اقتصاد و تجارتخاورمیانه

جغرافیای روبه‌گسترش هزینه‌های جنگ آمریکا و ایران؛ از هرمز تا اروپا و آسیا

درگیری نظامی در خلیج فارس، شوک پرهزینه‌ای به بازار جهانی انرژی، زنجیره تأمین و اعتماد راهبردی متحدان واشنگتن وارد کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، پژوهشی با عنوان «جغرافیای روبه‌گسترش هزینه‌های جنگ آمریکا و ایران؛ از هرمز تا اروپا و آسیا» به قلم فرید بلحاج (Ferid Belhaj) در مؤسسه خاورمیانه (Middle East Institute) منتشر شده است. این پژوهش استدلال می‌کند که هرچند تصمیم به آغاز جنگ توسط قدرت‌های نظامی گرفته می‌شود، اما بار سنگین اقتصادی و تورمی آن بر دوش کشورها و شهروندانی می‌افتد که هیچ نقشی در شروع درگیری نداشته‌اند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

جنگ‌ها را دارندگان قدرت نظامی آغاز می‌کنند، اما هزینه‌های آن‌ها بیش از پیش بر دوش بازیگران و جوامعی تحمیل می‌شود که هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌های جنگی نداشته‌اند. تقابل نظامی آمریکا و ایران این عدم توازن را به روشن‌ترین شکل به نمایش گذاشته و نشان داده است که در اقتصاد درهم‌تنیده امروز، تصمیمات جنگی ملی هستند، اما پیامدهای اقتصادی آن‌ها دیگر در مرزهای ملی محدود نمی‌مانند.

کانون اصلی این بحران تنگه هرمز است؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ، حدود یک‌پنجم نفت جهان، بیش از یک‌چهارم گاز طبیعی مایع (LNG) و یک‌سوم تجارت جهانی کودهای شیمیایی از آن عبور می‌کرد. با شروع درگیری‌ها در اواخر فوریه، تردد کشتی‌ها تقریباً متوقف شد و با ازسرگیری حملات در ماه اکتبر، صادرات نفت خام از این مسیر به حدود ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز، یعنی ۷۴ درصد سطح پیش از جنگ، کاهش یافت. آسیب به تأسیسات تولید و ناامنی مسیرهای دریایی، جنگ را به شوکی جهانی در حوزه انرژی، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین تبدیل کرد.

توزیع این خسارت‌ها در جهان بسیار نابرابر بوده است. اروپا که پس از بحران‌های پیشین با احداث پایانه‌های LNG به بازار جهانی گاز وابسته‌تر شده بود، بار دیگر در برابر نوسانات تنگه هرمز آسیب‌پذیر شد و صندوق بین‌المللی پول هزینه تجمعی این شوک را حدود ۰.۵ درصد تولید ناخالص داخلی منطقه یورو طی دو سال برآورد کرد. در حالی که کشورهای ثروتمند اروپایی این بحران را در قالب تورم بالاتر و دشواری در تنظیم نرخ بهره تجربه می‌کنند، کشورهای کم‌درآمد در جنوب آسیا و آفریقا با ناتوانی در تأمین سوخت و کود شیمیایی روبه‌رو شده‌اند. هم‌زمان، چین با تکیه بر ذخایر راهبردی و تغییر الگوی خرید خود تلاش کرده است از بدترین پیک‌های قیمتی عبور کند.

ایالات متحده نیز با وجود استقلال نسبی در تولید انرژی، از پیامدهای داخلی این جنگ در امان نمانده است. در حالی که تولیدکنندگان نفت شیل و صادرکنندگان LNG آمریکا از افزایش قیمت‌ها سود برده‌اند، شهروندان عادی، وام‌گیرندگان و مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه آن را از طریق گرانی سوخت دیزل، افزایش هزینه حمل‌ونقل کالاها و فشارهای تورمی می‌پردازند؛ موضوعی که به یک چالش سیاسی مستقیم برای واشنگتن تبدیل شده است. در سوی دیگر، اقتصاد ایران که پیش از جنگ نیز با تورم بالای ۴۶ درصدی در ماه فوریه و افت ارزش پول ملی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، با تخریب زیرساخت‌ها و برآورد خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری در چهل روز نخست درگیری‌ها روبه‌رو شده است.

در نهایت، حتی اگر چاه‌های نفت بازسازی شوند و تجارت دریایی به حالت عادی بازگردد، بازسازی اعتماد به ترتیبات امنیتی و سیاسی موجود بسیار دشوار خواهد بود. تحمیل هزینه‌های ناخواسته به شرکایی که در آغاز جنگ طرف مشورت نبوده‌اند، کشورهای خلیج فارس را به سمت ترتیبات امنیتی مکمل و اروپا را به سوی پیگیری جدی‌تر استقلال راهبردی سوق می‌دهد. قدرت نظامی هنوز تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند جنگ به راه بیندازد، اما دیگر نمی‌تواند تعیین کند چه کسی صورت‌حساب آن را بپردازد./ منبع

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا