امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

واکنش ایران، چین و روسیه به بازگشت احتمالی آمریکا به پایگاه بگرام

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «واکنش ایران، چین و روسیه به بازگشت احتمالی آمریکا به پایگاه بگرام» به قلم فاطمه امان در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله پیامدهای راهبردی اعلام دونالد ترامپ برای بازپس‌گیری پایگاه هوایی بگرام در افغانستان را بررسی می‌کند و معتقد است که این اقدام، افغانستان را به عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل کرده و امکان نظارت بر ایران، چین و روسیه را فراهم می‌آورد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


اعلام دونالد ترامپ برای بازگرداندن پایگاه بگرام به کنترل آمریکا، بحث درباره نقش این کشور در آسیای جنوبی و مرکزی را برانگیخته است. این پایگاه، نماد جنگ بیست‌ساله آمریکا در افغانستان، در ماه جولای ۲۰۲۱ طی خروج آشوبناک رها شد و طالبان ماه بعد قدرت را بازپس گرفت. بازگشت به بگرام، پرسش از نیت واشنگتن برای احیای گذشته یا پذیرش نقش جدید را مطرح می‌کند.

موقعیت بگرام اهمیت راهبردی آن را نشان می‌دهد: ‌یک‌هزار مایل از تهران، چهارصد مایل از سین‌کیانگ چین، و کمتر از هشت‌صد مایل از بندر گوادر، گره ابتکار کمربند و جاده چین. این پایگاه، واشنگتن را قادر به نظارت بر جاه‌طلبی‌های نظامی ایران و گسترش اقتصادی-امنیتی چین می‌سازد. بگرام دیگر صرفاً برای ضدتروریسم نیست، بلکه عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ است.

بگرام در دهه ۱۹۵۰ ساخته شد و در جنگ شوروی-افغانستان، مرکز فعالیت نظامی شوروی بود. پس از سال ۲۰۰۱، با دو باند، آشیانه‌های مستحکم و سامانه‌های نظارتی پیشرفته، گسترش یافت و به یکی از توانمندترین پایگاه‌های آمریکا تبدیل شد. برخلاف پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس که در تیررس موشک‌های ایران‌اند، بگرام امنیت و استقلال بیشتری ارائه می‌دهد و دید مستقیمی بر شرق ایران، غرب چین و حوزه نفوذ روسیه فراهم می‌کند.

برای ایران، بازگشت آمریکا به بگرام نگران‌کننده است. تهران، متمرکز بر دفاع غربی، مرز شرقی‌اش را آسیب‌پذیر می‌بیند، جایی که سیستان و بلوچستان با گروه‌هایی مانند جیش‌العدل ناآرام است. پیش از سال ۲۰۲۱، بگرام ضدتروریستی تلقی می‌شد، اما اکنون، با تنش‌های فزاینده آمریکا-ایران و همکاری نزدیک آمریکا-اسرائیل، پهپادها و هواپیماهای نظارتی آمریکا می‌توانند فعالیت‌های سپاه، قاچاق و سایت‌های موشکی را رصد کنند. این پایگاه، دفاع ایران را تحت فشار قرار داده و در بحران هسته‌ای احتمالی، سکویی امن برای جمع‌آوری اطلاعات و عملیات ویژه فراهم می‌کند.

بگرام روابط ایران با طالبان را پیچیده می‌کند. ایران از سال ۲۰۲۱ روابط عمل‌گرایانه‌ای با طالبان برقرار کرده، سوخت تأمین می‌کند و نفوذ در غرب افغانستان را می‌جوید. حضور آمریکا، طالبان را وادار به توازن میان واشنگتن و تهران می‌نماید و قدرت ایران از طریق گروه‌هایی مانند لشکر فاطمیون را کاهش می‌دهد.

چین، افغانستان و پاکستان را برای کریدور اقتصادی چین-پاکستان حیاتی می‌بیند. در ماه آگوست ۲۰۲۵، چین و طالبان برای همکاری معدنی و الحاق افغانستان به ابتکار کمربند و جاده مذاکره کردند. بگرام امکان رصد عملیات چین در سین‌کیانگ و گوادر را به آمریکا می‌دهد، پکن را وادار به هزینه بیشتر برای تأمین منافعش می‌کند و روابط رو به رشد ایران-چین را زیر نظر می‌گیرد.

روسیه، با به‌رسمیت شناختن طالبان در تابستان سال ۲۰۲۵، نفوذ عظیمی بر کابل دارد. مسکو می‌تواند با فشار بر مسیرهای تجاری شمالی یا لغو به‌رسمیت‌شناسی، طالبان را کنترل کند. گروه داعش خراسان، تهدیدی برای منطقه، به روسیه اجازه می‌دهد بی‌ثباتی را به بازگشت آمریکا نسبت دهد و خود را تثبیت‌کننده نشان دهد. مسکو ممکن است با چین و ایران هماهنگ شود، جناح‌های مخالف طالبان را تشویق کند یا از طریق عملیات سایبری، واشنگتن را تضعیف نماید.

هند محتاطانه واکنش نشان می‌دهد، از نفوذ چین و پاکستان نگران است اما علناً از آمریکا حمایت نمی‌کند. بازسازی بگرام زمان‌بر است: تأمین امنیت دو تا شش هفته، تعمیرات دو تا سه ماه، و حضور کامل اطلاعاتی سه تا چهار ماه نیاز دارد. بحث ایجاد پایگاه سبک شش ماه و تبدیل شدن به قطب کامل هشت تا دوازده ماه طول می‌کشد. رقبا فرصت‌های مداخله دارند و ریسک‌های داخلی طالبان و بی‌ثباتی ناشی از داعش بالاست.

بازگشت به بگرام، جبهه شرقی برای ایران، تهدیدی برای تجارت چین، و چالش برای نفوذ روسیه ایجاد می‌کند. این پایگاه تعادل قدرت در اوراسیا را شکل می‌دهد و موفقیتش به دیپلماسی و عزم سیاسی آمریکا بستگی دارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا