امنیت و دفاعایالات متحدهخاورمیانه

چگونه ایران اسرائیل را شکست داد و دیدگاه ضدجنگ اکثریت آمریکایی‌ها را تأیید کرد؟

با عدم تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، آمریکا در نظرسنجی‌ها شکست خورده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه ایران اسرائیل را شکست داد و دیدگاه ضدجنگ اکثریت آمریکایی‌ها را تأیید کرد؟» نوشته حمید دباشی (Hamid Dabashi) در میدل‌ایست‌آی (Middle East Eye) منتشر شده است. با تفسیر نتایج تفاهم میان ایران و آمریکا، استدلال می‌شود که جنگ مورد حمایت اسرائیل به اهداف اعلامی خود نرسید و در مقابل، ایران توانست ساختار سیاسی و حاکمیت خود را حفظ کند؛ رخدادی که با مخالفت گسترده افکار عمومی آمریکا با جنگ نیز همسو بوده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

پس از اعلام تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، به بازخوانی برخی مواضع و پیش‌بینی‌هایی می‌پردازد که پیش از جنگ درباره آینده ایران مطرح شده بود. برت استیونز، ستون‌نویس نیویورک تایمز، اشاره می‌کند که در آن چهار سناریوی پیروزی اسرائیل بر ایران ترسیم شده بود. به نوشته استیونز، نخستین سناریو تغییر نظام سیاسی ایران بود؛ سناریویی که بر تضعیف نظامی و سیاسی ایران و حذف سطوح بیشتری از رهبری آن استوار بود. سناریوی دوم، حفظ نظام سیاسی همراه با پذیرش مطالبات آمریکا و اسرائیل بود؛ وضعیتی که به باور او با تشدید انزوا و حتی تصرف جزیره خارگ، محل صادرات حدود ۹۰ درصد نفت ایران، می‌توانست محقق شود. سناریوی سوم، جنگی طولانی و فرسایشی همراه با تحریم‌های اقتصادی بود که در نهایت ایران را به حکومتی ضعیف و بی‌اثر تبدیل کند. سناریوی چهارم نیز فروپاشی دولت و تجزیه کشور مشابه وضعیت سوریه در دوران جنگ داخلی بود؛ وضعیتی که می‌توانست به مداخله خارجی، کشتار گسترده و موج‌های جدید پناهجویی منجر شود.

استیونز همچنین خواستار تصرف جزیره خارگ، محاصره بنادر ایران و نابودی گسترده توان نظامی و هسته‌ای این کشور شده بود. پایان درگیری‌ها و دستیابی به تفاهم میان تهران و واشنگتن نشان داد که هیچ‌یک از این اهداف تحقق نیافته است. اسرائیل در جنگی که با مشارکت آمریکا علیه ایران شکل گرفت، به اهداف خود نرسید و ایران توانست ساختار سیاسی، حق حاکمیتی خود و تمامیت ارضی‌اش را حفظ کند. باوجود خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌های شهری، مراکز علمی، تأسیسات عمومی و جان غیرنظامیان، ایران روند بازسازی را آغاز کرده و جامعه ایرانی در حال بازگشت به زندگی عادی است.

اسرائیل پس از جنگ غزه و تحولات فلسطین، دامنه درگیری‌ها را به لبنان و ایران گسترش داد و تلاش کرد آمریکا را نیز وارد این رویارویی کند. بخشی از رسانه‌های جریان اصلی آمریکا و برخی تحلیلگران نزدیک به اسرائیل کوشیدند تصویر ایران را به‌عنوان عامل اصلی تهدید و اسرائیل را به‌عنوان طرفی حق‌طلب معرفی کنند. مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ رو به افزایش بود و بسیاری از شهروندان این کشور ورود به جنگ را تأیید نمی‌کردند.

این توافق نه‌تنها از دیدگاه ایران بلکه از منظر بخش بزرگی از جامعه آمریکا نیز یک موفقیت به شمار می‌آید، زیرا اکثریت آمریکایی‌ها با ادامه جنگ مخالف بودند. در نظرسنجی‌ها افزایش دیدگاه‌های منفی نسبت به اسرائیل و بنیامین نتانیاهو در میان شهروندان آمریکایی حکایت دارد. بر اساس داده‌های مورد استناد، ۶۰ درصد بزرگسالان آمریکایی نگاه نامطلوبی به اسرائیل دارند که نسبت به ۵۳ درصد در سال قبل افزایش یافته است. همچنین ۵۹ درصد از پاسخ‌دهندگان اعتماد اندک یا هیچ اعتمادی به نتانیاهو در مدیریت مسائل جهانی ندارند؛ رقمی که پیش‌تر ۵۲ درصد بوده است. در هر دو حزب اصلی آمریکا، اکثریت افراد زیر ۵۰ سال ارزیابی منفی از اسرائیل و نتانیاهو دارند.

پایان جنگ به معنای پایان مشکلات ایران نیست. ایرانیان اکنون باید در کنار حفظ حاکمیت ملی، برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود نیز تلاش کنند. جامعه ایران همواره در برابر مداخله خارجی و استبداد داخلی مقاومت کرده و همچنان حق دارد مطالبات مدنی خود از جمله آزادی تجمعات، آزادی مطبوعات، تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری، تشکل‌های دانشجویی و گروه‌های مدافع حقوق زنان را پیگیری کند. تحقق این مطالبات در گرو حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور است و ایران، مانند دیگر جوامع، همچنان مسیر طولانی و دشواری برای دستیابی به آزادی‌های مدنی پیش رو دارد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا