امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

راهبرد مذاکراتی تهران؛ حذف نقش کشورهای خلیج‌فارس و اسرائیل از معادله

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان « راهبرد مذاکراتی تهران؛ حذف نقش کشورهای خلیج‌فارس و اسرائیل از معادله» منتشرشده در الشرق الاوسط (Middle East)، و نوشته‌ عبدالرحمن راشد (Abdul Rahman Rashid)، به بررسی این موضوع می‌پردازد که راهبرد مذاکراتی تهران، تمرکز بر حذف نقش کشورهای خلیج‌فارس و اسرائیل از روند توافق هسته‌ای و معادله امنیتی منطقه است؛ هدفی که تهران را بر آن داشته تا مذاکرات را به کانال توافق مستقیم با آمریکا سوق دهد و بازیگران منطقه‌ای را به حاشیه براند. این مقاله ضمن مرور اختلافات و فرصت‌های حاصل از سیاست آمریکا، تاثیر این رویکرد بر ساختار امنیتی و موقعیت ژئوپلیتیک ایران را نیز تحلیل می‌کند. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.


اظهارات خوش‌بینانه پیرامون مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، در عمل واقعیت ناتوانی دو طرف را در دست‌یابی به پیشرفت ملموس پنهان می‌کند. هنوز بر سر ابتدایی‌ترین مسائل توافقی حاصل نشده و وضعیت فعلی گویای آن است که شاید هر دو طرف به وضعیت نسبی حاصل از اقدامات ترامپ قانع شده‌اند و احساس ضرورتی برای امضای توافق‌نامه صلح نمی‌کنند.

تجربه‌های قبلی نشان داده هرگاه مذاکرات به بن‌بست کشیده ‌شود، دوره جدیدی از تنش، گسترش خشونت و بی‌ثباتی آغاز می‌شود. احتمال دارد مذاکرات تا بعد از تابستان نیز ادامه یابد اما اگر توافقی واقعی، خصوصاً در قالب گرفتن امتیاز اساسی از سوی جمهوری اسلامی حاصل نشود، شاهد تقویت تحریم‌های آمریکا، افزایش احتمال حملات اسرائیل و حرکت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی خواهیم بود.

در فرایند مذاکرات، تمرکز اصلی بر حل‌ و ‌فصل پیچیدگی‌های فنی و عملیاتی بوده است و در دورهای پیشین، بحث درباره توان یا عدم توان غنی‌سازی و درصد آن، محور مذاکره قرار داشته است. اما کمتر کسی به چراییِ اصرار تهران برای پیشبرد برنامه هسته‌ای تا سطح نظامی و فراتر از نیازهای صرفاً صلح‌آمیز توجه نشان داده است. یکی از دیدگاه‌ها بر این مبناست که هدف تهران نه دست‌یابی به سلاح هسته‌ای، بلکه ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدهایی مانند سرنوشت رهبران پیشین عراق و لیبی است؛ نتیجه این فهم، اتخاذ سیاست اطمینان‌بخشی از سوی آمریکا و کاهش تحریم‌ها بود.

با این حال، مدل جمهوری اسلامی نه صرفاً دفاعی بلکه گسترش قدرت و نفوذ در سطح منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای را دنبال کرده است. با چنین رویکردی، سلاح هسته‌ای برای تهران عاملی برای گسترش سلطه و پیشبرد اهداف منطقه‌ای به دور از عواقب جدی حمله مستقیم معنا می‌یابد. در شرایطی که جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد، اسرائیل نمی‌تواند مستقیم با آن مقابله کند و دیگر کشورها نیز ناچارند به جنگ نیابتی در مناطق ثالث بپردازند. نمونه ویتنام و رابطه فعلی‌اش با آمریکا نشان می‌دهد که استناد تاریخی به توطئه‌های خارجی دیگر مدرک قاطعی برای توجیه سیاست فعلی جمهوری اسلامی نیست.

راهبرد مذاکراتی کنونی ایران بر پایه امید به شکاف میان آمریکا و اسرائیل استوار شده و تصور می‌شود با استفاده از اختلافات احتمالی دو دولت، منافع بیشتری برای خود حاصل کند. اما این سیاست پیش‌تر نیز منجر به این شد که کشورهای منطقه از جمله کشورهای خلیج فارس و اسرائیل عملا از روند مذاکرات کنار گذاشته شوند و توافق نهایی بدون جلب رضایت یا مشارکت این بازیگران کلیدی منعقد شود. این امر موجب شد نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای حل‌نشده باقی بماند و توافق تنها به جنبه منع اشاعه هسته‌ای تقلیل یابد.

