توافق آمریکا و ایران؛ چه چیزی تغییر کرده و پیامد آن برای منطقه چیست؟
توافق آمریکا و ایران توازن قدرت منطقهای را تغییر داده و نقش ایران را تقویت کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق آمریکا و ایران؛ چه چیزی تغییر کرده و پیامد آن برای منطقه چیست؟» نوشته احمد اسمار (Ahmed Asmar) و منتشرشده در میدل ایست مانیتور(Middle East Monitor)، با بررسی اهداف جنگ آمریکا علیه ایران و پیامدهای توافق پس از آن، این دیدگاه را مطرح میکند که توافق جدید نشاندهنده تغییر در موازنه قدرت منطقهای، محدودشدن اهداف اولیه واشنگتن و بازتعریف روابط امنیتی غرب آسیا است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
جنگ میان آمریکا و ایران با هدف تغییر موازنه قدرت در منطقه آغاز شد، اما نتیجه نهایی آن با اهداف اولیه واشنگتن فاصله داشت. در ابتدا، هدف اصلی اعمال فشار حداکثری بر تهران، محدودکردن تواناییهای نظامی و هستهای ایران، کاهش حمایت آن از گروههای متحد منطقهای، جلوگیری از امکان بستن تنگه هرمز و حرکت به سمت عادیسازی روابط با اسرائیل عنوان شد. با این حال، مقاومت ایران در برابر این فشارها باعث شد مسیر بحران به سمت توافق سیاسی تغییر کند.
تحولات جدید در چارچوب تغییر اولویتهای راهبردی آمریکا قابل بررسی است. واشنگتن در سالهای اخیر تمرکز بیشتری بر رقابت با چین گذاشته و تلاش کرده حضور و هزینههای خود در برخی مناطق از جمله غرب آسیا را کاهش دهد. در این چارچوب، ایجاد نوعی ثبات منطقهای برای آزادکردن منابع آمریکا جهت رقابت اقتصادی و نظامی با پکن به یک هدف مهم تبدیل شده است.
بر اساس توافق جدید، آمریکا متعهد به کاهش تحریمها، آزادسازی منابع مالی ایران و همکاری برای ایجاد سازوکارهای اقتصادی جدید شده است. همچنین بحث خروج نیروهای آمریکایی از مناطق نزدیک به ایران و تعیین ترتیبات جدید درباره مدیریت دریایی تنگه هرمز مطرح شده است. با این حال، توافق شامل محدودیتهای گسترده جدید درباره تواناییهای نظامی ایران، روابط منطقهای آن یا موضوع عادیسازی با اسرائیل نیست و بیشتر بر جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هستهای و باز نگهداشتن مسیرهای دریایی تأکید دارد.
این وضعیت نشاندهنده تغییری مهم در موازنه قدرت است؛ زیرا ایران توانسته بخشی از فشارهای خارجی را مدیریت نموده و جایگاه خود را به عنوان بازیگری مؤثر در معادلات امنیتی منطقه حفظ کند. کنترل یا اثرگذاری بر تنگه هرمز نیز همچنان بهعنوان یک ابزار راهبردی برای تهران باقی مانده که میتواند بر انرژی و تجارت جهانی اثرگذار باشد.
پیامدهای این تحول برای فلسطین و دیگر بحرانهای منطقهای نیز قابلتوجه است. گنجاندن مسائل مرتبط با لبنان در چارچوب توافق، در حالی که مسئله فلسطین جایگاه مستقیمی در آن ندارد، نشان میدهد که بازیگران منطقهای نمیتوانند بهطور کامل آینده خود را به تصمیم قدرتهای خارجی وابسته کنند. این وضعیت ضرورت تقویت ظرفیتهای داخلی، انسجام اجتماعی و تواناییهای مستقل سیاسی و اقتصادی را برجسته میکند.
در سطح گستردهتر، توافق آمریکا و ایران نشان میدهد که تلاش برای تحمیل یک نظم امنیتی یکجانبه در غرب آسیا با محدودیتهایی روبهرو شده است. با وجود تداوم اختلافات میان طرفها، این روند میتواند نشانهای از تغییر در ساختار قدرت منطقهای باشد؛ ساختاری که در آن نقش بازیگران محلی افزایش یافته و قدرتهای بزرگ برای مدیریت بحرانها ناچار به پذیرش واقعیتهای جدید هستند./منبع



