خاورمیانهداخلیسیاست داخلی و جامعه

مأموریت مرکز بررسی‌های راهبردی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «مأموریت مرکز بررسی‌های راهبردی» به قلم عابد اکبری و منتشرشده در دیپلماسی ایرانی، به چگونگی نقش‌یابی نهادی این مرکز در نظام تصمیم‌سازی ایران می‌پردازد. نویسنده تأکید دارد که چالش اصلی سیاست‌گذاری، نه کمبود داده بلکه ناتوانی در ترکیب و هم‌افزایی اطلاعات است؛ از این ‌رو مرکز بررسی‌های راهبردی می‌تواند با ایجاد نظام داده‌های سیاستی، ظرفیت تحلیل تلفیقی و سازوکار هشدار زودهنگام، به عامل کاهش غافلگیری‌های راهبردی دولت بدل شود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

در دنیای معاصر، چالش اصلی نظام تصمیم‌گیری نه کمبود داده، بلکه ناتوانی در ترکیب و تفسیر انبوه اطلاعات است. دولت‌ها در معرض حجم گسترده‌ای از داده‌های آماری، تحلیلی، رسانه‌ای و نهادی قرار دارند، اما در نبود سازوکاری برای هم‌افزایی آن‌ها، تصمیم‌گیری در دام واکنش‌گرایی و عدم قطعیت می‌افتد. در چنین شرایطی، نهادهایی مانند مرکز بررسی‌های راهبردی ریاست‌جمهوری می‌توانند با ترکیب داده‌های متنوع و ارائه بینش راهبردی، از غافلگیری‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کنند. در نظریه‌های جدید حکمرانی، از جمله «هوش راهبردی دولت‌ها»، تصمیم‌گیری کارآمد وابسته به سه مؤلفه داده، تحلیل و ترکیب است. داده مواد خام شناخت محسوب می‌شود، تحلیل چارچوب فهم آن را می‌سازد و ترکیب فرآیند تبدیل آن دو به فهم مشترک و سیاست اجرایی است.

شکست بسیاری از سیاست‌ها نه از ضعف تحلیل، بلکه از نبود ارتباط تحلیلی میان داده‌ها و نهادهای مختلف ناشی می‌شود. در ایران، یکی از معضلات اصلی نظام سیاست‌گذاری، پراکندگی منابع داده و تحلیل است؛ نهادهای متعدد اطلاعات ارزشمندی در حوزه‌های مختلف دارند، اما این داده‌ها جزیره‌ای و بدون انسجام گردآوری می‌شوند که نتیجه آن شکل‌گیری تصویر ناقص و متناقض از واقعیت است. در چنین فضایی، مرکز بررسی‌های راهبردی می‌تواند به‌عنوان نهاد ترکیب اطلاعات عمل کند؛ نهادی که مأموریت آن نه تولید داده خام، بلکه تجمیع و تلفیق داده‌های موجود برای دست‌یابی به درک راهبردی مشترک است. تحقق این مأموریت به سه تحول اساسی نیاز دارد: نخست، ایجاد نظام ملی داده‌های سیاستی از طریق همکاری میان دستگاه‌هایی مانند سازمان برنامه و بودجه، مرکز آمار و وزارت ارتباطات برای دست‌یابی به تصویری جامع از وضعیت اقتصادی، اجتماعی و امنیتی کشور؛ دوم، توسعه ظرفیت تحلیل تلفیقی با تشکیل گروه‌های میان‌رشته‌ای و بهره‌گیری از فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و تحلیل کلان‌داده جهت فهم پدیده‌های پیچیده‌ای چون بحران آب که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دارند و سوم، نهادینه‌سازی سازوکار هشدار زودهنگام برای شناسایی بحران‌ها و روندهای نوظهور از طریق ترکیب داده‌های اقتصادی، رسانه‌ای و اجتماعی.

ترکیب اطلاعات تنها یک فرآیند فنی نیست، بلکه مستلزم شکل‌گیری فرهنگ تصمیم‌سازی مشارکتی و اشتراک دانش میان نهادهاست. هماهنگی داده‌ها و تحلیل‌های دستگاه‌های مختلف به دولت اجازه می‌دهد تصویری چندبعدی از واقعیت کشور به‌دست آورد و فاصله میان دانستن و تصمیم‌گیری را کاهش دهد. نمونه‌هایی از این الگو در سطح جهانی نیز دیده می‌شود؛ در انگلیس، مرکز تحلیل‌های راهبردی کابینه با ادغام داده‌های وزارتخانه‌ها تصویری واحد از ریسک‌ها و فرصت‌های ملی ارائه می‌دهد و در سنگاپور، واحد آینده‌پژوهی راهبردی با تحلیل داده‌های متقاطع سناریوهای آینده را ترسیم می‌کند. بر همین اساس، در ایران نیز بازطراحی مأموریت مرکز بررسی‌های راهبردی می‌تواند با تکیه بر ظرفیت‌های داده‌ای دستگاه‌ها، پژوهش‌های دانشگاهی و تحلیل‌های میدانی انجام گیرد تا نقشه‌ای جامع از وضعیت کشور فراهم شود و سیاست‌گذاران را از واکنش‌های مقطعی برهاند.

تحقق این هدف در گرو تدوین پروتکل همکاری داده‌ای، ایجاد واحد تلفیق و ارزیابی داده‌های کلان، طراحی داشبورد سیاستی ریاست‌جمهوری و ترویج فرهنگ تصمیم‌سازی مبتنی بر شواهد است. در نهایت، قدرت تصمیم‌سازی در عصر جدید نه در انباشت داده‌ها بلکه در توان ترکیب هوشمندانه آن‌ها نهفته است و مرکز بررسی‌های راهبردی می‌تواند با ایفای این نقش، پیشران اصلی هوش راهبردی دولت در مواجهه با آینده باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا