اشغال غزه؛ آخرین راهکار اسرائیل
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اشغال غزه؛ آخرین راهکار اسرائیل» نوشته جاناتان ساسردوتی (Jonathan Sacerdoti) و منتشرشده در اسپکتیتور (Spectator)، به بررسی تصمیم قریبالوقوع اسرائیل برای اشغال غزه میپردازد. این یادداشت با ارزیابی ناکامی مسیرهای دیپلماتیک، فشارهای بینالمللی و اقدامات حماس، اشغال را بهعنوان تنها گزینه باقیمانده برای برقراری نظم و امنیت تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
گزارشهایی از رسانههای اسرائیلی تایید کردهاند که تصمیم برای اشغال نوار غزه، هرچند هنوز به تصویب نهایی کابینه نرسیده، اتخاذ شده است. این اقدام نه حاصل تمایل اولیه، بلکه نتیجه آخرین گزینهای است که پس از ناکامی همه راههای دیپلماتیک و نظامی ممکن در پیش گرفته شده است. اسرائیل در ۲۲ ماه گذشته، روشهای گوناگونی را برای پایاندادن به بحران و دستیابی به آتشبس آزمایش کرده است؛ از افزایش کمکهای انسانی مطابق با درخواست جامعه بینالمللی گرفته تا انعطافپذیری بیسابقه در مذاکرات آتشبس و حتی پذیرش مصالحههایی در محور موراگ. با وجود این تلاشها، حماس با رد پیشنهادهای میانجیگریشده توسط مصر، قطر و ایالات متحده، مسیر مذاکرات را به بنبست کشاند.
در ماه جولای، چشمانداز توافق بهظاهر روشنتر شده بود. هیئتهای اسرائیلی به دوحه سفر کردند و پیشنویس جدیدی در میانه ماه تهیه شد. قرار بود فرستاده ویژه آمریکا، استیو ویتکاف، در ۲۳ جولای برای نهاییکردن توافق راهی دوحه شود. اما پیش از آن، حماس با بهرهبرداری از بیانیه مشترک کشورهای غربی به رهبری وزیر خارجه انگلیس که خواستار پایان بیقید و شرط جنگ و ارسال بدون محدودیت کمکها بود، روند مذاکرات را تخریب کرد. این گروه با بالابردن سطح مطالبات، عقبنشینی از توافقات قبلی و خروج از مسیر گفتوگو، عملا مذاکرات را به شکست کشاند.
در نتیجه، گروگانها همچنان در شرایط دشوار در تونلها نگهداری میشوند، جنگ بیوقفه ادامه دارد و بحران انسانی همچنان پابرجاست. در واکنش، برخی کشورها از جمله انگلیس، فرانسه و کانادا، قصد دارند در ماه سپتامبر کشور فلسطین را بهرسمیت بشناسند؛ اقدامی که اگرچه در ظاهر برای تقویت روند صلح انجام میشود، در واقع تشویق به خشونت حداکثری است و بهجای شکستن چرخه درگیری، آن را تداوم میبخشد. نمونهاش بیانیه ۲۱ جولای است که بهجای تقویت دیپلماسی، عملا آن را نابود کرد.
ارتش اسرائیل، هرچند مایل به درگیری گسترده مجدد نیستند، در حال آمادهسازی سناریوهای نظامی مختلف از جمله محاصره و حملات هدفمند هستند. اما هیچکدام از این گزینهها راهحلی سریع به همراه ندارند. بدون تغییری قاطع در شرایط میدانی، گروگانها احتمالا در اسارت جان خواهند باخت، حماس بازدارنده نخواهد شد و غزه کانونی برای حملات جهادگرایانه فلسطینی باقی خواهد ماند.
برخی منتقدان استدلال میکنند اشغال، صلح به ارمغان نمیآورد. اما آنچه از نظر آنان مغفول مانده، این است که چه راهحلی باقی مانده است؟ دیپلماسی آزموده شده و شکست خورده، مشوقها داده شده و نتیجهای دربر نداشته و خویشتنداری صرفا موجب تقویت بازیگران خشونتطلب شده است. حماس نه تسلیم شده، نه میانهروی نشان داده و نه راهحلی برای پایان درگیری ارائه کرده است. بلکه با نگهداری گروگانها و مردم غیرنظامی در وضعیت اسفبار برای بهرهبرداری تبلیغاتی، انبارکردن کمکها و ادامه حملات موشکی، تنها به تشدید بحران دامن زده است.
تصمیم به اشغال غزه، برخاسته از محاسبات راهبردی سختگیرانه است، نه از روی ایدئولوژی یا انتقام. این تصمیم پس از شکست تمام گزینههای دیگر اتخاذ شده است. حامیان پیشین این رویکرد، حالا خود را واقعگرایان بیست ماه یا حتی بیست سال پیش خواهند خواند؛ کسانی که با خروج اسرائیل از غزه در گذشته مخالف بودند.
این اقدام احتمالا با موجی از انتقادات، بهویژه از سوی رسانهها و محافل سیاسی غرب مواجه خواهد شد؛ کسانی که بیشتر بر نتایج تمرکز میکنند تا بر دلایل. اما این نکته را نمیتوان انکار کرد که اسرائیل این مسیر را بهتنهایی انتخاب نکرده است؛ بلکه این مسیر از سوی جنبشی انتخاب شده که جان انسانها را ابزاری برای چانهزنی میبیند، نمایش را بر صلح ترجیح میدهد و تنها تاکتیک قابل پیشبینیاش، درخواست امتیاز بدون دادن هیچ امتیازی است. همچنین جامعه جهانی نیز با برهمزدن تلاشهای دیپلماتیک و نظامی اسرائیل، در شکلگیری این وضعیت سهیم است.
اگر اشغال انجام شود، ممکن است طولانی، پرهزینه و پرمخاطره باشد، اما در عین حال تنها راه باقیمانده برای برقراری حداقلهای امنیت و نظم خواهد بود. مسئله غزه برای اسرائیل انتخابی باقی نگذاشته است؛ بلکه باری بر دوش آن نهاده است./ منبع



