امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

سیاست نوین دو ستونی در خلیج فارس؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سیاست نوین دو ستونی در خلیج فارس؟» نوشته آرش رئیسی‌نژاد، در مرکز استیمسون (Stimson Center) منتشر شده است. این یادداشت، چرخش راهبردی عربستان در بهبود روابط با ایران را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که تهران و ریاض وارد دوره‌ای از همزیستی راهبردی شده‌اند؛ وضعیتی که پیش‌درآمد مدیریت موازی رقابت است تا صلح پایدار، و در این «سیاست نوین دو ستونی» چین و آمریکا ناچار به بازتعریف نقش‌شان در خلیج فارس خواهند بود. در ادامه، چکیده این مطلب را می‌خوانید.


دیدار اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از عربستان و ملاقات با همتای سعودی‌اش، گام مهمی در راستای تداوم دو سال بهبود روابط میان تهران و ریاض بود. این سفر پس از سفر شاهزاده خالدبن‌سلمان، وزیر دفاع عربستان، به تهران انجام شد که اولین حضور یک مقام ارشد سلطنتی سعودی در ایران پس از دهه‌ها محسوب می‌شود. شاهزاده خالد با آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب و مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور ایران دیدار کرد و تعهد خود را به تقویت همکاری‌های امنیتی، اقتصادی و فرهنگی میان دو رقیب تاریخی ابراز داشت. زمان‌بندی این دیدار، درست پیش از ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا، نشان‌دهنده علاقه راهبردی عربستان به پیشبرد ثبات منطقه‌ای از طریق دیپلماسی است.

بهبود روابط ایران و عربستان پس از ناکامی راهبردی محمدبن‌سلمان، ولیعهد عربستان، در مهار نفوذ منطقه‌ای ایران در دوره اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ آغاز شد. زمانی، ولیعهد عربستان آشکارا تهدید کرد که درگیری را به خاک ایران خواهد کشاند و اظهار داشت: «ما منتظر نمی‌مانیم تا نبرد در خاک عربستان رخ دهد، بلکه کاری می‌کنیم که نبرد در ایران باشد.» با این حال، عربستان در شکست‌دادن حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن ناکام ماند و حمایت ریاض از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای دوره اوباما به حمله پهپادی سال ۲۰۱۹ به تأسیسات آرامکو منجر شد که آسیب‌پذیری‌های عربستان را آشکار کرد. ریاض، که از عدم مداخله واشنگتن در آن زمان ناامید شده بود، رویکرد تقابلی خود را بازنگری کرد. میانجی‌گری عراق و چین راه را برای ازسرگیری تعامل دیپلماتیک با ایران پس از سال‌ها خصومت هموار کرد.

این رابطه بهبودیافته، پویایی منطقه‌ای را تغییر داده است. مقامات ایرانی علناً علاقه خود را به توسعه روابط اقتصادی و امنیتی با عربستان ابراز کرده‌اند و محمدبن‌سلمان از گنجاندن ایران در چارچوب اقتصادی جدید غرب آسیا حمایت کرده است. در چرخشی قابل‌توجه نسبت به دوره اول ترامپ، ریاض همچنین تمایل خود را برای تسهیل یک توافق هسته‌ای جدید میان ایران و ایالات متحده نشان داده است.

چه تغییراتی در ژئوپلیتیک و محاسبات منافع ملی، این چرخش چشمگیر در سیاست عربستان را رقم زده است؟ عامل اصلی، تضعیف موقعیت منطقه‌ای ایران است. ضربات اسرائیل به حماس و حزب‌الله، و مهم‌تر از همه، فروپاشی دولت بشار اسد در سوریه، محور مقاومت تحت رهبری ایران را به‌شدت تضعیف کرده و توانایی تهران برای اعمال قدرت را کاهش داده است. ایرانِ ضعیف‌شده، تهدید کم‌تری برای امنیت ملی و نفوذ منطقه‌ای عربستان ایجاد می‌کند و تعامل با آن را به گزینه‌ای کم‌ریسک‌تر برای ریاض تبدیل کرده است.

عامل دوم، ظهور اسرائیل به‌عنوان یک نیروی بالقوه هژمونیک در منطقه است. در حالی که عربستان از اقدامات اسرائیل علیه شرکای ایران تا حدی استقبال کرده، موفقیت‌های نظامی اسرائیل باعث نگرانی رهبران عربستان نیز شده است. اکنون رهبران عربستان، ایران را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان یک نیروی متعادل‌کننده می‌بینند. این محاسبه راهبردی جدید، ریاض را به مخالفت آرام با حملات نظامی بیش‌تر علیه ایران سوق داده، زیرا ایران را برای حفظ تعادل چندقطبی در غرب آسیا ضروری می‌داند.

