جنگ ایران شکافهای غرب آسیا را عمیقتر کرده و کشورهای منطقه را به بازنگری در روابط امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود واداشته است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «غرب آسیای ناممکن» نوشته دینا اسفندیاری (Dina Esfandiary)، بکا واسر (Becca Wasser) و زیاد داود (Ziad Daoud) در فارن افرز (Foreign Affairs)منتشر شده است و پیامدهای جنگ ایران بر نظم امنیتی، اقتصادی و سیاسی غرب آسیا را بررسی میکند. نویسندگان معتقدند تداوم جنگ، شکافهای منطقهای، آسیبپذیری اقتصادهای وابسته به انرژی و تردید درباره نقش آمریکا را تشدید کرده و دولتهای منطقه را به یافتن راههایی برای خوداتکایی بیشتر و همکاری امنیتی سوق خواهد داد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
غرب آسیا در ۶ ماه گذشته دورهای کمسابقه از آشوب را تجربه کرده است. حملات پهپادی و موشکی به پایگاههای نظامی، زیرساختهای انرژی و تأسیسات آبشیرینکن و اختلال در بنادر، آسیبهای جنگ را از میدان نبرد فراتر برده است. با تداوم درگیری میان تهران و واشنگتن، حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی همسو با ایران نیز وارد جنگ شدهاند و بندری در مصر هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. طولانیشدن جنگ، شکافهای منطقهای را عمیقتر و فشار اقتصادی و سیاسی بر کشورهای غرب آسیا را بیشتر خواهد کرد.
کشورهای منطقه درباره اسرائیل، اسلام سیاسی و سیاست نفتی اختلاف داشتند، اما جنگ این شکافها را تشدید کرده است. اختلاف عربستان و امارات، نارضایتی ابوظبی از واکنش عمان، قطر و عربستان به حملات ایران و اختلاف درباره جنگ و دولت ترامپ، همکاری منطقهای را دشوارتر کرده است. همزمان، جنگ فاصله میان کشورهای حاشیه خلیج فارس و آمریکا، ضامن اصلی امنیت آنها، را افزایش داده است. حملات آمریکا به ایران نشان داد واشنگتن تضعیف جمهوری اسلامی ایران را بر ثبات عربی ترجیح میدهد.
تلاش کشورهای منطقه برای تنوعبخشی به روابط خارجی جدیتر شده است. عربستان با پاکستان و ترکیه پیمان دفاعی متقابل بسته، کشورهای منطقه خرید تسلیحات از اروپا، کره جنوبی، ترکیه و اوکراین را افزایش دادهاند و روابط سیاسی و اقتصادی بیشتری با چین و روسیه میجویند. چین مقصد اصلی نفت خام منطقه است و صدها میلیارد دلار کالا با منطقه مبادله میکند. با این حال، جایگزین کاملی برای آمریکا وجود ندارد؛ چین تمایلی به ارائه تضمین نظامی ندارد، روسیه درگیر جنگ خود است و اروپا در هماهنگی دفاعی مشکل دارد. بنابراین برخی کشورهای منطقه ممکن است برای کاهش تهدید ایران، گفتوگو با تهران و مشارکتدادن آن در ترتیبات امنیتی منطقه را ضروریتر ببینند.
کشورهای غرب آسیا باید دفاع مستقل خود را تقویت کنند، بهویژه در رهگیرهای هوایی و موشکی و مقابله با پهپادها. صنایع دفاعی داخلی هنوز برای تأمین نیازهای منطقه کافی نیستند و دولتها به تولیدکنندگان خارجی وابسته خواهند بود. اختلافات سیاسی نیز میتواند مانع یکپارچهسازی شبکههای دفاع هوایی، تبادل اطلاعات و همکاری نظامی شود و رقابت بر سر رهگیرهای کمیاب را افزایش دهد؛ خطری جدی برای بحرین و اردن. هیچ سامانه دفاعی نیز نمیتواند همه حملات احتمالی ایران را دفع کند.
آسیبپذیری صادرات نفت و گاز پیامد مهمی است. ایران میتواند با حمله یا تهدید کشتیها، تنگه هرمز را مختل کند و حوثیها نیز مسیرهای دریای سرخ را تهدید میکنند. کاهش صادرات میتواند دولتهای وابسته را با بحران مالی روبهرو کند و قرارداد اجتماعی کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس را نیز تحت فشار قرار دهد. احداث خطوط لوله جایگزین و ذخیرهسازی نفت در خارج، از جمله در کره جنوبی، ژاپن و هند، راهحلهایی هستند، اما محدودیت ظرفیت و اختلافات سهمیهای اوپکپلاس مشکلات تازهای ایجاد میکنند.
تجربه جنگ ایران و عراق، اشغال کویت و حمله آمریکا به عراق نشان میدهد منطقه توان سازگاری با بحرانهای طولانی را دارد. مصر و قطر با ابتکارهای اقتصادی از بحران عبور کردند. غرب آسیا برای بقا باید راههایی برای حفظ ثروت، خودکفایی و تنوعبخشی و کنترل بیشتر بر امنیت خود بیابد و سازوکاری منطقهای برای مدیریت اختلافات و مقابله مشترک با تهدیدها بسازد./ منبع



