حمله اسرائیل به قطر نشان میدهد که زمان ایجاد اتحادیه دفاعی کشورهای حاشیه خلیج فارس فرا رسیده است
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «حمله اسرائیل به قطر نشان میدهد که زمان ایجاد اتحادیه دفاعی کشورهای حاشیه خلیج فارس فرا رسیده است» به قلم بلال وای. صعب (Bilal Y. Saab) در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House) منتشر شده است. این مقاله به تحلیل پیامدهای حمله اسرائیل به قطر در ۹ سپتامبر، ضعف توافقهای امنیتی غیررسمی خلیج فارس با آمریکا و ضرورت ایجاد یک اتحادیه دفاعی منطقهای پرداخته است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
حمله اسرائیل به قطر نشان داد که حتی متحدان نزدیک آمریکا در حاشیه خلیج فارس، با توافقهای امنیتی غیررسمی، همچنان آسیبپذیر هستند. این توافقها هیچگاه در سنا به تصویب نرسیده و نتوانست مانع حمله اسرائیل شود. عربستان طی سالها بارها بر ضرورت یک پیمان دفاعی رسمی با تضمینهای آمریکا تأکید کرده است، اما اختلافات سیاسی، از جمله عدم تحقق شرط ایجاد دولت مستقل فلسطینی توسط اسرائیل، مانع دستیابی به چنین توافقی شده است.
حمله ایران به تاسیسات نفتی عربستان در سپتامبر ۲۰۱۹ نیز نقطه عطفی در ذهنیت امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس بود. آن حمله نشان داد که حتی یک دوست نزدیک مانند آمریکا ممکن است در موقعیت بحرانی، اقدام عملی مؤثر انجام ندهد. از آن پس، کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان توافقی رسمی و قانونی با تایید کنگره آمریکا شدند که بتواند تضمین واقعی امنیت آنها را فراهم کند. با این حال، حتی چنین توافقی تضمینگر حمایت قطعی نیز نخواهد بود، زیرا اعضای هر پیمان میتوانند در مواقع بحرانی تصمیم به عدم مداخله بگیرند.
اتحاد دفاعی با پاکستان، که بهتازگی میان عربستان و این کشور منعقد شد، نیز تضمین کاملی ارائه نمیدهد، زیرا اولویتهای نظامی پاکستان بیشتر معطوف به هند است. بنابراین بهترین گزینه برای افزایش امنیت منطقه، بهبود همکاری و یکپارچگی دفاعی در میان خود کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
تلاشها برای ایجاد یک نیروی مشترک نظامی در شورای همکاری خلیج فارس (GCC) از سال ۱۹۸۴ با ایجاد «نیروی سپر شبهجزیره» آغاز شد، اما پیشرفت واقعی در زمینه فرماندهی یکپارچه نظامی تاکنون محدود بوده است. اختلافات تاریخی و بیاعتمادی متقابل میان کشورهای عضو مانع اجرای کامل یکپارچگی دفاعی شده است، هرچند اخیراً همکاریها پس از حمله اسرائیل به قطر بهبود یافته است.
یک اتحادیه دفاعی در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند بهصورت تدریجی و مرحلهای شکل گیرد، بدون آنکه در ابتدا شبیه ناتو باشد. پنج حوزه کلیدی برای شروع شامل: لجستیک و زنجیره تأمین، نوآوری فناوری، مدیریت و تولید صنعتی دفاعی، اشتراک اطلاعات و دفاع هوایی و موشکی است. این اقدامها با تقویت روابط با آمریکا یا حتی پاکستان تضادی ندارد و در واقع میتواند مکمل حضور آمریکا در منطقه باشد، زیرا واشنگتن نقش تسهیلگر، ارائهدهنده فناوری و آموزش را ایفا میکند.
این نقطه عطفی تاریخی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ زمان آن رسیده که کشورهای منطقه اهمیت تقویت امنیت داخلی جمعی را درک کنند و بهجای اتکای صرف به شریک خارجی، توان دفاعی خود را مستحکم سازند. اگرچه این مسیر کامل نخواهد بود، اما تنها با تلاش جدی برای یکپارچگی دفاعی منطقهای میتوان مزایای واقعی آن را بهدست آورد./ منبع



