بریکس گسترشیافته؛ شکلدهنده نظم جهانی؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بریکس گسترشیافته؛ شکلدهنده نظم جهانی؟» در مؤسسه امور بینالملل آفریقای جنوبی (SAIIA) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که آیا گسترش بریکس به نمایندگی از جنوب جهانی و افزایش نفوذ اقتصادی و جمعیتی آن، تلاشی برای بازسازی نظم بینالمللی است یا واکنشی به پویاییهای قدرت موجود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
گسترش عضویت در بریکس از پنج کشور اولیه (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) به ۱۰ کشور، شامل مصر، اتیوپی، ایران، امارات و اندونزی تا اوایل سال ۲۰۲۵، هدف این گروه برای نمایندگی جنوب جهانی و تقویت نفوذ اقتصادی و جمعیتی آن در ایجاد نهادهای جایگزین را تقویت کرده است. این گروه اکنون نزدیک به نیمی از تولید ناخالص داخلی و جمعیت جهان را در بر میگیرد. با این حال، اهداف بریکس همچنان مبهم است، زیرا این گروه بهطور همزمان خواستار اصلاح نهادهای جهانی، ایجاد گزینههای موازی، حمایت از چندجانبهگرایی و به چالشکشیدن رهبری غرب (بهویژه آمریکا) در این حوزه و ترویج حاکمیت فراگیر، اما اغلب با کنارگذاشتن قدرتهای سنتی است.
این تناقضها با گسترش بریکس تشدید شده و پرسشهایی درباره نقش و نفوذ این گروه در امور جهانی مطرح کرده است. آیا بریکس واکنشی به ساختارهای قدرت موجود و بهدنبال سازگاری با چارچوبهای کنونی است، یا نیرویی فعال برای بازسازی نظم جهانی بر اساس دیدگاه خود؟ بهتعبیری، آیا بریکس بهدنبال کسب جایگاهی در میز حاکمیت جهانی موجود است یا قصد دارد رستورانی جدید با منو و قوانین خود افتتاح کند؟ بریکسِ شکلگرفته توسط نظم موجود، گروهی اصلاحطلب خواهد بود که مشروعیت نهادهای کنونی را میپذیرد و شاید با عقبنشینی قدرتهای سنتی، نقش رهبری بیشتری بر عهده گیرد. اما بریکسِ شکلدهنده نظم جهانی، پیشنهادی تحولآفرین ارائه میدهد که مبانی حاکمیت غربی را به چالش کشیده و مسیرهای جایگزینی برای همکاری بینالمللی پیشنهاد میکند.
زمانبندی این گسترش اهمیت آن را دوچندان کرده است. در آوریل ۲۰۲۵، وزرای خارجه بریکس بر تقویت چندجانبهگرایی تأکید کردند، در حالی که آمریکا با دستورات اجرایی از نهادهای بینالمللی کلیدی خارج شد. این امر تناقض بیسابقهای ایجاد کرده است، بدین معنا که در حالی که آمریکا از نهادهایی که خود ایجاد کرده عقبنشینی میکند، قدرتهای نوظهور از طریق بریکس، چندجانبهگرایی را به شیوه خود دنبال میکنند. گسترش عضویت این سوال را پررنگتر کرده که آیا وزن اقتصادی و جمعیتی افزودهشده به بریکس، به قدرت تنظیم دستور کار جهانی تبدیل میشود یا صرفا صدایی بلندتر در چارچوبهای موجود فراهم میکند.
آیا گسترش بریکس تلاشی واقعی برای بازسازی نظم جهانی است یا واکنشی عملگرایانه به تغییرات پویاییهای قدرت. به نظر میرسد باید به نوآوریهای نهادی فعال که نشاندهنده جاهطلبیهای تحولآفرین است و سازگاریهای واکنشی که حاکی از پذیرش محدودیتهای موجود است، بیشتر پرداخته شود. بررسی عوامل مختلف نشان میدهد که بریکس در دوراهی انتخاب بین اصلاحگرایی و تحولآفرینی قرار دارد و انتخاب آن پیامدهای عمیقی برای آینده همکاریهای بینالمللی خواهد داشت./ منبع