با امضای برجام در دولت اوباما، حتی با وجود بایکوت نسبی کشورهای منطقه، توافق به سرانجام رسید؛ اما این توافق با روی کار آمدن ترامپ لغو شد و خوش‌بینی زودگذر مقامات ایران نقش بر آب گردید. امروزه هرچند میان ترامپ و نتانیاهو اختلافاتی دیده می‌شود، این اختلافات ماهیت ساختاری ندارند و مبتنی بر اختلاف میان دو شریک راهبردی است، نه دشمنان واقعی. این موضوع احتمال آن را تقویت می‌کند که در نهایت منافع و مطالبات امنیتی اسرائیل در رأس شروط و خطوط قرمز توافق آینده باقی بماند؛ چراکه همچنان وزن و نفوذ این رژیم در محاسبات امنیتی واشینگتن بسیار بالاست.

با توجه به ناکامی‌های تاکتیکی و راهبردی در مسیر توافق، سوال اساسی پیش ‌روی جمهوری اسلامی آن است که آیا تداوم و گسترش برنامه هسته‌ای و سیاست‌های منطقه‌ای می‌تواند نتیجه‌ای جز افزایش تهدیدها و تشدید فشارها داشته باشد؟ عدم توافق بر سر ساده‌ترین موارد نشان می‌دهد که آمریکا و ایران نه تنها نسبت به نیات یکدیگر بی‌اعتماد هستند، بلکه هر کدام، طرف مقابل را با اهرم‌های فشار و تهدید وادار به امتیازدهی می‌کند. در این میان، چنان‌چه ایران نتواند امتیاز لازم را بر سر برنامه هسته‌ای بدهد، تحریم‌ها تشدید خواهد شد و تهدید حمله نظامی، به‌ویژه از سمت اسرائیل، قریب‌الوقوع‌تر خواهد شد. ضمن اینکه ظرفیت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه برای واکنش به تحولات، در این سناریو فعال‌تر خواهد شد.

در روند مذاکره، معمولاً طرفین ترجیح می‌دهند به جای درگیر شدن در مناظرات فلسفی یا سیاسی درباره علل و مقاصد، مسائل عینی و اجرایی را پیش ببرند. اما این بار، غیبت توجه جدی به نقش و نیات واقعیِ پیش‌زمینه توسعه فناوری هسته‌ای ایران، باعث شده نسبت به آینده گفتگوها شک و ابهام زیادی باقی بماند.

در نمونه قبلی مذاکرات، ایران با کنار گذاشتن کشورهای منطقه‌ای و اسرائیل، توافق را به خط پایان برد اما پیامد آن، تشدید بدگمانی‌ها و تزریق بی‌ثباتی مضاعف به محیط امنیتی خلیج فارس و غرب‌آسیا بود.

در ادامه، این پرسش مهم مطرح می‌شود که آیا شرایط به نقطه‌ای رسیده است که تهران در سیاست‌های بین‌المللی خود بازاندیشی کند و به این نتیجه برسد که ادامه برنامه هسته‌ای و سیاست‌های توسعه‌طلبانه منطقه‌ای، در نهایت بیش از آنکه قدرت و جایگاه جمهوری اسلامی را تثبیت کند، برای خودش تولید تهدید و فشار خواهد کرد؟

در چنین وضعیتی، انتظار می‌رود تهران در راهبرد خود بازنگری کند، سیاست خارجی‌اش را بر پایه احترام متقابل و توقف ماجراجویی‌های منطقه‌ای تنظیم کند، حضور نیروهای نیابتی و شبه‌نظامیان را کنار بگذارد و نیرو و ظرفیت خود را همانند برخی کشورهای حوزه خلیج فارس، صرف توسعه داخلی و تأمین امنیت و رفاه شهروندان خویش نماید.

تحولات اخیر همچنین نشان داده است که اختلافات آمریکا و اسرائیل اگرچه واقعی اما عمیق و رفع‌نشدنی نیست و معمولاً سیاست‌های کلان امنیتی آمریکا در منطقه همچنان متأثر از الزامات و منافع اسرائیل تنظیم می‌شود. در نهایت، نزدیکی نسبی کنونی و اتکا بر وضعیت بی‌ثبات اما آرام، نمی‌تواند جایگزین دستیابی به توافقی پایدار و کاهش واقعی تنش‌ها شود، چرا که تجربه‌های مقطع گذشته بیانگر آن است که شکست مذاکرات منجر به بروز موج جدیدی از بی‌ثباتی و بحران منطقه‌ای خواهد شد.

بنابراین، مسیر پیش روی ایران پرسش‌های جدی و بنیادی را درباره منافع ملی، هزینه‌های ادامه مسیر فعلی و فرصت‌های بالقوه برای بهبود روابط خارجی و توسعه ملی پیش‌روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد؛ تداوم بن‌بست یا تصمیم برای بازگشت به روند طبیعی تعامل منطقه‌ای و بین‌المللی، همچنان سؤال بی‌پاسخ باقی مانده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا