خاورمیانهداخلینظام بین‌الملل و نهادها

دیپلماسی استانی؛ پیشران سیاست همسایگی ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دیپلماسی استانی؛ پیشران سیاست همسایگی ایران» به قلم مصطفی زندیه در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با تکیه بر تحولات ژئوپلیتیکی اخیر در آسیای مرکزی و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی، نشان می‌دهد که سیاست خارجی ایران نیازمند بهره‌گیری از ظرفیت‌های استانی به‌ویژه استان‌های مرزی برای تقویت پیوندهای اقتصادی، فرهنگی و ترانزیتی با همسایگان است. یادداشت تأکید دارد که «دیپلماسی استانی» می‌تواند به ابزاری مؤثر در خنثی‌سازی آثار تحریم‌ها و تحکیم سیاست «نگاه به شرق» بدل شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


در سال‌های اخیر، تحولات ژئوپلیتیکی جهانی از جمله جنگ اوکراین، رقابت قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی و روند شکل‌گیری نظم چندقطبی در اوراسیا، موقعیت ایران را در محیط پیرامونی‌ خود دگرگون ساخته است. در چنین شرایطی و با بازگشت تحریم‌های بین‌المللی، اتکا به ظرفیت‌های منطقه‌ای و تقویت تعاملات با همسایگان به ضرورتی راهبردی برای ایران تبدیل شده است. سیاست «دیپلماسی همسایگی» و بهره‌گیری از «دیپلماسی استانی» در این چارچوب، راهبردی برای خنثی‌سازی آثار تحریم‌ها و فعال‌سازی توانمندی‌های اقتصادی و فرهنگی در استان‌های مرزی است. این رویکرد به‌ویژه در خراسان رضوی و مشهد که پل ارتباطی ایران با شرق و شمال شرق آسیا محسوب می‌شوند، اهمیت ویژه دارد و می‌تواند در ارتقای روابط اقتصادی، فرهنگی و ترانزیتی کشور نقش محوری ایفا کند.

در محیط پررقابت آسیای مرکزی که اکنون عرصه جدال میان روسیه، چین، ترکیه، اتحادیه اروپا و آمریکا برای نفوذ اقتصادی و سیاسی است، ایران امکان بهره‌برداری از فرصت‌های ترانزیتی، انرژی، و فرهنگی را دارد. سفر اخیر ولادیمیر پوتین به تاجیکستان و تلاش مسکو برای حفظ نفوذ خود در این منطقه، نمونه‌ای از استمرار رقابت قدرت‌ها است. هم‌زمان، ایران می‌تواند با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود، با کشورهای آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان، چین، روسیه، هند، عراق و ترکیه پیوندهای گسترده‌تری برقرار کند. این کشورها هر یک در حوزه‌هایی چون انرژی، ترانزیت، فناوری و بازار مصرفی برای ایران ارزش راهبردی دارند. اتصال به آب‌های آزاد، توسعه راهگذرهای شمال-جنوب و چابهار-آسیای مرکزی و تقویت همکاری‌های علمی و فرهنگی، از محورهای اصلی این سیاست به‌شمار می‌روند.

در شرق ایران، همکاری با افغانستان و پاکستان اهمیت مضاعفی دارد، زیرا این دو کشور علاوه‌بر نقشی کلیدی در امنیت مرزها و مبارزه با قاچاق، می‌توانند مسیر پیوند ایران به جنوب آسیا شوند. توسعه بندر چابهار به‌عنوان نقطه اتصال ایران با آسیای جنوبی، بخش مهمی از راهبرد نگاه به شرق را شکل می‌دهد. در همین حال، روابط با چین، روسیه و هند پایه سه‌ضلعی قدرت‌های شرقی در سیاست خارجی ایران است که امکان موازنه‌سازی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های زیرساختی، انرژی و فناوری را فراهم می‌سازد. روابط با عراق و ترکیه نیز در محور غربی تداوم دارد و بستر تجارت، انرژی و مسیرهای ترانزیت به اروپا را تقویت می‌کند.

دیپلماسی استانی در این میان به‌معنای فعال‌سازی نقش استان‌های مرزی در تحقق اهداف سیاست خارجی است. ایجاد اتاق‌های بازرگانی مشترک، همکاری دانشگاهی، گسترش مناطق آزاد و مراکز لجستیکی در شهرهای مرزی، ابزارهایی هستند که می‌توانند این سیاست را تقویت کنند. برگزاری دومین همایش دیپلماسی استانی در مشهد با هدف شبکه‌سازی اقتصادی و علمی میان مشهد، دوشنبه و تاشکند، نشانه‌ای از حرکت در جهت عملیاتی‌سازی این راهبرد است. با وجود چالش‌هایی چون رقابت روسیه و چین در انرژی، فشار تحریم‌های ثانویه آمریکا و کمبود سرمایه‌گذاری داخلی، تقویت دیپلماسی چند‌لایه و مشارکت بخش خصوصی می‌تواند جایگاه ایران را در نظم جدید منطقه‌ای تثبیت کند. دوره پس‌گشت تحریم‌ها نه‌تنها تهدید، بلکه فرصتی برای بازتعریف راهبرد شرق‌گرایانه تهران و تقویت پیوندهای منطقه‌ای از مسیر دیپلماسی استانی است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا