آیا قدرت نرم آمریکا قابل نجات است؟
چالشهای قدرت نرم ایالات متحده در دوران ترامپ، تضعیف نهادهای کلیدی آمریکا و اثرات آن بر نفوذ جهانی، کاهش اعتبار ایالات متحده در عرصه بینالمللی و بحرانهای داخلی این کشور.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا قدرت نرم آمریکا قابل نجات است؟» به قلم سئونگون لی (Seongeun Lee) در آسیا تایمز (Asia Times) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل چالشهای فعلی قدرت نرم ایالات متحده و تهدیداتی که آن را تضعیف میکنند، میپردازد و بهویژه از آسیبهای ناشی از سیاستهای داخلی و تغییرات نهادهای کلیدی کشور میگوید. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
ایالات متحده مدتهاست که بهعنوان قدرت نرم پیشرو در جهان شناخته میشود. در دوران جنگ سرد، جذابیت جهانی فرهنگ عامه آمریکایی بهعنوان ابزارهای تأثیرگذاری و تبلیغاتی قدرتمند عمل میکرد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دموکراسی و کاپیتالیسم آمریکایی بهعنوان مدلهای غالب سیاسی و اقتصادی ظهور کردند و نفوذ جهانی واشنگتن را مشروعیت بخشیدند. امروزه فیلمهای هالیوودی در سینماهای سراسر جهان بهنمایش در میآیند، موسیقی آمریکایی مرزها را درنوردیده و دانشگاههای ایالات متحده دانشجویان برتر از سراسر جهان را جذب میکنند. اما این سلطنت بیچونوچرا اکنون نشانههایی از تحلیل را نشان میدهد.
دادههای اخیر نشان میدهند که محبوبیت جهانی ایالات متحده بهطور چشمگیری کاهش یافته است و همان نهادهایی که پیش از این پایهگذار قدرت نرم این کشور بودند، اکنون شروع بهضعیف شدن کردهاند. قدرت نرم بهتوانایی یک کشور در تأثیرگذاری بر دیگران بدون اتکا به نیروی نظامی یا اجبار اقتصادی اشاره دارد. در حالی که اجبار و پرداخت سعی دارند رفتار را از طریق زور یا مشوقها تغییر دهند، قدرت نرم از طریق شکلدهی به ترجیحات دیگران عمل میکند. برای ایالات متحده، شکوفایی اقتصادی، جذابیت فرهنگی و دانشگاههای ممتازش همواره تحسین جهانی را بهدنبال داشته است. ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر که این کشور ترویج میکند، همچنین برنامههای کمکهای خارجی آن که مرجعیت اخلاقی ایالات متحده را تقویت میکند، نقش مهمی ایفا کردهاند. این عناصر در کنار یکدیگر اساس رهبری آمریکا را تشکیل داده و مشروعیت نفوذ آن در سطح جهانی را فراهم کردهاند.
با این حال، قدرت نرم ایالات متحده هرگز ثابت نبوده است. اگرچه این کشور معمولاً نفوذ قوی داشته است، اما قدرت نرم آن در پاسخ به تغییرات سیاست خارجی نوسان کرده است. بهویژه زمانی که اقدامات ایالات متحده از سوی جامعه بینالمللی بهعنوان یکجانبه یا غیرمعتبر تلقی شده است، قدرت نرم این کشور آسیب دیده است. جنگ ویتنام بهشدت محکوم شد و مرجعیت اخلاقی آمریکا را تضعیف کرد. حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، که بدون حمایت وسیع بینالمللی صورت گرفت، مشروعیت ایالات متحده را در خارج از کشور خدشهدار کرد. به تازگی، خروج ایالات متحده از توافقات چندجانبه نظیر توافق پاریس، اعتماد به قابلیت اعتماد واشنگتن را کاهش داده است. با این حال، در هر یک از این موارد، قدرت نرم آمریکا در نهایت با تغییر سیاستها و تحول در ادراکات احیا شده است.
اما اکنون چالش متفاوتی پیش رو است. شدت اختلالات در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ بیسابقه است. او با متوقف کردن کمکهای خارجی برای ۹۰ روز شروع کرد و سپس آژانس کمکهای بینالمللی ایالات متحده (USAID) را منحل کرد و برنامههایی را که نماد تعهد آمریکا به توسعه جهانی بودند، قطع کرد. او بودجه رسانههای آمریکا، از جمله صدای آمریکا، را کاهش داد و پلتفرمهایی را که دیدگاه واشنگتن را در خارج از کشور بازتاب میدادند، تضعیف کرد. همچنین او تعرفههای سنگینی بر واردات از همپیمانان و رقبای ایالات متحده اعمال کرد و روابط حیاتی برای همکاری جهانی را تحت فشار قرار داد.
همچنین آموزش عالی را با تعلیق بودجههای فدرال برای دانشگاههای برتری مانند هاروارد مختل کرد و اقدامات گسترده اخراج مهاجران باعث ایجاد جنجال شد. بهطور کلی، این اقدامات اعتبار ایالات متحده را آسیب زد و نهادهایی را که قدرت نرم این کشور را تقویت میکنند، تضعیف کرد. بهطور مسلم، برخی از این سیاستها ممکن است موقتی باشند و با تعدیلهای آینده سیاستها، ادراکات جهانی ممکن است بهبود یابد. اما خطر اصلی در تحلیل نهادهایی است که قدرت آمریکا را تقویت میکنند.
برخلاف سیاستها، نهادها بهسرعت قابل بازسازی نیستند. هنگامی که این نهادها از بین میروند، بازسازی آنها سالها منابع و تلاش میطلبد و حتی در آن صورت، احیای اعتماد بینالمللی چالش بزرگی خواهد بود. در نهایت، قدرت نرم بستگی به اعتبار، ثبات و نهادهایی دارد که ارزشهای پایدار را فراتر از دورههای سیاسی فوری تجسم میکنند. صدای آمریکا و رسانههای مشابه سالها آرمانهای دموکراتیک را به جوامعی که آزادی مطبوعات محدودی دارند، منتقل کردهاند. دانشگاههایی مانند هاروارد نماد برتری علمی هستند و همچنان جذبکننده رهبران آینده جهانی باقی ماندهاند.
تضعیف این نهادها نهتنها نفوذ آمریکا در خارج از کشور را تضعیف میکند بلکه مشروعیت رهبری جهانی آن را نیز آسیب میزند. سلطنت قدرت نرم ایالات متحده در معرض خطر است. در گذشته، نفوذ آمریکا حتی با خطاهای سیاستی و اقدامات یکجانبهای که مخالف نظر جهانی بودند، دوام آورد. اما امروز، تهدید ساختاری است و نهادهایی را که قدرت نرم ایالات متحده را تقویت میکنند، بهتدریج نابود میکند. اگر واشنگتن بهتضعیف نهادهایی که پایهگذار قدرت نرم آمریکاست ادامه دهد، با فروپاشی سلطنت آمریکا در این عرصه روبهرو خواهد شد. اگر این فروپاشی رخ دهد، بازسازی نفوذ ایالات متحده نه تنها بسیار پرهزینه خواهد بود بلکه ممکن است غیرممکن باشد./ منبع



