ادعاهای هستهای؛ پوششی برای آرزوی سرنگونی ایران
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «ادعاهای هستهای؛ پوششی برای آرزوی سرنگونی ایران» نوشته جفری لوئیس (Jeffrey Lewis) در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که حملات اسرائیل به ایران نه صرفاً برای مهار برنامه هستهای، بلکه با هدف سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی انجام میشود و مسئله هستهای بهانهای برای توجیه این هدف سیاسی است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
مناقشه درباره برنامه هستهای ایران در حقیقت درباره چگونگی برخورد با خود جمهوری اسلامی است، نه صرفاً برنامه هستهای آن. برخی در اسرائیل و ایالات متحده معتقدند برنامه هستهای ایران تهدیدی امنیتی است و باید از طریق دیپلماسی، ایران را به توقف ساخت سلاح هستهای و حمایت از تروریسم واداشت تا تحریمها لغو شده و ایران به جامعه جهانی بازگردد. اما گروهی دیگر، از جمله بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ماهیت جمهوری اسلامی را غیرقابل اصلاح میدانند و معتقدند هر توافق دیپلماتیک، ایران را تقویت کرده و تحریمهایی که برای فلجکردن حکومت ضروری است، تضعیف میکند. این اختلافنظر حلنشدنی است و اقدامات اخیر اسرائیل نشان میدهد هدف نتانیاهو نه تخریب تأسیسات هستهای، بلکه سرنگونی حکومت ایران است.
ایران تا سال ۲۰۰۲ برنامه تسلیحات هستهای داشت که پس از افشا، طبق گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا، توسط آیتالله خامنهای متوقف شد، هرچند «تعلیق» توصیف دقیقتری است. ایران در سال ۲۰۱۵ به توافق هستهای (برجام) پیوست و تا ماه می سال ۲۰۱۹، حتی پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، به آن پایبند بود. اما پس از ناکامی مذاکرات برای بازگشت به توافق، ایران همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را کاهش داد. مدیرکل آژانس بهتازگی اعلام کرد که به دلیل عدم همکاری ایران، نمیتوان اطمینان داد برنامه هستهای این کشور صرفاً صلحآمیز است. ایران در پاسخ به قطعنامه آژانس که اقداماتش را نقض تعهدات پادمانی دانست، اعلام کرد سومین سایت غنیسازی زیرزمینی را راهاندازی کرده و سانتریفیوژهای جدیدی نصب خواهد کرد که تحت نظارت آژانس فعالیت میکنند.
حملات اخیر اسرائیل، برخلاف ادعاها، عمدتاً تأسیسات هستهای را هدف قرار نداده، بلکه مقامات ارشد نظامی ایران، از جمله محمد باقری، حسین سلامی، غلامعلی رشید، امیرعلی حاجیزاده و علی شمخانی را ترور کرده است. تنها حمله تأییدشده به تأسیسات هستهای در نطنز بود که به برخی ساختمانهای سطحی مانند کارخانه آزمایشی غنیسازی و تأسیسات تأمین برق آسیب رساند، اما بعید است سانتریفیوژهای زیرزمینی را نابود کرده باشد. تأسیسات فوردو که ایران در آن اورانیوم را تا ۶۰ درصد غنیسازی میکند، هدف قرار نگرفت. نتانیاهو این حملات را اقدامی پیشدستانه برای دفاع توصیف کرد، اما سخنرانیاش نشان داد هدف اصلی سرنگونی حکومت ایران است، نه صرفاً برنامه هستهای.
نتانیاهو ادعا کرد ایران اورانیوم کافی برای ۹ بمب اتمی تولید کرده و گامهایی برای تسلیحاتیکردن آن برداشته است، اما گزارشهای آژانس نشان میدهد ایران اورانیوم را بیش از ۶۰ درصد غنیسازی نکرده و برنامه تسلیحاتی فعلاً معلق است. جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز تأیید میکند که ایران از سال ۲۰۰۳ برنامه تسلیحاتی را از سر نگرفته، هرچند فشارهایی برای بازنگری دکترین هستهای وجود دارد. نتانیاهو از مسئله هستهای بهعنوان بهانهای برای توجیه حملات استفاده میکند و سخنرانیاش، که به ایرانیان وعده «آزادی» داد، نشاندهنده تمرکز بر تغییر حکومت است.
زمانبندی این حملات به حمایت ضمنی دولت ترامپ، که علاقهای به مهار اسرائیل ندارد، و نیازهای سیاسی داخلی نتانیاهو، از جمله به تأخیرانداختن پرونده فسادش، مرتبط است. اگر این حملات به سرنگونی حکومت منجر نشود، ایران ظرفیت هستهای خود را حفظ خواهد کرد. تجربه تاریخی نشان میدهد تغییر حکومت از طریق حملات هوایی بعید است. در این صورت، ایران ممکن است از پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای خارج شده و به ساخت سلاح هستهای روی آورد، بهویژه که حمایت چین و روسیه از تحریمهای جدید علیه ایران بعید است. توقف برنامه تسلیحاتی ایران در سال ۲۰۰۳ دلایل نامشخصی داشت، اما حملات اخیر ممکن است تصمیمگیران ایرانی را به سمت تسلیحات هستهای سوق دهد، بهویژه اگر احساس کنند سلاح هستهای میتوانست مانع چنین حملاتی شود. اگر حکومت ایران پابرجا بماند، اسرائیل باید این حملات را بارها تکرار کند، در حالی که ایران میتواند برنامه هستهای خود را بازسازی کند، مشابه آنچه نتانیاهو «چمنزنی» توصیف کرده است./ منبع



