اوضاع برای جریان ماگا در واشنگتن میتواند بدتر هم بشود؛ و این دقیقاً بخشی از نقشه ترامپ است
ترامپ با معرفی گزینههای بحثبرانگیز، مخالفان را به پذیرش نامزدهایش وادار میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اوضاع برای جریان ماگا در واشنگتن میتواند بدتر هم بشود؛ و این دقیقاً بخشی از نقشه ترامپ است» نوشته جیم نیول (Jim Newell) در اسلیت (Slate)، به بررسی شیوه مدیریت سیاسی دونالد ترامپ در انتصاب مقامهای ارشد، تحولات کنگره و تغییر آرایش نیروهای سیاسی آمریکا میپردازد و استدلال میکند که ایجاد هراس از گزینههای رادیکالتر، به ابزاری برای پیشبرد دستورکار سیاسی دولت تبدیل شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دولت دونالد ترامپ در دور جدید ریاستجمهوری، راهبردی را در پیش گرفته که بر اساس آن، معرفی نامزدهای جنجالی برای مناصب کلیدی به ابزاری برای کاهش مقاومت سیاسی در کنگره تبدیل شده است. در این الگو، مخالفان با این تصور روبهرو میشوند که رد یک گزینه، زمینه را برای معرفی فردی تندروتر فراهم خواهد کرد؛ در نتیجه، بخشی از مخالفتها بهتدریج جای خود را به پذیرش نامزدهایی میدهد که در شرایط عادی نیز با انتقادهای گسترده مواجه بودند.
نمونه این رویکرد در روند بررسی صلاحیت برخی نامزدهای دولت برای تصدی سمتهای مهم امنیتی و قضایی مشاهده میشود. با وجود انتقادها نسبت به سوابق، عملکرد و مواضع سیاسی این افراد، فضای حاکم بر سنا بهگونهای شکل گرفته که بسیاری از قانونگذاران، گزینههای موجود را در مقایسه با سناریوهای احتمالی آینده کمهزینهتر ارزیابی میکنند. این وضعیت، نقش نظارتی سنا بر انتصابهای ریاستجمهوری را تا حدی تحت تأثیر قرار داده و موازنه سنتی میان قوه مجریه و مقننه را دستخوش تغییر کرده است.
همزمان، تحولات کنگره نشاندهنده تغییرات قابلتوجهی در مواضع دو حزب درباره برخی پروندههای مهم سیاست خارجی است. رأیگیری درباره کاهش کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل، هرچند به تصویب نرسید، اما حمایت اکثریت نمایندگان دموکرات از این پیشنهاد، بیانگر تغییر محسوس رویکرد این حزب نسبت به سیاستهای اسرائیل و جنگ غزه است. این تحول میتواند بر جهتگیری آینده سیاست خارجی آمریکا، بهویژه در صورت تغییر موازنه قدرت در کنگره، تأثیرگذار باشد.
در عرصه داخلی نیز رقابتهای انتخاباتی سنا در ایالتهایی مانند میشیگان و مین، نشانههایی از شکافهای درونحزبی و رقابت میان جریانهای سنتی و ترقیخواه را آشکار کرده است. همزمان، موضوعاتی مانند عملکرد نهادهای مهاجرتی، استفاده از اختیارات اجرایی و پیامدهای تصمیمهای دولت، به محورهای اصلی رقابتهای سیاسی تبدیل شدهاند و بر فضای انتخاباتی پیش رو اثر میگذارند.
از سوی دیگر، برخی طرحهای قانونگذاری، از جمله تشدید تحریمها علیه روسیه، پس از درگذشت لیندسی گراهام نیز همچنان در دستور کار قرار دارند. هرچند احتمال تصویب این طرحها به میزان حمایت کاخ سفید و رهبران کنگره وابسته است، اما ادامه پیگیری آنها نشان میدهد که بخشی از دستورکار سیاست خارجی آمریکا مستقل از تغییرات فردی دنبال میشود.
در مجموع، فضای سیاسی آمریکا بیش از گذشته تحت تأثیر راهبردهایی قرار گرفته که بر مدیریت ادراک، افزایش هزینه مخالفت و ایجاد انتخاب میان گزینههای نامطلوب استوار است. این رویکرد، ضمن تقویت قدرت مانور دولت در پیشبرد انتصابها و سیاستهای خود، موجب تشدید قطبیسازی سیاسی، افزایش اختلافات در کنگره و تغییر تدریجی الگوهای تصمیمگیری در نظام سیاسی آمریکا شده است؛ روندی که میتواند پیامدهای بلندمدتی برای ساختار حکمرانی و رقابتهای حزبی این کشور به همراه داشته باشد./منبع



