خاورمیانهسیاست داخلی و جامعه

استقبال تمام‌عیار رهبران اسرائیل از ایفای نقش شرور مطلق

اسرائیل با تکیه بر «وجدان غیراخلاقی» و احساس خودحق‌پنداری مخرب، جنایات خود را به‌عنوان اجرای عدالت توجیه کرده و به تخریب جهان می‌پردازد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «استقبال تمام‌عیار رهبران اسرائیل از ایفای نقش شرور مطلق» به قلم عوفری ایلانی (Ofri Ilany) در هاآرتص (Haaretz) منتشر شده است. این یادداشت با رویکردی روان‌شناختی استدلال می‌کند که جامعه و سیاستمداران اسرائیلی دچار پدیده «خودحق‌پنداری بدخیم» شده‌اند؛ وضعیتی که در آن اقدامات ویرانگر و خشونت‌بار خود را کاملاً عادلانه و اخلاقی می‌پندارند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

در زندگی روزمره، خطرناک‌ترین افراد کسانی نیستند که وجدان ندارند، بلکه افرادی هستند که با ادعای اخلاق و عدالت، در مسیر اهداف خود ویرانی به بار می‌آورند. این قاعده درباره دولت‌ها نیز صدق می‌کند. خطرناک‌تر از دولت‌های غارتگر و قانون‌شکن، دولت‌هایی هستند که با احساسی عمیق از عدالت‌خواهی، نهادهای حقوق بین‌الملل، رسانه‌ها و جامعه مدنی را نماد شر مطلق معرفی می‌کنند. این دولت‌ها با ایجاد یک نظام اخلاقی تحریف‌شده، جنایات خود را توجیه کرده و در پی تحمیل آن به جهان برمی‌آیند؛ وضعیتی که امروز بیش از هر کشوری در اسرائیل نمایان است.

روان‌کاوان این پدیده را «وجدان غیراخلاقی» می‌نامند. در این حالت، فرد یا جامعه نه تسلیم انگیزه‌های خودخواهانه، بلکه تسلیم یک «فرامن» (Superego) قدرتمند می‌شود که سایر اجزای شخصیت را نابود کرده است. این وضعیت زمانی شکل می‌گیرد که افراد احساس می‌کنند عمیقاً مورد ظلم واقع شده‌اند و جهان به آن‌ها بدهکار است. در نتیجه، آن‌ها برای احقاق حق خود رأساً وارد عمل می‌شوند و هرگونه اقدام خشونت‌آمیزی را با این توجیه که «کاملاً عادلانه است»، مشروع می‌پندارند. این روند در نهایت به نیرویی ویرانگر تبدیل می‌شود که فقط به پیروزی مطلق می‌اندیشد.

امروز این وجدان غیراخلاقی بر ذهنیت حاکم در اسرائیل مسلط شده است. به نظر می‌رسد قدرت‌های حاکم آگاهانه تصمیم گرفته‌اند نقش «شرور» را بپذیرند و به هر قیمتی به آن پایبند بمانند. این تنها یک رویکرد ناسیونالیستی نیست، بلکه یک ایدئولوژی منسجم است. ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت ملی، بارزترین نماد این شرارت است؛ کسی که با طرح پیشنهادهایی مانند اعدام اسرای فلسطینی یا قرار دادن تمساح‌های گرسنه در خندق اطراف زندان‌ها، خشونت عریان را به سیاست رسمی دولت تبدیل کرده است. با این حال، او تنها لبه افراطی هنجارهای اخلاقی امروز اسرائیل را نمایندگی می‌کند که در لایه‌های عادی‌تر جامعه نیز ریشه دوانده است.

نمونه‌های این رویکرد در تصمیم‌گیری‌های کلان نیز مشهود است. فراخواندن ارتش برای پاک‌سازی قومی و تخلیه بخش‌هایی از نوار غزه تنها به بهانه پرتاب چند بادبادک، نشان می‌دهد که چگونه اقدامات افراطی در گفتمان عمومی اسرائیل کاملاً منطقی و موجه جلوه داده می‌شود. این همان منطق خودحق‌پندارانه است که با سوءاستفاده و یادآوری مداوم زخم‌های گذشته، رفتارهای مخرب را به‌عنوان اجرای عدالت قاب‌بندی می‌کند و در نهایت به وضعیتی هیولاوار می‌رسد که در آن آمادگی برای نابودی همه جهان وجود دارد.

این «خودحق‌پنداری بدخیم»، به تعبیر کارلو استرنجر، روان‌کاو و فیلسوف، نیروی روانی محرک مناقشه کنونی است. در این فرایند مخرب، عاملان جنایت ابتدا اتهام آسیب‌رساندن به بی‌گناهان را انکار می‌کنند. هنگامی که انکار دیگر کارساز نیست، آن‌ها به سازوکارهای آگاهی‌بخش مانند رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و کارشناسان حمله می‌کنند تا چشمان ناظران را ببندند. در مرحله نهایی، آن‌ها به نابودی شاهدان و حتی خود قربانیان روی می‌آورند تا از این طریق، دنیای تاریک خود را که در آن جای سیاهی و سفیدی عوض شده است، به واقعیتی مطلق تبدیل کنند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا