این جنگ تجاری چگونه پایان مییابد
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «این جنگ تجاری چگونه پایان مییابد» که بهقلم امیلی کیلکریس (Emily Kilcrease)، و جفری گرتز (Geoffrey Gertz)، در مجله فارن افرز (Foreign Affairs)، منتشر شده است، به این موضوع میپردازد که تعرفههای گسترده دونالد ترامپ، گرچه آشوبناک و زیانبار، فرصتی برای بازسازی نظام تجارت جهانی ایجاد کرده است؛ به شرطی که آمریکا با تمرکز بر اهداف مشخص، مذاکرات منسجم با متحدان و کاهش وابستگی به چین، نظمی جدید مبتنی بر همکاری با کشورهای همفکر طراحی کند. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
دونالد ترامپ در ۲ آوریل ۲۰۲۵ که آن را «روز آزادسازی» نامید، در باغ رز کاخ سفید برنامهای از تعرفههای گسترده برای «متعادلسازی» تجارت آمریکا اعلام کرد. این تعرفههای سنگین، بازار سهام را متزلزل کرد، داراییهای آمریکایی را تضعیف نمود، برخی جمهوریخواهان را به انتقاد واداشت، و خشم دیپلماتیک جهانی را برانگیخت. پس از یک هفته فشار، ترامپ تعرفههای خاص کشوری را برای ۹۰ روز متوقف کرد، که شرکای خارجی را به تکاپو برای مذاکره معافیت انداخت. احکام دادگاههای آمریکا درباره غیرقانونی بودن برخی تعرفهها، به عدم قطعیت افزود. این سیاستهای تجاری آشوبناک، رشد را کند، قیمتها را بالا برده، و پیشبینیهای تاریکی برای اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.
با این حال، ترامپ در تأکید بر نیاز به بازنگری نظام تجارت جهانی بیراه حرف نمیزند. بیاعتمادی به تجارت آزاد در هر دو حزب آمریکا رشد کرده، و دولتها در جهان برای حفاظت از منافع ملی، مداخله اقتصادی را افزایش دادهاند. نظام تجارت جهانی تحت رهبری آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، فرسوده شده است. بازگشت به دوران تجارت آزاد محض ممکن نیست، زیرا تغییرات ژئوپلیتیکی آن را ناپایدار کردهاند. به جای مقاومت، شرکای تجاری باید از این آشوب برای بازسازی نظم جهانی استفاده کنند.
نظام پساجنگ، با نهادهایی مانند توافق عمومی تعرفهها و تجارت (GATT) و سازمان تجارت جهانی (WTO)، ثبات اقتصادی و سیاسی، جریان تجارت و سرمایهگذاری، و مکانیزمهای حقوقی برای حل اختلافات را تضمین کرد. اما آمریکا دیگر تنها ابرقدرت نیست. چین، بزرگترین تاجر کالای جهان، با نقض اصول بازار، اصطکاک اقتصادی ایجاد کرده و از رشد اقتصادی برای تقویت نظامی و جاهطلبیهای سرزمینی در هند-آرام بهره برده است. همهگیری کرونا و دیگر بحرانها، آسیبپذیریهای وابستگی اقتصادی را آشکار کرد. نظام کنونی که بر اصل «ملت بِهخواه» و تجارت غیرتبعیضآمیز تأکید دارد، با واقعیتهای ژئوپلیتیکی -تقویت امنیت با متحدان و کاهش ریسک با رقبا- ناهمخوان است.
ترامپ با تعرفههایش، آمریکا را به قدرتی تجدیدنظرطلب تبدیل کرده که نظم اقتصادی را متلاشی میکند. اما این آشوب میتواند سازنده باشد. شبیهسازی جنگ تجاری توسط مرکز امنیت نوین آمریکا نشان داد که تعرفههای سنگین، شرکای تجاری (کانادا، مکزیک، اروپا) را به مذاکره با آمریکا وامیدارد و نه اتحاد علیه آن، زیرا بازار آمریکا حیاتی است. چین در این شبیهسازی نتوانست جایگزین آمریکا شود، و بسیاری از اقتصادهای پیشرفته با آمریکا علیه چین همسو شدند. در واقعیت، چین خود را حامی تجارت مبتنی بر قوانین معرفی میکند، اما کشورها از سیل صادرات ارزان آن هراس دارند.
برای موفقیت، ترامپ باید از تعرفهها بهعنوان اهرم برای اهداف مشخص استفاده کند، نه ابزار چندمنظوره برای صنعتیسازی، کاهش کسری تجاری، یا درآمدزایی. مشکل اصلی، بیاعتمادی شرکا به تعهدات آمریکا است، زیرا ترامپ حتی توافق آمریکا-مکزیک-کانادا (USMCA) را که خود امضا کرد، نقض کرده است. اقدامات شتابزده او، مانند تعرفه بر جزایر هرد و مکدونالد (محل زندگی پنگوئنها)، ناشی از بیبرنامگی است. برای بازسازی اعتبار، دولت باید از ابزارهای قانونی مانند ماده ۳۰۱ قانون تجارت ۱۹۷۴ (برای مقابله با رویههای ناعادلانه) یا ماده ۲۳۲ قانون توسعه تجارت (برای امنیت ملی) استفاده کند، که نیازمند تحقیقات و نظرات عمومی است و پیامدهای ناخواسته را کاهش میدهد.
ترامپ باید انتظارات از متحدان را شفاف کند. ابهام کنونی، مذاکرات را مختل کرده است. او باید از اذیت متحدان دست بکشد و مذاکراتی منسجم را پیش ببرد. فشارهای خارجی -دادگاهها، کنگره، نارضایتی مصرفکنندگان از تورم، و وحشت دارندگان اوراق قرضه- ممکن است او را به اعتدال سوق دهند. بدون رویکردی منظم، شرکا ممکن است منتظر پایان دوره ترامپ بمانند تا مذاکره کنند.
نظم جدید باید اصل عدم تبعیض را کنار بگذارد و تجارت ترجیحی بین دموکراسیها را بپذیرد. آمریکا باید با چین در بخشهای غیراستراتژیک (کشاورزی، تولید ارزان) تجارت کند، اما در فناوریهای حساس (تراشه، دارو) با تعرفههای هدفمند و سرمایهگذاری داخلی، وابستگی را کاهش دهد. برای جبران، آمریکا باید با متحدان (اروپا، کانادا، ژاپن) ادغام اقتصادی را تعمیق بخشد، کنترل صادرات و امنیت داده را هماهنگ کند، و با بیشتولیدی و رویههای ناعادلانه چین مقابله نماید. این نظم شامل سه لایه است: ادغام عمیق با متحدان، تجارت مبتنی بر قوانین با اکثر کشورها، و کاهش ریسک با رقبا. توافقهای ۹۰روزه باید چارچوبی برای قوانین الزامآور باشند، نه هدف نهایی. شرکای تجاری باید این آشوب را فرصتی برای ساخت نظمی پایدارتر ببینند. / منبع



