خارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

مصر در برابر عربستان: نزاع پنهانی که غرب‌آسیا را بازسازی می‌کند

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «مصر در برابر عربستان: نزاع پنهانی که غرب‌آسیا را بازسازی می‌کند» به قلم خالد حسن (Khaled Hassan) در نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است. این مقاله به بررسی شکاف فزاینده میان قاهره و ریاض می‌پردازد. نویسنده استدلال می‌کند که اختلافات فلسفی و سیاسی بین رهبران دو کشور، همراه با سیاست‌های اقتصادی متضاد، اتحاد کلیدی منطقه را متزلزل کرده و تفرقه منطقه‌ای را شدت بخشیده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


یکی از تحولات مهم اما کمتر آشکار غرب آسیا، گسست در روابط قاهره و ریاض است که اتحادی محوری در منطقه را به‌خطر انداخته است. این شکاف، ریشه در اختلافات فلسفی میان محمد‌بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، و عبدالفتاح سیسی، رئیس‌جمهور مصر، دارد. چشم‌انداز تا سال ۲۰۳۰ بن‌سلمان بر تنوع اقتصادی و اصلاحات مبتنی بر شایسته‌سالاری تمرکز دارد؛ در حالی که سیسی به مدل اقتدارگرایانه و اقتصاد تحت سلطه ارتش پایبند است. این تفاوت در سیاست‌های عملی نمود یافته است. عربستان از آنچه بهره‌برداری مصر از کمک‌های سخاوتمندانه کشورهای حاشیه خلیج فارس بدون اصلاحات واقعی می‌داند، ناامید شده است. بین سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹، ریاض حدود ۲۵ میلیارد دلار به قاهره کمک کرد که به گفته سیسی، مصر را از فروپاشی نجات داد. اما تا سال ۲۰۲۳، عربستان سیاست «اول عربستان» را در پیش گرفت و ادامه حمایت را مشروط به اصلاحات اقتصادی کرد. در مقابل، اقتصاد تحت سلطه ارتش مصر با بدهی ۱۶۸ میلیارد دلاری مواجه است؛ در حالی که عربستان خصوصی‌سازی تهاجمی را دنبال می‌کند.

این رابطه به اهرمی برای اعمال فشار تبدیل شده است. عربستان با میزبانی از حدود دو میلیون و سیصد هزار مهاجر مصری که میلیاردها دلار حواله ارزی به کشورشان می‌فرستند، اهرم‌های حیاتی بر اقتصاد شکننده مصر دارد. این حواله‌ها بین ۴۴ تا ۶۱ درصد از ذخایر ارزی مصر را تشکیل می‌دهند. برنامه «سعودی‌سازی» مشاغل این مهاجران و سرمایه‌گذاری‌های هنگفت عربستان را به ابزاری برای فشار تبدیل کرده است. با وجود پیش‌بینی رشد اقتصادی ۴.۷درصدی برای سال ۲۰۲۶، اقتصاد مصر همچنان آسیب‌پذیر است و این امر ریاض را قادر ساخته تا -به‌‌رغم اعتراض‌های قاهره- سرمایه‌گذاری‌ها را به‌سمت احمد الشرع، رئیس‌جمهور جدید سوریه، هدایت کند.

اختلافات در رویکردهای منطقه‌ای نیز مشهود است. زمانی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به طنز از تشکیل دولت فلسطینی در خاک عربستان سخن گفت، وزارت خارجه مصر بیانیه‌ای قوی در دفاع از حاکمیت عربستان صادر کرد. اما مفسران عربستانی این اقدام را نمایشی و تلاشی برای کشاندن عربستان به رویارویی با اسرائیل دانستند. این اختلاف، همکاری عربی چندجانبه را فلج کرده است. مصر، متحد سنتی ارتش سودان، بر حفظ نهادهای ملی این کشور تأکید دارد؛ در حالی که امارات خواستار حذف ارتشی است که آن را تحت نفوذ اخوان‌المسلمین می‌داند.

تنش‌ها در رسانه‌های وابسته به دولت‌ها تشدید شده است. شخصیت‌های تأثیرگذارِ مصریِ مرتبط با نهادهای اطلاعاتی، حملات شخصی شدیدی، از جمله توهین‌های قومیتی، علیه خاندان سلطنتی سعودی انجام داده‌اند. در مقابل، روزنامه‌نگاران عربستانی، از جمله یکی مرتبط با ولیعهد، پایان حکومت سیسی و احتمال زندانی‌شدن او تا سال ۲۰۲۶ را پیش‌بینی کرده‌اند. این حملات رسانه‌ای نشانه‌ای از نقطه بدون بازگشت است.

در پس این درگیری، شکافی ایدئولوژیک نهفته است. چشم‌انداز مدرن‌سازی بن‌سلمان، مدل ناصریسم مصر را به‌چالش می‌کشد. در جوامع جوان عرب، طرح عمل‌گرایانه ریاض، گفتمان ملی‌گرایانه قاهره را تحت‌الشعاع قرار داده و حتی هویت عربی را بازتعریف کرده است؛ به‌طوری که برخی سعودی‌ها مصری‌ها را نه عرب، بلکه عرب‌زبانان شمال آفریقا می‌دانند که نمی‌توانند رهبری غرب آسیا را ادعا کنند. این رویارویی، همکاری عربی در مسائل کلیدی مانند غزه و اختلافات آب نیل را تضعیف کرده و منطقه را به حوزه‌های نفوذ متخاصم تقسیم می‌کند. سیسی با معضلی حل‌ناشدنی روبه‌روست: بدون حمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس، فروپاشی ممکن است، اما پذیرش اصلاحات درخواستی عربستان، پایه‌های حکومت او را تهدید می‌کند. در سال‌های آینده، تشدید حساب‌شده تنش از طریق محدودیت‌های کارگری، هدایت سرمایه‌گذاری‌ها و جنگ رسانه‌ای ادامه خواهد یافت، اما هر دو طرف از گسست کامل اجتناب می‌کنند، زیرا فروپاشی مصر، بی‌ثباتی منطقه‌ای را در پیش خواهد داشت و رویارویی مستقیم، افول اقتصادی مصر را تسریع می‌کند./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا