یک «معامله خوب» با ایران؟ الزامات جلوگیری از گریز هستهای
زوهار پالتی، مقام سابق موساد، الزامات یک توافق هستهای جدید را برای جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای، از جمله محدودیتهای ساختاری بلندمدت و راستیآزمایی سرزده، تشریح میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «یک «معامله خوب» با ایران؟ الزامات جلوگیری از گریز هستهای» به قلم زوهار پالتی (Zohar Palti) در موسسه واشنگتن (Washington Institute) منتشر شده است. نویسنده استدلال میکند که هر توافق جدیدی باید با اعمال محدودیتهای ساختاری و دائمی، مانند افق زمانی حداقل پنجاهساله، ممنوعیت سانتریفیوژهای پیشرفته و راستیآزمایی سرزده، توانایی گریز هستهای سریع تهران را برای همیشه از بین ببرد و صرفاً به تأخیر نیندازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
برای بیش از دو دهه، دیپلماسی بینالمللی با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به توانایی نظامی هستهای هدایت شده است. اگرچه این هدف همچنان معتبر است، اما توانمندیهای اثباتشده تهران، زمینه استراتژیک را برای هرگونه تلاش دیپلماتیک جدید اساساً تغییر داده است. حملات مستقیم موشکی ایران به جمعیت غیرنظامی اسرائیل نشان میدهد که برنامه موشکی این کشور دیگر یک ضمیمه نظری برای جاهطلبیهای هستهای آن نیست، بلکه یک ابزار عملیاتی برای اجبار نظامی و سیاسی است. بنابراین، هر توافق جدیدی نمیتواند صرفاً پیشرفت هستهای ایران را کند کرده و جدول زمانی فرضی گریز هستهای را افزایش دهد؛ بلکه باید بهطور ساختاری و غیرقابلبازگشت، امکان گریز سریع هستهای را از بین ببرد، از جمله با محدود کردن تلاشها برای ادغام فعالیتهای هستهای با توسعه موشکی. یک درس کلیدی از دو دهه گذشته این است که در مورد محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران، جایی برای نرمش وجود ندارد. چارچوبهای زمانی که در توافقهای قبلی مانند برجام طولانی به نظر میرسید، بعداً از نظر استراتژیک کوتاه بودند. نتیجه این است که ایران توانست دانش فنی حیاتی هستهای را حفظ کند، سانتریفیوژهای پیشرفته را برای غنیسازی سریعتر اورانیوم توسعه دهد و گزینههای گریز آینده خود را حفظ کند.
یک چارچوب هستهای جدید باید الزاماتی بنیادین را برآورده کند. اولاً، افق زمانی بسیار طولانیتری مورد نیاز است. یکی از جدیترین نقصهای برجام این بود که مسیرهای قانونی برای دستیابی به توانایی هستهای در مقیاس صنعتی را فراهم کرد. هر توافق آینده باید شرایط بسیار طولانیتری، حداقل پنجاه سال، داشته باشد و فاقد بندهای غروب کوتاه باشد که به برنامه هستهای تهران اجازه میدهد مشروعیت یافته و تواناییهای کامل خود را ظرف یک دهه بازسازی کند. ثانیاً، هیچ سانتریفیوژ پیشرفتهای نباید وجود داشته باشد. پیشرفت ایران در فناوری سانتریفیوژهای پیشرفته، مستقیمترین مسیر آن را برای گریز سریع باز کرد. بنابراین، یک چارچوب آینده باید شامل ممنوعیت مطلق تولید، بهرهبرداری یا ذخیرهسازی سانتریفیوژهای پیشرفته باشد. ثالثاً، تحقیق و توسعه در زمینه غنیسازی باید مطلقاً ممنوع شود تا از ایجاد ظرفیت گریز پنهان جلوگیری شود. این ممنوعیت باید شامل دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی نیز باشد. رابعاً، غنیسازی و ذخایر باید صفر یا محدود باشد. استاندارد ترجیحی این است که هیچگونه غنیسازی در خاک ایران انجام نشود و سوخت مورد نیاز از خارج تأمین گردد. اگر این امر ممکن نباشد، غنیسازی میتواند در سطوح پایین تحت نظارت مستمر بینالمللی محدود شود و ذخایر مواد شکافتپذیر بسیار کمتر از آستانه گریز نگه داشته شود. خامساً، تأسیسات حیاتی مانند سایتهای زیرزمینی باید برای همیشه غیرفعال شوند.
علاوه بر این، یک سیستم راستیآزمایی مستمر و سرزده ضروری است که فراتر از نظارت سنتی کنترل تسلیحات باشد. این امر شامل نظارت مستمر توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دسترسی بدون اطلاع قبلی برای بازرسان، مصاحبه با پرسنل هستهای ایران و نظارت دیجیتال از راه دور در زمان واقعی است. همچنین باید از ادغام کار موشکی و هستهای جلوگیری شود. یک چارچوب ضد-گریز باید بر تمام فعالیتهایی که ممکن است امکان ادغام فناوریهای موشکی و برنامه نظامی هستهای را فراهم کند، نظارت داشته باشد. آزمایشهای مرتبط با کلاهک و توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما باید ممنوع باشد. در نهایت، معماری تحریمها باید تدریجی و قابل بازگشت باشد. هرگونه لغو تحریمها باید مشروط به پایبندی مستمر و قابلراستیآزمایی ایران باشد. لغو گسترده تحریمها علیه نهادهایی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باید بدون برچیدن ساختاری و اثباتشده زیرساختهای هستهای و موشکی، منتفی باشد. این چارچوب منعکسکننده چیزی است که از نظر استراتژیک برای جلوگیری از گریز هستهای ایران کافی است، نه آنچه تهران احتمالاً میپذیرد. هر توافقی که از این محدودیتهای ساختاری کوتاهی کند، ممکن است گریز را به تأخیر اندازد اما از آن جلوگیری نخواهد کرد./ منبع



