چگونه نبرد بر سر تنگه هرمز موازنه قدرت در خلیج فارس را بازتعریف میکند؟
مهار ترافیک دریایی تنگه هرمز توسط ایران، معادلات امنیتی خلیج فارس و آینده کشتیرانی بینالمللی را دستخوش تحولی بنیادین کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه نبرد بر سر تنگه هرمز موازنه قدرت در خلیج فارس را بازتعریف میکند؟» به قلم ایمن خلیل (Ayman Khalil) و فاضل کاسب (Fadel Kaseb) در نیو عرب (The New Arab) منتشر شده است. نویسندگان استدلال میکنند که با فروکشکردن درگیریهای نظامی آمریکا و ایران، تهران از تنگه هرمز بهعنوان اهرمی راهبردی برای تضمین اجرای تعهدات واشنگتن و تثبیت جایگاه خود در معماری امنیتی خلیج فارس بهره میگیرد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
با کاهش عملیاتهای نظامی میان ایالات متحده و ایران، نبرد روایتها بر سر وضعیت تنگه هرمز شدت گرفته است. در حالی که تهران این آبراه را بسته اعلام کرده و تنها به شمار محدودی از شناورها اجازه عبور از آبهای سرزمینی خود را میدهد، واشنگتن مدعی بازبودن تنگه است و دونالد ترامپ حتی تنگه هرمز را قلمرو آمریکا خوانده است. با این حال، تصاویر ماهوارهای و دادههای ردیابی دریایی نشان میدهند که ترافیک عبوری تنها کسری از سطح پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ است و محدودیت شدید تردد کشتیهای تجاری باعث جهش قیمت جهانی نفت شده است.
همزمان با ازدحام ناوگانهای نظامی و نفتکشها در این گذرگاه، مذاکرات دوجانبه میان ایران و عمان به مرحله حساسی رسیده است تا مسیرهای جدیدی برای ورود و خروج شناورها تعریف شود. این گفتوگوها که از سوی آمریکا و میانجیگرانی چون پاکستان و قطر به دقت دنبال میشود، واقعیتهای تازهای را نسبت به دوره پیش از حملات فوریه گذشته آمریکا و اسرائیل علیه ایران رقم زده است. بررسیهای «گروه امنیت دریایی» نشان میدهد که تهران خواستار نقش نظارتی بر ترافیک ورودی و خروجی تنگه و وضع ترتیبات جدید درباره شناورهای حامل اقلام نظامی است.
با وجود این، حتی موفقیت مذاکرات فنی با مسقط به معنای بازگشایی کامل تنگه نخواهد بود؛ زیرا مقامهای ایرانی بازگشت کشتیرانی پایدار را به پایبندی عملی آمریکا به یادداشت تفاهم دوجانبه، بهویژه توقف کامل خصومتها، رفع محاصره و کاهش تحریمها مشروط کردهاند. ایران در چارچوب این تفاهمنامه امتیازهای بزرگی در پرونده هستهای از جمله توقف غنیسازی، رقیقسازی ذخایر اورانیوم با غنای بالا و تعلیق فعالیتهای چرخه سوخت داده است و اکنون «کارت هرمز» را جایگزینی راهبردی و ارزشمندتر از سلاح هستهای برای حفظ بازدارندگی و جبران امتیازهای هستهای میداند.
در این معادله جدید، عمان در جایگاه میانجی نقشی ممتاز یافته است، اما سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس بزرگترین بازندگان هستند؛ زیرا باید با واقعیت تبدیلشدن ایران به «نگهبان هرمز» کنار بیایند و به فکر مسیرهای جایگزین صادرات نفت باشند. از سوی دیگر، آمریکا میداند که فشار نظامی نتیجه معکوس خواهد داشت، روسیه از معافیت تحریمهای نفتی و تداوم بحران هرمز سود میبرد و چین بهعنوان بزرگترین مصرفکننده انرژی، خواهان بازگشت ثبات به کشتیرانی در کنار دورزدن تحریمهاست. پرسش اصلی اکنون صرفاً بازشدن تنگه نیست، بلکه امکان ایجاد سازوکاری پایدار است که هرمز را از ابزار فشار خارج کند./ منبع