امنیت و دفاعخاورمیانه

چرا شورای همکاری خلیج فارس در حال یادگیریِ هم‌زیستی با ایران است؟

کشورهای حاشیه خلیج فارس، در حال هماهنگی با ایران برای برقراری امنیت هستند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا شورای همکاری خلیج فارس در حال یادگیریِ هم‌زیستی با ایران است؟»، نوشته پیمان صالحی (Peiman Salehi)، در کریدل (Cradle) منتشر شده است. تغییر رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به ایران و گذار از سیاست‌های تقابلی به سمت مدیریت ریسک و هم‌زیستی قابل‌توجه است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

گفتمان امنیتی منطقه به‌طور فزاینده‌ای بر این ایده متمرکز شده است که ایران، با وجود تضعیف‌شدن ناشی از درگیری‌های طولانی و فشارهای اقتصادی، همچنان یک بازیگر اجتناب‌ناپذیر و ماندگار در خلیج فارس و غرب‌آسیا است. تلاش‌ها برای مهار یا حذف ایران از نظم منطقه‌ای، به‌ویژه پس از آنکه درگیری‌های اخیر آسیب‌پذیری‌ها و در عین حال ظرفیت مداوم ایران برای تأثیرگذاری بر پویایی‌های منطقه را نشان داد، اعتبار خود را از دست داده است. استدلال مرکزی این است که ایران را نمی‌توان از معادله ژئوپلیتیک حذف کرد و در نتیجه، باید آن را در درون همین معادله مدیریت کرد.

یک تحول کلیدی در این زمینه، ظهور بحث‌هایی پیرامون یک چارچوب احتمالی عدم تجاوز بین شورای همکاری خلیج فارس و ایران است. اگرچه هیچ مذاکره رسمی یا فرآیند دیپلماتیک ساختاریافته‌ای تأیید نشده، اما این ایده منعکس‌کننده تغییری در تفکر راهبردی کشورهای حوزه خلیج فارس است. به جای پیگیری سیاست‌های هدف‌گذاری شده برای انزوا یا فروپاشی نقش منطقه‌ای ایران، برخی بازیگران منطقه‌ای به نظر می‌رسد در حال بازنگری رویکردهایی مبتنی بر هم‌زیستی و کاهش ریسک هستند. این تغییر با درس‌هایی از پویایی‌های جنگ اخیر مرتبط است که نشان داد رویارویی مستقیم میان ایران، اسرائیل و آمریکا می‌تواند به سرعت کل منطقه، از جمله مسیرهای مهم دریایی مانند تنگه هرمز را بی‌ثبات کند.

تاب‌آوری ایران در طول و پس از درگیری نقش مهمی در این ارزیابی مجدد دارد. با وجود فشارهای مداوم نظامی، اقتصادی و سیاسی، ایران تداوم دولتی خود را حفظ کرده، ساختارهای اصلی نظامی را نگه داشته و به اعمال نفوذ در چندین عرصه منطقه‌ای ادامه داده است. اگرچه جایگاه آن در برخی حوزه‌ها تضعیف شده، اما فرو نپاشیده و از رقابت منطقه‌ای عقب‌نشینی نکرده است. در عوض، توانایی خود برای تحمیل هزینه بر مخالفان از طریق ابزارهای نامتقارن، به‌ویژه شبکه‌های نفوذ منطقه‌ای و نقاط فشار غیرمستقیم را حفظ کرده است.

بنابراین، مفهوم «مهار» به عنوان رویکردی که کارایی آن به طور فزاینده‌ای محدود است، ارائه می‌شود. فرضیات قبلی منطقه‌ای بر این باور بودند که تحریم‌های پایدار، فشار دیپلماتیک و همسویی با قدرت‌های خارجی در نهایت نفوذ ایران را کاهش می‌دهد یا باعث بی‌ثباتی داخلی می‌شود. با این حال، تحولات اخیر نتیجه پیچیده‌تری را نشان می‌دهد که در آن ایران حتی تحت فشار شدید، به طور ساختاری در سیاست منطقه‌ای ریشه‌دار باقی می‌ماند.

ابهام پیرامون هرگونه چارچوب پیشنهادی نیز چشم‌انداز آن را پیچیده می‌کند. سوالات کلیدی از جمله ساختارهای مشارکت، مکانیسم‌های اجرایی و نقش بازیگران خارجی یا کشورهای منطقه‌ای همسو حل‌نشده باقی مانده‌اند. یکی از نگرانی‌های عمده برای ایران، مشارکت ضمنی یا غیرمستقیم اسرائیل از طریق شراکت‌های آن با برخی کشورهای منطقه‌ای است. این امر تردیدهایی را ایجاد می‌کند که آیا چنین چارچوبی واقعاً هدفش تنش‌زدایی است یا به عنوان مکانیسمی برای محدود کردن نفوذ ایران در حالی که همسویی‌های امنیتی موجود را حفظ می‌کند، عمل خواهد کرد.

در میان خود کشورهای خلیج فارس نیز احتیاط همچنان قابل توجه است. در حالی که تمایل به کاهش ریسک جنگ منطقه‌ای و تنوع بخشیدن به ترتیبات امنیتی وجود دارد، حساسیت‌هایی نسبت به روابط با شرکای امنیتی سنتی، به ویژه آمریکا، وجود دارد. پیشبرد عمومی یک معماری امنیتی جدید منطقه‌ای با حضور ایران می‌تواند اصطکاک دیپلماتیک ایجاد کند یا به عنوان تغییری از اتحادهای تثبیت‌شده تعبیر شود.

بازیگران اروپایی نیز به طور فزاینده‌ای از ابتکارات با هدف ثبات در منطقه حمایت می‌کنند. تشدید درگیری، نگرانی‌ها در اروپا را در مورد امنیت انرژی، ثبات مسیرهای تجاری و پیامدهای گسترده‌تر اقتصادی جهانی تقویت کرده است. در نتیجه، علاقه فزاینده‌ای به مکانیسم‌هایی وجود دارد که می‌تواند احتمال جنگ گسترده منطقه‌ای را کاهش دهد. در نهایت، گفتمان منطقه‌ایِ در حال ظهور، منعکس‌کننده حرکتی تدریجی از مدل‌های تقابل دوتایی به سمت رویکردهای عمل‌گرایانه‌تر است. به جای تلاش برای حذف نفوذ ایران یا ادغام کامل آن در یک سیستم واحد منطقه‌ای، تمرکز به طور فزاینده‌ای بر محدود کردن تشدید تنش، مدیریت کانال‌های درگیری و جلوگیری از جنگ مستقیم و گسترده است. این تحول نشان‌دهنده گذاری بالقوه در ژئوپلیتیک غرب‌آسیا به سمت تعادلی پیچیده‌تر اما احتمالاً باثبات‌تر است که بر پایه رقابت مدیریت‌شده استوار است، نه مهار یا تقابل مطلق./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا