتو را در امتداد دالان شمال اروپا و بالتیک تحت فشار قرار دهد. مجموعهای از عملیاتهای مخفیانه منتسب به روسیه در خاک کشورهای عضو ناتو، از جمله تلاش برای حمله پهپادی به فرودگاه لایپزیگ، طرح آتشزدن مراکز تولید پهپاد در انگلیس، آتشسوزی در یک مرکز تولید قطعات پهپاد در لهستان و تلاش برای خرابکاری در خطوط راهآهن اروپا، در کنار ورود پهپادها، موشکها و هواپیماهای روسی به حریم هوایی ناتو، نشانههایی نگرانکننده هستند.
مقررات منع رفتوآمد شبانه در مرز استونی با منطقه ناروا بر تنشها افزوده است. در بلاروس نیز توسعه خطوط راهآهن برای جابهجایی قطارهای نظامی و ادغام بیشتر شبکههای حملونقل روسیه و بلاروس، پیامدهایی برای اوکراین، لهستان و لیتوانی دارد.
مهمتر از این تحولات، تقویت زیرساختهای نظامی روسیه در نزدیکی مرز فنلاند است. در اطراف پتروزاودسک، یک پادگان قدیمی دوران شوروی در حال بازسازی و تأسیسات جدیدی در حال احداث است. در لوپچهساوینو نیز مجتمع نظامی جدیدی برای یک تیپ توپخانه و واحدهای دیگر ساخته میشود. ایجاد زیرساخت دائمی برای استقرار نیرو، با انتقال موقت تجهیزات به جبهه اوکراین تفاوت دارد. همچنین پایگاه پچنگا در نزدیکی مرزهای فنلاند و نروژ در حال نوسازی است و فعالیتهای نظامی جدیدی در باریکه کارلیایی مشاهده شده است. این اقدامات نشانه احتمال انتقال حدود یکصد هزار نیروی روسی به منطقه و تغییر معادلات امنیتی در امتداد مرز ۸۳۰ مایلی فنلاند هستند.
منتقدان معتقدند روسیه توان گسترش افقی جنگ را ندارد و ناتو در مجموع از قدرت بیشتری برخوردار است. این ارزیابی میتواند درست باشد، اما به شرط آنکه آمریکا همزمان با بحرانهای فزاینده در شبهجزیره کره و هند-آرام روبهرو نشود و متحدان اروپایی بتوانند در یک بحران هماهنگ عمل کنند. هنوز اجماع سیاسی و اجتماعی کافی در قدرتهای بزرگ اروپایی برای دفاع از متحدان شرقی ناتو وجود ندارد.
کشورهای اروپایی برداشت یکسانی از تهدید روسیه ندارند. کشورهای نزدیک به روسیه تهدید را حیاتی و فوری میبینند، اما هرچه بهسمت غرب اروپا حرکت میکنیم، موضوعات دیگری مانند مهاجرت و تحولات سیاسی داخلی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. این وضعیت را میتوان با دوران جنگ سرد مقایسه کرد که در آن، ادراک تهدید شوروی میان اعضای اروپایی ناتو یکپارچهتر بود.
روسیه ممکن است بهجای حمله گسترده به ناتو، روی ایجاد بحرانی شدید اما محدود در جناح شرقی ائتلاف و شکستن انسجام آن حساب کند. مشغولیت آمریکا به جنگ ایران، تنشهای سیاسی داخلی پیش از انتخابات میاندورهای، کمبود مهمات و تجهیزات و ضعف ظرفیت صنعتی دفاعی اروپا، عواملی هستند که ممکن است زمان کنونی را برای چنین آزمونی مساعد کنند.
هدف من پیشبینی زمان حمله تمامعیار روسیه به ناتو نیست، بلکه برجستهکردن نشانههای افزایش احتمال تشدید تنش است. به باور من، نگرانی در پایتختهای اروپایی افزایش یافته، اما این نگرانی هنوز به تصمیمگیری قاطع تبدیل نشده است. همین شکاف میان نگرانی و آمادگی، میتواند عاملی باشد که مسکو را به آزمودن ناتو از طریق یک بحران گسترده در جناح شرقی یا حتی عملیات آشکار در پشت خطوط ائتلاف ترغیب کند./ منبع