عامل سوم، افزایش نفوذ ترکیه در منطقه شامات تحت رهبری رجب طیب اردوغان است. پس از فروپاشی دولت اسد در سوریه، ترکیه از احمدالشرع، رییس‌جمهور موقت کنونی و جهادی پیشین، حمایت کرده است. از منظر ریاض، «هلال شیعی» ایران اکنون جای خود را به «هلال عثمانی» تحت حمایت زیرساخت‌های اقتصادی، ایدئولوژی و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ترکیه داده است.

عامل چهارم، طرح بلندپروازانه چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان است که هدف آن تبدیل این کشور به گره‌ای کلیدی در زنجیره تأمین اقتصاد جهانی و رهبر توسعه منطقه‌ای است. با جمعیتی جوان، عربستان به‌دنبال ثبات منطقه‌ای برای تقویت تعامل اقتصادی و قدرت نرم است. چرخش به سمت دیپلماسی و تجارت به‌جای درگیری، برای اجرای چشم‌انداز ۲۰۳۰ ضروری است.

عامل پنجم و شاید جاه‌طلبانه‌ترین، راهبرد محمدبن‌سلمان برای بازسازی چهره عربستان از صادرکننده بنیادگرایی وهابی به نمادی از توسعه و اعتدال است. ریاض از طریق پروژه‌های عظیم و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی کلان، در تلاش است تا خود را به‌عنوان نیرویی مدرن‌ساز در غرب آسیا معرفی کند. در این زمینه، ایران ضعیف‌شده به تقویت روایت پیشرفت عربستان کمک می‌کند.

ایرانیان با حسرت، سفر دونالد ترامپ به سه کشور عربی حاشیه خلیج فارس در ماه می گذشته را تماشا کردند. در حالی که ترامپ از زیرساخت‌های ریاض، دوحه و ابوظبی تمجید می‌کرد، ایرانیان با کمبود آب و برق دست‌وپنجه نرم می‌کردند. ایران برای احیای وضعیت خود به سرمایه‌گذاری خارجی و پایان تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده آمریکا نیاز دارد. برای ریاض، این فرصتی خوشایند است: ایرانی کم‌تر جسور، احتمالاً چارچوب منطقه‌ای تحت رهبری عربستان را می‌پذیرد.

با وجود تاریخچه‌ای از تحقیر و نگاه از بالا به پادشاهی‌های عربی، بر اساس تحقیقات و تجربیات شخصی من، بسیاری از جوانان ایرانی، رهبری کنونی عربستان را به‌عنوان الگویی جذاب برای نوسازی می‌بینند. این دیدگاه به‌طور ظریفی بر گفتمان ایرانی درباره مهم‌ترین عامل در سیاست‌های آینده خارجی و داخلی ایران تأثیر می‌گذارد که همانا فرآیند حساس جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب است.

در مجموع، این عوامل رابطه‌ای که زمانی خصمانه بود را به همکاری محتاطانه تبدیل کرده است. این تحول می‌تواند معماری امنیتی جدیدی با محوریت خلیج فارس ایجاد کند؛ تفسیری مدرن از سیاست «دو ستونی» که در زمان شاه توسط ایالات متحده طراحی شد تا از ایران و عربستان به‌عنوان دو ستون ثبات و قدرت منطقه‌ای حمایت کند. جالب اینجاست که سیاست اولیه آمریکا برای حفاظت از خلیج فارس در برابر نفوذ اتحاد جماهیر شوروی و رژیم‌های پان‌عربی بود. با این حال، در دوران نیکسون و فورد، این دکترین به سیاستی تک‌ستونی متمرکز بر ایران پهلوی تبدیل شد. این تعاملِ در حال توسعه میان دو رقیب تاریخی، بازتنظیم گسترده‌تری از اتحادهای منطقه‌ای، توازن‌های قدرت و هویت‌های راهبردی در سراسر غرب آسیا را منعکس می‌کند. پایداری این توازن جدید نه‌تنها به کشورهای خلیج فارس، بلکه به واکنش واشنگتن بستگی دارد. اگر ایالات متحده به کناره‌گیری یا سوءتفاهم از اولویت‌های در حال تحول منطقه ادامه دهد، ممکن است خود را در حاشیه نظاره‌گر شکل‌گیری نظم منطقه‌ای جدیدی ببیند که در آن پکن، نه واشنگتن، مهمان ترجیحی سر میز باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا