متحدان آمریکا دیگر منتظر رفتن ترامپ نمیمانند
متحدان آمریکا برای کاهش وابستگی به واشنگتن، راهبردهای دفاعی و اقتصادی مستقلتری در پیش گرفتهاند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «متحدان آمریکا دیگر منتظر رفتن ترامپ نمیمانند» نوشته ویویان سلاما (Vivian Salama) در نشریه آتلانتیک (The Atlantic) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که متحدان سنتی آمریکا، بهجای انتظار برای پایان دوره ترامپ، در حال ایجاد ظرفیتهای دفاعی، اقتصادی و تجاری مستقلتر هستند؛ روندی که میتواند وابستگی بلندمدت آنان به واشنگتن را کاهش داده و نظم بینالمللی را دستخوش تغییر کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
رویکرد متحدان سنتی آمریکا در برابر بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در حال تغییر است. در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، بسیاری از کشورهای همپیمان واشنگتن امیدوار بودند با پایان دوره او، روابط فراآتلانتیکی و مناسبات امنیتی و اقتصادی گذشته احیا شود. دوره دولت جو بایدن نیز تلاشهایی برای بازسازی این روابط انجام داد، اما تداوم اختلافات سیاسی در آمریکا و بازگشت ترامپ موجب شده است متحدان به این نتیجه برسند که اتکا به بازگشت خودکار سیاست خارجی آمریکا به الگوی پیشین، راهبرد مطمئنی نیست.
این تغییر به معنای شورش علیه آمریکا یا گرایش کامل به چین نیست. بسیاری از متحدان همچنان واشنگتن را شریک مهمی در حوزههای امنیتی، فناوری و اقتصادی میدانند و نسبت به اهداف و قابلیت اطمینان پکن نیز تردید دارند. بااینحال، آنها در حال کاهش آسیبپذیری خود در برابر تغییرات سیاست آمریکا هستند. افزایش هزینههای دفاعی در اروپا، تقویت صنایع نظامی داخلی، متنوعسازی زنجیرههای تأمین، گسترش بازارهای صادراتی و ایجاد روابط جدید با قدرتهای منطقهای، بخشی از این روند است. نتیجه چنین تحولاتی، حرکت تدریجی از وابستگی ساختاری به آمریکا به سمت نوعی خوداتکایی و موازنهسازی است.
کانادا یکی از روشنترین نمونههای این تغییر محسوب میشود. روابط واشنگتن و اتاوا طی دههها بر همکاری نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی گسترده استوار بوده است، اما اختلافات تجاری و سیاستهای دولت ترامپ، از جمله اعمال تعرفههای سنگین بر برخی کالاهای کانادایی، محاسبات دولت کانادا را تغییر داده است. اتاوا در واکنش، روابط خود با چین را در حوزههایی مانند تجارت، انرژی و کشاورزی گسترش داده و همزمان پیوندهای دفاعی و اقتصادی خود با اروپا را تقویت کرده است. مشارکت کانادا در برنامههای تأمین مالی دفاعی اروپا نیز نشانهای از تلاش برای ایجاد گزینههای بیشتر در برابر اتکای انحصاری به بازار و ساختارهای آمریکایی است.
در اروپا نیز افزایش هزینههای دفاعی بخشی از همین روند است. کشورهای اروپایی که دههها امنیت خود را در چارچوبی متکی بر توان نظامی آمریکا سازمان داده بودند، اکنون با جدیت بیشتری به توسعه ظرفیتهای مستقل دفاعی میپردازند. این تحول صرفاً واکنشی کوتاهمدت به سیاستهای دولت کنونی آمریکا نیست؛ بلکه در نگاه بسیاری از دولتها، پاسخی به این احتمال است که نوسان در سیاست خارجی واشنگتن به یک ویژگی پایدارتر تبدیل شده باشد.
در منطقه آسیا-اقیانوسیه نیز نشانههایی مشابه دیده میشود. ژاپن محدودیتهای صادرات تسلیحات خود را کاهش داده و در مسیر تبدیلشدن به عرضهکننده بزرگتر تجهیزات دفاعی حرکت کرده است. ژاپن و کره جنوبی نیز در مواجهه همزمان با قدرت فزاینده چین و ابهام درباره سطح تعهدات آمریکا، همکاریهای خود را افزایش دادهاند. در استرالیا نیز، در کنار حفظ همکاریهای امنیتی با آمریکا، تلاشهایی برای مدیریت و گسترش روابط اقتصادی با چین مشاهده میشود. این اقدامات لزوماً به معنای فاصلهگیری کامل از واشنگتن نیست، بلکه نشاندهنده تلاش برای کاهش ریسک وابستگی به یک شریک واحد است.
نمونه دیگری از این نگرانیها در روابط آمریکا و کره جنوبی نمایان شده است. کاهش ناگهانی مشارکت آمریکا در رزمایش مشترک «سپر آزادی اولچی» در سال جاری، برای طرف کرهای و سایر نیروهای مشارکتکننده ابهام ایجاد کرد و ابعاد رزمایش را کاهش داد. همزمان، سئول روابط خود با پکن را گسترش داده و در سفر رئیسجمهور کره جنوبی به چین، توافقها و تفاهمهای متعددی در حوزههای دولتی و اقتصادی به امضا رسیده است.
عامل مهم دیگر، تغییرات داخلی در سیاست خارجی آمریکا است. نگرانی متحدان فقط به ترامپ محدود نمیشود؛ بخشی از آنها احتمال میدهند رویکردهای محدودکننده مداخله خارجی، حمایتگرایی تجاری و اولویتدادن به مسائل داخلی در سالهای آینده نیز ادامه یابد. حفظ برخی تعرفههای دوره ترامپ در دولت بایدن و افزایش حمایت از سیاستهای صنعتی داخلی نشان داده است که بخشی از این تغییرات فراتر از یک دولت خاص رفته است.
پیامد اقتصادی این روند برای آمریکا نیز قابل توجه است. توسعه صنایع دفاعی مستقل در کشورهای متحد میتواند سهم شرکتهای آمریکایی از بازارهای تسلیحاتی را کاهش دهد. متنوعشدن زنجیرههای تأمین و روابط تجاری نیز اهرمهای اقتصادی واشنگتن را محدود میکند. در مقابل، چین از کاهش تمرکز راهبردی کشورها بر آمریکا فرصت بیشتری برای گسترش روابط اقتصادی و سیاسی خود به دست میآورد، هرچند بسیاری از دولتها همچنان درباره وابستگی بیش از حد به چین محتاط هستند.
در مجموع، تحولات جاری بیش از آنکه به معنای قطع روابط متحدان با آمریکا باشد، نشاندهنده تغییر محاسبات آنها درباره قابلیت اتکای بلندمدت واشنگتن است. اگر این روند تثبیت شود، ساختار بینالمللی آینده احتمالاً بر شبکهای متنوعتر از مراکز قدرت، روابط تجاری و ترتیبات امنیتی استوار خواهد بود؛ نظمی که در آن آمریکا همچنان بازیگری مهم باقی میماند، اما نقش آن برای متحدان کمتر انحصاری خواهد بود./ منبع



