سفر ترامپ به خلیج فارس؛ نقطه عطفی برای تغییر رویکرد آمریکا در منطقه
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان « سفر ترامپ به خلیج فارس؛ نقطه عطفی برای تغییر رویکرد آمریکا در منطقه» منتشرشده در ایندیپندنت (Independent) و نوشته محمد خیرندمان ، به بررسی تحلیلی تغییر رویکرد آمریکا در قبال منطقه پس از سفر دونالد ترامپ به عربستان، قطر و امارات میپردازد؛ مقاله حاضر استدلال میکند این سفر نقطه عطفی در گره خوردن اولویتهای امنیتی و توسعهای واشینگتن با سیاستهای جدید و متوازن کشورهای حاشیه خلیج فارس است. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
در شرایطی که مرز میان منافع و بحرانها بیش از پیش مبهم شده و رقابت برای گسترش نفوذ و بهرهبرداری از منابع شدت گرفته است، سفر رئیسجمهورآمریکا به منطقه خلیج فارس را نمیتوان رویدادی صرفاً تشریفاتی دانست. این سفر به عربستان، قطر و امارات، از جنبههای مختلف دارای اهمیت راهبردی و پیامدهایی فراتر از عرف دیپلماتیک بود. ارتباط نزدیک میان دونالد ترامپ و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، به این سفر ابعاد ویژهای داد و آن را به نشانهای از احتمال وقوع تغییرات مثبت و ماندگار در فضای سیاسی و امنیتی غربآسیا تبدیل کرد.
این سفر نشان داد سیاست «اول آمریکا» میتواند به چارچوبی برای همکاری اقتصادی و امنیتی تبدیل شود که همزمان به منافع دوطرف خدمت کند. در نتیجه این سفر بستر امضای قراردادهای کلان اقتصادی و نظامی میان کشورهای منطقه و آمریکا فراهم شد و همزمان روند بازاندیشی سیاستهای واشینگتن در قبال کشورهای حاشیه خلیج فارس آغاز گردید. سیاست جدید آمریکا نشان میدهد دستورکارهای امنیتی سنتی جای خود را به رویکردی جامعتر دادهاند که پیوند میان امنیت و توسعه را در کانون توجه قرار میدهد. در همین راستا، اظهارات ترامپ در ریاض مبنی بر تبدیل شدن این شهر به پایتخت تجارت، فرهنگ و فناوری در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان مطرح شد.
پذیرش و اذعان رسمی آمریکا به دستاوردهای کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بیانگر آن است که واشینگتن از رویکرد مبتنی بر نگاه از بالا به پایین فاصله گرفته و به سمت رابطه متقابل و متوازن حرکت میکند. در همین قالب، نقشی که امروز عربستان در دیپلماسی منطقهای ایفا میکند، برجسته است. این کشور در شرایطی که منطقه با تنشهای فزاینده مواجه است، خود را به عنوان قدرتی تاثیرگذار و تثبیتکننده معرفی کرده و با اتخاذ سیاستهای متوازن، ثبات را در دستور کار قرار داده است.
آشتی تاریخی میان عربستان و ایران، که در سال ۲۰۲۳ به ابتکار ریاض آغاز شد، نقش دیپلماسی را بهعنوان ابزاری موثر برای رسیدن به توافقهای راهبردی نشان داد. این تحولات تأکید بر ظرفیت دیپلماتیک منطقه داشته و اثبات کرد مذاکره میتواند جایگزین تحریمها و منازعات شود. آمریکاییها نیز در این راستا تمایل خود به گفتگو با ایران و حمایت از جایگزینی راهحلهای اقتصادی به جای تنشهای نظامی را ابراز کردند.
در زمینه عادیسازی روابط با اسرائیل، عربستان رویکردی مبتنی بر احتیاط و تدبیر را در پیش گرفته است. ریاض تحقق این هدف را مشروط به پیشرفت قابل اعتنا در حل مسئله فلسطین و تحقق عدالت برای فلسطینیان دانسته و این موضع را شفاف اعلام کرده است. از سوی دیگر، واشینگتن نیز اذعان داشته که تصمیمگیری درباره عادیسازی روابط با اسرائیل بر عهده عربستان خواهد بود و این امر باید در زمان مناسب انجام گیرد. این رویکرد سیاسی، وزن و جایگاه عربستان را در مقام رهبری جهان عرب تقویت کرده و نقش آن را در آینده منطقه تثبیت میکند.
یکی از نکات قابل توجه این سفر، خودداری ترامپ از توقف در اسرائیل و دیدار با نخستوزیر این کشور بود که با سنتهای پیشین روسایجمهور آمریکا کاملاً متفاوت است. این انتخاب نشانهای از چرخش سیاست آمریکا به سمت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و تمرکز بر مسائل منطقهای بود.
در ادامه این سیاستها، اقدامات ترامپ در زمینه آزادی گروگانها با مذاکرات مستقیم با جنبش حماس، لغو برخی تحریمهای اعمال شده بر سوریه و دیدار با مقامات ارشد دولت جدید این کشور، نشانهای از آغاز مسیر تازهای برای سیاست خارجی آمریکا تلقی شد که مبتنی بر توازن و مذاکره است.
با وجود پیامهای مثبت این تحولات، منطقه همچنان با چالشهای بنیادینی از جمله مسئله پیچیده فلسطین و اسرائیل و تنشهای داخلی در میان برخی کشورهای عربی روبهروست. قراردادهای اقتصادی نمیتوانند به تنهایی ریشههای مشکلات را از بین ببرند. آنچه وضعیت کنونی را متمایز کرده، پذیرش این واقعیت است که امنیت پایدار نه از طریق منازعات و تحریمها، بلکه از مسیر توسعه و همکاری مشترک حاصل میشود.
در صورتی که روند فعلی ادامه یابد و آمریکا همچنان از ابتکارات عربستان برای حفظ ثبات منطقه حمایت کند، امکان رقم خوردن تحولی تاریخی در خاورمیانه پدید میآید؛ تحولی که در آن اشتراک منافع اقتصادی نیروی محرکه صلح خواهد بود و نه عامل تنش و درگیری.
سفر ترامپ به سه کشور عربستان، قطر و امارات را باید نشانه بازنگری اساسی آمریکا در سیاست خارجی خود نسبت به منطقه و فاصله گرفتن از الگوی حمایت مطلق از اسرائیل دانست. نزدیکی با کشورهای حوزه خلیج فارس و گشودگی در مذاکره با ایران، گویای این واقعیت است که واشینگتن در حال بازنگری در اولویتها به نفع ثبات منطقهای و تأمین منافع آمریکاست.
در این میان، رابطه ویژه و نزدیک دونالد ترامپ و محمد بن سلمان، عاملی کلیدی در شکلگیری رویکرد جدید محسوب میشود. این رابطه بر اساس عملگرایی، احترام متقابل و درک متوازن منافع مشترک پایهگذاری شده است. چنانچه این الگو ادامه یابد، احتمال آن وجود دارد که خاورمیانه مرحله درگیری و مداخلههای خارجی را پشت سر بگذارد و به سوی همکاری پایدار، توسعه و صلح گام بردارد./منبع



